لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۳:۱۳

از نظر من لیگ برتر فوتبال انگلیس، جذاب ترین مسابقات باشگاهی در جهان است، رقابتهایی هیجان انگیز و تماشایی که هر هفته آبستن حوادثی عجیب و نتایجی غیرمنتظره است. ستاره های خارجی، مربیان بزرگ، تنوع تاکتیکی تیمها، امکانات سخت افزاری مناسب و باشگاههای حرفه ای و ثروتمند باعث شده لیگ برتر، نمونه موفقی از یک لیگ فوتبال گلوبال باشه با میلیونها طرفدار در سراسر جهان.

یکی از جذابیتهای لیگ برتر غیر قابل پیش بینی بودن نتایج است، یعنی نمیشه گفت تیمهای بالای جدول به سادگی رقبای خود را شکست میدهند. تمام بازیها یک نبرد تمام عیار است و هیچ حریفی از قبل بازنده نیست، مثل همین بازی هفته گذشته که چلسی با یک گل از بورنموث شکست خورد، هرچند چلسی در این فصل وضع خوبی نداره ولی کسی انتظار نداشت که بورنموث ته جدولی که هفته هاست بردی نداشته، چلسی را در استمفورد بریج شکست دهد.

به این ترتیب باخت دیگری به پرونده خوزه مورینهو اضافه شد تا چلسی در ادامه فصل کابوس وارش بدترین روزهای تاریخ باشگاه را تجربه کنه. بسیاری از کارشناسان باور دارند دوران آقای خاص در این تیم به پایان رسیده و این باشگاه لندنی برای رهایی از این مصیبت نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد.

خوزه مورینهو در ابتدای فصل اشتباهات زيادی در يارگيری داشت، از طرفی برخورد زشت و زننده او با پزشك تيم باعث شد افكار عمومی عليه آقای خاص باشه، در ادامه با تعدادی از بازيكنان دچار مشكل شد و بعد جنگ روانی بی حاصلی را عليه داوران و رسانه ها آغاز كرد تا تيمش وارد بحرانی جدی شود، حواشی که بدون شک نقش مهمی در ناکامیهای این تیم داشت.

علاوه بر ضعف خط دفاعی، مشكلات تهاجمی و افت مهره های کلیدی، بدشانسی هم دست از سر چلسی بر نميداره و اصولا اين روزها همه چيز عليه اين تيم است، مثلا در بازی مقابل پورنموث توپ و میدان در اختیار چلسی بود و حملات زیادی را روی دروازه حریف داشت، ولی در نهایت این پورنموث بود که روی یک ضربه کرنر و اشتباهات زنجیره ای درازه بان و مدافعین چلسی گل زد و پیروز شد.

مروری بر كارنامه حرفه ای خوزه مورينهو نشان ميده تاريخ مصرف اين مربی بين دو تا سه سال است، او در اينترميلان، دوره اول حضورش در چلسی و رئال مادريد هم ماجراهای مشابهی داشت و پس از کش و قوسهای فراوان در نهايت كنار گذاشته شد.

ظاهرأ اين بار هم سرنوشت مشابهی در انتظار مورينهو است، به عقيده بسياری رومن آبرامويچ تا اينجا هم فرصت زيادی به اين مربی داده و بايد هر چه سریع تر او را اخراج كنه. ظاهرأ مشكل اصلی پيدا كردن جانشينی برای آقای خاص است، با توجه به اینکه اکثر مربیان مطرح جهان شاغل هستند و در باشگاههای دیگری کار میکنند، گزینه مناسبی برای مربیگری چلسی وجود نداره و به نظر میرسه رومن آبرامویچ علی رغم میل باطنی خود، مجبور است فعلا خوزه مورینهو را تحمل کنه ، مگر اینکه وضع از این هم بدتر شود و مثلا این تیم در همین یکی دو بازی بعدی هم ببازه.

با توجه به نتایج ضعیف چلسی، اهداف این تیم هم در حال تغییر و دگرگونی است، کمتر کسی فکر میکرد روزی آقای خاص از قهرمانی صحبت نکنه و در بهترین حالت هدفش رسیدن به جمع شش تیم بالای جدول باشه، این است حال و روز مدافع عنوان قهرمانی لیگ برتر.

شايعات زيادی درباره حضور قريب الوقوع كارلو آنجلوتی در چلسی شنيده ميشه، او رابطه خوبی با مالك باشگاه داره و مربی سياستمداری است كه ميتونه سر و سامانی به اين وضعيت آشفته باشگاه بده. دون كارلو در مادريد هم ويرانه ای كه مورينهو از خود باقی گذاشت به خوبی بازسازی كرد و مرد مأموريتهای غيرممكن است، البته چهره های دیگری هم هستند که شاید حاضر باشند مربیگری چلسی را قبول کنند ، مثلا پپ گواردیولا که بزودی قراردادش با بایرن مونیخ تموم میشه.

به هر حال روزهای سرنوشت سازی در انتظار چلسی است و مشخص نيست تغييرات اساسی از چه زمانی آغاز ميشه، فعلا که این باشگاه روی نوار ناکامی حرکت میکنه و به نظر میاد آقای خاص هنوز نتونسته راهکاری برای نجات تیمش پیدا کنه.

خوزه مورينهو مربی بزرگي است و افتخارات زيادی هم كسب كرده، شايد غرور كاذب و رفتارهای عجيب و غريبش در اوج موفقيت قابل تحمل باشه، ولی وقتی تيم نتيجه نگيره و در آستانه سقوط باشه، نچسب و دل آزار است و جذابیتی نداره، شاید تاريخ مصرف آقای خاص در چلسی به پايان رسيده.

XS
SM
MD
LG