این روایت بر اساس گفتههای شاهدان عینی است که با صدای آمریکا صحبت کردهاند و به دلایل امنیتی نام آنان فاش نمیشود. محتوای این گزارش ممکن است برای برخی ناراحتکننده باشد.
با گذشت یک ماه از آغاز اعتراضات سراسری در ایران و اتصال محدود برخی از شهروندان ایران به اینترنت، خبرها و اطلاعاتی از ابعاد فاجعهبار سرکوب معترضان منتشر شده است. روایاتی مستند از ابعاد سرکوب در مشهد و رشت نیز به دست در صدای آمریکا رسیده است.
یک شاهد عینی در مشهد: من از شاهدان قتل عام مردم هستم
زن جوانی در مشهد با ارسال پیامهایی صوتی برای خبرنگار صدای آمریکا از ابعاد سرکوب و کشتار در این شهر روایت کرد.
او از اقدامات خشونتآمیز ماموران حکومتی با معترضان گفت که از باتوم، گاز اشکآور، گلولههای ساچمهای و سلاحهای سنگین جنگی برای سرکوب معترضانی استفاده کردند که با دست خالی اعتراض میکردند و شعار میدادند.
او گفت: «این صدایی که میشنوید صدای یک بازمانده است از نسلکشی؛ نسلکشیای که نه فقط در مشهد بلکه در شهرهای دیگر هم رخ داد، اما این فرصت به من داده شده که از مشهد روایت کنم.»
او افزود: «من شاهد قتل عام و شاهد آسیبهای چشمی بسیاری از معترضان بودم و الان از وجودم در خانه احساس شرم میکنم، چون افراد زیادی را که میشناختم، از دست دادم و شاهد این بودم که افراد به چه صورت با مرگ و زندگی و گلوله دستوپنجه نرم میکنند. چیزی که من در روز پنجشنبه ۱۸ دی شاهد آن بودم، یک جنگ بود؛ جنگ علیه مردمی که دست خالی بودند و تنها چیزی که برای محافظت از خود از آن استفاده میکردند، پلاک اسم کوچهها بود که جلوی صورتشان میگرفتند تا ساچمه نخورند و آسیب نبینند.»
این شاهد عینی از شلیک عامدانه ماموران به چشم معترضان روایت کرد و از شجاعت مردم گفت که با وجود اصابت گلولههای ساچمهای به چشم و بدنشان همچنان در اعتراضات بودند و شعار میدادند. او همچنین از همراهی پدران و مادران با فرزندانشان در اعتراضهای مشهد خبر داد.
این زن جوان ساکن مشهد در ادامه درباره خیابان «غرق در خونِ» وکیلآباد گفت: «چیزی که من در خیابان وکیلآباد دیدم، وحشتناک بود. با ماشینهای آتشنشانی و آبپاشهای قوی کف خیابان را میشُستند، بهحدی خون زیاد بود که من حیرتزده نگاه میکردم و گریه میکردم. صبح روز بعد از زیرگذر مترو که رد شدیم، هنوز رد خون بود و میتوانستیم ببینیم که یک نفر چهطور تلاش کرده که از زیرگذر خارج شود، یعنی رد قدمهای خونی او مشخص بود.»
سرکوب و خشونتی در شهرهای مختلف همچنان ادامه دارد و جمهوری اسلامی با خاموشی اینترنت و اعمال محدودیت در تماسهای تلفنی با خارج از کشور در تلاش است که ابعاد و جزئیات آن را پنهان کند.
این شاهد عینی از برقراری جو امنیتی شدید و چیزی شبیه به حکومت نظامی در مشهد خبر داد و گفت ماموران به حریم خصوصی شهروندان تجاوز میکنند، به خانهها یورش میبرند، ماشینها را بازرسی میکنند، و برخوردشان با توهین و فحاشی و خشونت بسیار همراه است.
یک شاهد عینی از رشت: در بازار رشت جهنم را با چشمان خودم دیدم
طی روزهای اخیر اخبار و ویدیوهای زیادی از اعتراضات و سرکوب در رشت منتشر شده که حاکی از سرکوب شدید، خشونت بسیار و کشتار گسترده معترضان است؛ معترضانی که در یکی از شبهای خونبار تاریخ جمهوری اسلامی در میان شعلههای آتش و رگبار گلوله گرفتار شده بودند.
روایتی از نحوه کشتار معترضان در بازار رشت به صدای آمریکا رسیده است.
