نتایج یک تحقیق مفصل که توسط روزنامه گاردین صورت گرفته، ابعاد فاجعهباری از سرکوب خونین خیزش سراسری و ملّی ایران در دیماه ۱۴۰۴ را روایت میکند. این گزارش با شواهدی هولناک از کشتار گسترده، فروپاشی سیستم درمانی و گورهای جمعی، نشان میدهد که چگونه جمهوری اسلامی در سایه قطعی کامل اینترنت، ایران را طی دو روز تبدیل به قتلگاه کرد.
بر اساس گزارش گاردین، روند خشونتها از روز پنجشنبه ۸ ژانویه (۱۸ دی) بهشدت بالا گرفت و به ابعادی بیسابقه در ایران و شاید تاریخ معاصر جهان رسید.
ترس از بیمارستانها و درمان مخفیانه
در این روز، تلفن همراه پزشکی در یک شهر نهچندان بزرگ ایران، که در گزارش با نام مستعار «دکتر احمدی» معرفی شده، بهطور مداوم زنگ میخورد.
همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران وضعیت بودند. هویت واقعی دکتر احمدی بهدلیل نگرانی از پیامدهای امنیتی ناشناس مانده، اما هویت، مدارک حرفهای و حضور او در داخل ایران در زمان اعتراضات توسط گاردین تأیید شده است.
در طول هفته، معترضان زخمیشده با باتوم و سلاحهای ساچمهای توسط نیروهای پلیس به بیمارستانها منتقل میشدند، اما کارکنان درمانی معتقد بودند بسیاری از جوانان مجروح از مراجعه به بیمارستانها خودداری میکنند؛ زیرا میترسیدند ثبت نام آنها بهعنوان بیمار ترومایی منجر به شناسایی و بازداشتشان شود.
در واکنش به این وضعیت، دکتر احمدی و همسرش بهصورت مخفیانه درمان مجروحان را در مکانی خارج از سیستم رسمی بیمارستانهای دولتی آغاز کردند؛ از طریق یک شبکه غیررسمی محلی، جوانان زخمی به آنها هدایت میشدند.
تغییر ناگهانی ماهیت جراحات
در ابتدا، بیشتر آسیبها سطحی بود؛ زخمهایی که به بخیه و آنتیبیوتیک نیاز داشت. اما با گذشت ساعات عصر پنجشنبه، شمار مراجعهکنندگان بهطور مداوم افزایش یافت.
بهگفته گاردین، روز بعد همهچیز بهطور ناگهانی تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند؛ اما این بار جراحات آنها بسیار شدیدتر بود: گلولهخوردگی از فاصله نزدیک و زخمهای عمیق ناشی از سلاح سرد، که اغلب ناحیه سینه، چشمها و اندامهای جنسی را هدف قرار داده بود.
بسیاری از این جراحات مرگبار بودند.
شمار غیررسمی تلفات و برآورد پزشکان
دکتر احمدی به گاردین گفته است که از تعداد کشتهها شوکه شده؛ بهطوری که تنها در همان شهر کوچک بیش از ۴۰ نفر جان خود را از دست داده بودند.
با توجه به قطعی کامل اینترنت، هیچکس تصویری از وضعیت کلی کشور نداشت.
برای ترسیم ابعاد ملی این خشونت، دکتر احمدی شبکهای متشکل از بیش از ۸۰ پزشک و کادر درمانی در ۱۲ استان از ۳۱ استان ایران تشکیل داد.
این شبکه مشاهدات و دادههای خود را به اشتراک گذاشت تا تصویری دقیقتر از میزان کشتار به دست آید.
ارزیابیهای این پزشکان که با گاردین در میان گذاشته شده و با روایتهایی از سردخانهها و قبرستانهای سراسر ایران تکمیل شده، نشان میدهد که تمام آمارهای رسمی و علنی، «بهشدت کمتر از واقعیت» هستند.
این پزشکان از ارائه یک عدد قطعی خودداری کردهاند، اما بر این باورند که مرگهایی که بهطور رسمی ثبت شدهاند، احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد تلفات واقعی را شامل میشوند. آنها با مقایسه تعداد کشتههایی که شخصاً شاهد آن بودهاند با آمارهای معمول بیمارستانها، تخمین میزنند که شمار واقعی جانباختگان ممکن است از ۳۰ هزار نفر فراتر رود.
دادههای دقیقتر از منابع بیمارستانی
در همین حال، یک برآورد مبتنی بر دادههای بیمارستانی که با گاردین به اشتراک گذاشته شده، تا روز جمعه ۹ ژانویه (۱۹ دی) رقم ۳۰ هزار و ۳۰۴ کشته را ثبت کرده است.
این دادهها توسط دکتر امیر پرستا، چشمپزشک ایرانی-آلمانی گردآوری شده است. او به گاردین گفته: «ما داریم به واقعیت نزدیکتر میشویم»، اما در عین حال افزوده که این آمار احتمالاً شامل موارد مربوط به بیمارستانهای نظامی یا مناطق غیرقابل دسترس نمیشود.