یک شاهد عینی برای خبرنگار صدای آمریکا اینطور روایت کرد: «ماموران به سوی معترضانی که به صورت مسالمتآمیز اعتراض میکردند و شعار میدادند، بیرحمانه تیراندازی کردند، مردم هراسان از خیابان امام به سوی بازار رشت فرار کردند و در دالانهای بازار پناه گرفتند، اما بازار رشت به آتش کشیده شد و گروهی از ماموران مسلح به سمت دیگر بازار در خیابان شریعتی رفتند. مردم که در شعلههای آتش گرفتار شده بودند راهی نداشتند جز این که از خروجی دیگر بازار واقع در خیابان شریعتی خارج شوند، آنجا ماموران مستقر شده بودند، مردم از شعلههای آتش فرار کردند اما با مامورانی مواجه شدند که بیرحمانه گلولهبارانشان کردند.»
این شاهد عینی در ادامه گفت: «جهنم را با چشمان خودم دیدم، مردم را به رگبار بستند از کودکان خردسال تا افراد سالخورده.»
طی روزهای اخیر نیز ویدیوهایی از بازار رشت منتشر شده که بخشی از ابعاد این فاجعه را نشان میدهد. بنا بر گزارشها بیش از ۳۰۰ مغازه در آتش سوخته و از بین رفته است.
کاربران شبکههای اجتماعی نوشتند آنچه در بازار رشت رخ داده، شبیه واقعه سینما رکس آبادان است.
سازمان حقوق بشر ایران هم روایاتی را از چند شاهد عینی در رشت منتشر کرده است که ابعاد فاجعه بازار رشت را حکایت میکنند. یکی از شاهدان عینی گفته که در میان نیروهای سرکوبگر بسیجیهای کمسن را دیده است و برخی از ماموران هم عربی صحبت میکردند.
یک شاهد عینی دیگر هم گفت: «دیدم که ماموران حکومتی به زخمیها تیر خلاص زدند.»
شاهد عینی در مشهد: خانواده کشتهشدگان از ترس ناچار به سکوت شدهاند
در همه روایاتی که به دست ما رسیده است، یک مخرج مشترک وجود دارد و آن، فشار شدید نهادهای اطلاعاتی روی خانوادههاست؛ خانوادههای کشتهشدگان زیر تهدید و فشار هستند برای اینکه اطلاعرسانی نکنند.
نهادهای اطلاعاتی پدر و مادر قربانیان را تهدید کردهاند که در صورت مصاحبه با رسانهها، جان سایر فرزندانشان به خطر میافتد.
یک شاهد عینی در مشهد در اینباره گفت: «من آدمهای زیادی را میشناسم که یکی از اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، اما سکوت کردهاند و جرأت ندارند که چیزی بگویند. افرادی را میشناسم که تیر خوردهاند و زخمی شدهاند، اما پرستارها برای درمان به خانه آنها میروند تا این افراد شناسایی نشوند. من با خانواده کشتهشدگان صحبت کردم و گفتم که میتوانم اسامی آنها را رسانهای کنم، اما آنها از من خواهش کردند که این کار را انجام ندهم و گفتند به سراغ ما میآیند و برای بقیه اعضای خانواده داستان درست میکنند. ما دیگر توان آن را نداریم.»
بنا بر گزارشهای دریافتی، نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در مورد خانوادههای بازداشتشدگان هم این روش را به کار میبرند، به برخی وعده آزادی فرزند دربندشان را میدهند و برخی دیگر را تهدید میکنند که اگر درباره فرزندشان اطلاعرسانی کنند، او اعدام خواهد شد. این گزارشها نشاندهنده تلاش حکومت برای ساکت نگهداشتن خانوادهها است تا ابعاد این کشتار و سرکوب بیسابقه رسانهای نشود.
گزارش چند شاهد عینی: به مراکز درمانی دستور داده شده بود که زخمیها را پذیرش نکنند
طی روزهای گذشته روایات بسیاری از فشار بر کادر درمان و پزشکانی منتشر شده که قصد داشتند به زخمیها رسیدگی کنند. برخی از اعضای خانوادهها به ما در صدای آمریکا گفتند که تعدادی از بیمارستانها فرزند زخمیشان را پذیرش نکردند. برخی از زخمیها نیز بهدلیل ترس از بازداشت یا کشتهشدن توسط ماموران حکومتی اصلا به بیمارستان مراجعه نکردند. گزارشهایی از ربودن زخمیها از بیمارستان، زدن تیر خلاص به آنها و رها کردن زخمیها در خیابان، بیمارستان و زندان نیز منتشر شده است.
یک شاهد عینی در مشهد در اینباره به صدای آمریکا گفت: «من از یک پرستار شنیدم که در یک بیمارستان کادر درمان را کاهش داده بودند و به این دلیل زخمیهایی که به بیمارستان میرسیدند، جان خود را از دست میدادند. این موضوع در مشهد فاجعهبار بود.»
سازمان حقوق بشر ایران نیز روز یکشنبه پنجم بهمن گزارشی منتشر کرد از فشار بر کادر درمان و پزشکانی که قصد داشتند به مجروحان کمک کنند.
در این گزارش آمده است که ماموران حکومتی با یورش به مراکز درمانی و منازل شماری از پزشکان و کادر درمان آنها را با خشونت بازداشت کردهاند.
سازمان حقوق بشر ایران نوشته است گزارشهایی مستند از ارعاب و تهدید پزشکان و کادر درمان دریافت کرده که با هدف جلوگیری از نجات جان مجروحان صورت گرفته است.
آمنه سلیمانی پزشک ساکن اردبیل یکی از پزشکانی است که به این دلیل بازداشت شده است.
چند روز پیش هم گزارشی منتشر شده بود از دستوری که به پزشکان زندانها داده شده برای عدم رسیدگی به بازداشتشدگان زخمی؛ بازداشتشدگانی که شماری از آنان کودک هستند.
اینها تنها دو روایت از هزاران روایت شاهدان عینی سرکوب مرگبار معترضان در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ است؛ اعتراضاتی که از هفتم دی آغاز شد و به حدود ۲۰۰ شهر در سراسر کشور گسترش یافت.
جمهوری اسلامی از ۱۸ دی با خاموشی اینترنت و ایجاد محدودیت در تماسهای تلفنی با خارج از ایران دست به سرکوب خونین و بازداشتهای پرشمار زده است.
طی یکی دو روز اخیر برخی از شهروندان ایران موفق شدهاند بهطور محدود با خارج از کشور ارتباط برقرار کنند و اطلاعاتی را بهصورت قطرهچکانی به رسانهها مخابره کنند.
در این شرایط قطع اینترنت و محدودیت ارتباطات تلفنی با ایران، راستیآزمایی شمار قربانیان اعتراضات امکانپذیر نیست، نهادهای دولتی جمهوری اسلامی شمار کشتهشدگان را ۳۱۱۷ نفر اعلام کردند، اما ارقامی که از سوی نهادها و رسانههای مختلف اعلام شده بسیار متغیر و از پنج هزار تا ۲۰ هزار کشته و حتی بیش از آن بیان شده است. دهها تن از کشتهشدگان کمتر از ۱۸ سال داشتند.
همچنین خبرهای رسیده به صدای آمریکا حاکی از بازداشت دهها کودک است که برخی از آنان زخمی هستند و در زندان دسترسی به پزشک و امکانات درمانی ندارند.
سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ، در واکنش به انتشار آمار دولتی از تعداد کشتهها، در بیانیهای نوشت که این آمار هیچ اعتباری ندارد و باید تحقیقات مستقل بینالمللی در این زمینه انجام شود.
با وجود واکنشهای گسترده بینالمللی در محکومیت سرکوب و خشونت در ایران، جمهوری اسلامی همچنان به بازداشتهای پرشمار ادامه میدهد و هر روز خبر بازداشت صدها نفر منتشر میشود.
در این شرایط، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نیز با سرعت در حال تشکیل پرونده قضایی و کیفرخواست علیه معترضان زندانی است و با توجه به تهدیدها از سوی رئیس قوه قضائیه و دادستان کل ایران که معترضان را «محارب» و «عوامل اسرائیل و آمریکا» نامیدند، نگرانیها بابت صدور احکام سنگین از جمله اعدام برای معترضان افزایش یافته است.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در هفتههای اخیر بارها ضمن ابراز حمایت صریح خود از معترضان ایرانی، نسبت به کشتار معترضان به جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آن هشدار داده و گفته بود در صورت اعدام معترضان، ایالات متحده «اقدامات بسیار قاطعی» انجام خواهد داد.
او روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ در گفتوگو با نشریه پولتیکو گفت که «آیتالله» به دلیل «ویران کردن کامل کشورش» گناهکار است و «وقت آن رسیده است که به دنبال رهبری تازهای در ایران باشیم.»
او درباره علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «گناه او به عنوان رهبر یک کشور، نابودی کامل کشور و استفاده از خشونت در سطوحی است که قبلاً هرگز دیده نشده است.»
او افزود: «برای این که کشور بتواند به کار خود ادامه دهد، حتی اگر این عملکرد در سطح بسیار پایینی باشد، رهبری باید بر درست اداره کردن کشورش تمرکز کند - مانند همین کاری که من با ایالات متحده انجام میدهم - و نه این که برای حفظ سلطهاش، هزاران نفر را بکشد.»