متخصصان بخش خدمات درمانی که گاردین با آنها گفتوگو کرده، تأکید کردهاند که این آمارهای داخلی بهروشنی از وقوع یک کشتار گسترده در بازهای بسیار کوتاه حکایت دارد.
پنهانکاری و ناپدید شدن اجساد
گزارش گاردین همچنین به تلاشهای سازمانیافته برای پنهانسازی ابعاد واقعی تلفات اشاره میکند.
روایتهایی از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر ایران حاکی از انتقال اجساد با کامیونهای حمل مواد غذایی و خودروهای حمل گوشت، دفن شتابزده پیکرها و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه پزشکی قانونی کشور است.
در یکی از سردخانهها، کارکنان گفتهاند چندین کامیون پر از اجساد وارد شدند؛ حجمی که بسیار فراتر از ظرفیت نگهداری و سردسازی آن مرکز بود.
هنگامی که کارکنان اعتراض کردند که امکان رسیدگی به این تعداد جسد وجود ندارد، دو کامیون حامل پیکرها به مکانی دیگر منتقل شدند.
اما تلاش برای پیگیری محل انتقال آنها بینتیجه ماند و هیچیک از مراکز بزرگ پزشکی قانونی منطقه اعلام نکردند که این اجساد را دریافت کردهاند.
پزشکان به گاردین گفتهاند که به «دفن دستهجمعی» مشکوک شدهاند.
ویدیوها و گواهی شاهدان عینی از دفن جمعی
ویدیوهای تأییدشده از مرکز پزشکی قانونی کهریزک در تهران، که توسط گاردین بررسی شده، صحنههایی مشابه را نشان میدهد؛ از جمله آنچه به نظر میرسد صدها جسد است که بیرون از این مرکز قرار داده شده و خانوادههایی که در میان آنها به دنبال عزیزان خود میگردند.
گاردین همچنین با سه شاهد مستقل گفتوگو کرده که از دفنهای جمعی و انباشت صدها جسد در قبرستان بهشت سکینه در شهر کرج (حدود ۵۰ کیلومتری غرب تهران) خبر دادهاند.
در یک روایت مکتوب که با گاردین به اشتراک گذاشته شده، فردی با نام مستعار رضا گفته است که در روزهای ۱۰ و ۱۱ ژانویه (۲۰ و ۲۱ دی)، صدها جسد که «بینام و بیصاحب» معرفی شده بودند به این قبرستان منتقل شدند.
به گفته او، بسیاری از اجساد با وانتهایی که معمولاً برای حمل میوه و سبزی استفاده میشود جابهجا میشدند و همه آنها در کیسههای مخصوص اجساد قرار نداشتند.
او نوشته است: «این خودروها دهها بار بین محلهای نگهداری و قبرستان رفتوآمد میکردند. من جسدهایی را دیدم که آنقدر به هم چسبیده بودند که برای جدا کردنشان باید زور به کار میرفت. خون بعضی هنوز تازه بود و بعضی دیگر خشک شده بود وقتی آنها را روی هم تلنبار میکردند.»
توصیف پزشکان از حجم خشونت
دکتر احمدی به گاردین میگوید: «از نظر پزشکی، جراحاتی که دیدیم نشاندهنده خشونتی بیحد و مرز است؛ هم از نظر وسعت و هم از نظر روش.»
پزشک دیگری که در تهران فعالیت میکند به گاردین گفته است: «من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را بهصورت جمعی قتلعام کردند. هیچکس نمیتواند تصور کند… من فقط خون دیدم، خون و خون.»
مقایسه تاریخی با کشتار بابینیار
کارشناسانی که گاردین با آنها گفتوگو کردهاند، در یافتن نمونهای تاریخی برای چنین تعداد بالایی از افرادی که در مدتزمانی به این کوتاهی با شلیک گلوله کشته شدهاند، با دشواری روبهرو شدهاند.
گاردین نوشته است که در پایگاههای داده مربوط به کشتارهای جمعی با سلاح گرم، تنها رویداد قابل مقایسه، اعدام حدود ۳۳ هزار یهودی توسط نیروهای نازی در بابینیار در نزدیکی کییف در روزهای ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ است.
پرده آهنین دیجیتال و قطعی اینترنت
این گزارش تأکید میکند که قطع گسترده اینترنت نقش کلیدی در پنهان ماندن ابعاد واقعی این کشتار داشته است.
تصاویر اجساد تنها از طریق ارتباطات ماهوارهای غیرقانونی به بیرون درز کرده و خانوادهها، در پشت آنچه گاردین «پرده آهنین دیجیتال» مینامد، از اطلاع از سرنوشت عزیزانشان ناتوان ماندهاند؛ در حالی که بیمارستانها و مراکز پزشکی قانونی زیر بار حجم بیسابقه قربانیان فروپاشیدهاند