اختصاصی صدای آمریکا | پیام رضا ولی‌زاده از زندان اوین در دومین سالگرد بازداشت: حبس را به همکاری با اطلاعات سپاه ترجیح دادم

رضا ولی‌زاده، روزنامه‌نگار و شهروند ایرانی-آمریکایی محبوس در زندان اوین (آرشیو)

رضا ولی‌زاده، روزنامه‌نگار و شهروند ایرانی-آمریکایی زندانی در اوین، در پیامی صوتی و متنی که در دومین سالگرد بازداشت وی، روز چهارشنبه اول مهر به‌ طور اختصاصی به صدای آمریکا رسیده است، از پیشنهاد سازمان اطلاعات سپاه برای همکاری با این نهاد سخن گفته و تاکید کرده زندان رفتن را به همکاری با سپاه برای کشاندن همکارانش به ایران ترجیح داده است.

ولی‌زاده، ۴۹ ساله، روزنامه‌نگار پیشین رادیو فردا است که از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ در این رسانه فعالیت داشت. او پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور، در سال ۱۴۰۲ برای دیدار و مراقبت از والدین سالمند خود به ایران بازگشت و یک مهر همان سال بازداشت شد.

دادگاه انقلاب او را به اتهام «همکاری با دولت متخاصم» به ۱۰ سال زندان محکوم کرد و درخواست تجدیدنظر او نیز رد شد. وزارت خارجه آمریکا در مه ۱۴۰۴ رسما او را «فردی به ناحق بازداشت‌شده» اعلام کرد.

ولی‌زاده در پیام تازه خود می‌گوید: «اگرچه می‌توانستم با پذیرفتن قرارداد “وسوسه‌کننده” سازمان اطلاعات سپاه برای به دام انداختن همکارانم و کشاندن آن‌ها به ایران نه تنها به زندان نروم بلکه از مزایای فراوان این همکاری برخوردار شوم؛ اما انتخاب من زندان بود و آزادی‌ام را از هیچ طرفی گدایی نمی‌کنم.»

او همچنین با اشاره به سرکوب‌های اخیر در ایران گفت: «دو سال حبس من در برابر داغ خانواده‌هایی که برای یافتن پیکر عزیزانشان، زیپ ده‌ها یا صدها کیسه جسد را گشوده‌اند هیچ‌ است.»

این روزنامه‌نگار زندانی در بخش دیگری از پیام خود به ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند و در فکر بازگشت به ایران هستند هشدار داد و گفت ممکن است پس از ورود به کشور با فشار نهادهای امنیتی برای ارائه اطلاعات یا همکاری مواجه شوند. او درباره تجربه خود از زندان نیز گفت: «اوج توحش و خباثت این نظام را باید در اتاق‌های بازجویی، سلول‌های انفرادی و زندان‌هایش به چشم دید.»

انتشار این پیام همزمان با درخواست چهار سناتور دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا برای افزایش تلاش‌های دولت پرزیدنت ترامپ به منظور آزادی ولی‌زاده صورت می‌گیرد. برایان شاتز و جکی روزن، سناتورهای دموکرات، و مارشا بلکبرن و دیو مک‌کورمیک، سناتورهای جمهوری‌خواه، در نامه‌ای به مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، خواستار آن شدند که آزادی و وضعیت سلامت او از طریق «تمام کانال‌های دیپلماتیک موجود» به یک «اولویت فوری» تبدیل شود.

این چهار سناتور هشدار دادند: «با هر روز ادامه بازداشت، جان آقای ولی‌زاده در خطر است.» آنها افزودند وضعیت سلامت او در زندان «به‌ شدت وخیم‌تر شده»، و او از مراقبت پزشکی، از جمله اسپری مورد نیاز برای درمان آسم، محروم مانده است. سناتورها همچنین نوشتند: «به‌شدت نگرانیم که مقامات ایرانی اقدامات ناگهانی و خودسرانه‌ای انجام دهند که جان او را به خطر اندازد.»

وزارت خارجه آمریکا نیز در واکنش به این درخواست اعلام کرد: «رژیم باید رضا ولی‌زاده و تمام آمریکایی‌هایی که به ناحق در ایران بازداشت شده‌اند را فورا آزاد کند.»

گزارشگران بدون مرز می‌گوید جمهوری اسلامی همچنان از بازداشت خودسرانه، احضار و بازجویی، احکام سنگین زندان، نظارت و تهدید برای اعمال فشار بر روزنامه‌نگاران و محدود کردن گردش آزاد اطلاعات استفاده می‌کند؛ و حتی روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور و خانواده‌های آنان نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند.

این سازمان ایران را در شاخص آزادی مطبوعات سال ۱۴۰۵ در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار داده است و می‌گوید بیش از ۱۰۰ روزنامه‌نگار از سال ۱۴۰۰ بازداشت شده‌اند. کارشناسان سازمان ملل نیز در گزارش‌های اخیر خود درباره بازداشت‌های خودسرانه و نقض آزادی بیان در ایران ابراز نگرانی کرده‌اند.

متن کامل پیام رضا ولی‌زاده از زندان اوین که صدای آمریکا آن را بدون هیچ ویرایشی منتشر می‌کند

دو سال حبس من در برابر داغ خانواده‌هایی که برای یافتن پیکر عزیزانشان، زیپ ده‌ها یا صدها کیسه جسد را گشوده‌اند هیچ‌ است.

اگرچه می‌توانستم با پذیرفتن قرارداد "وسوسه‌کننده" سازمان اطلاعات سپاه برای به دام انداختن همکارانم و کشاندن آن‌ها به ایران نه تنها به زندان نروم بلکه از مزایای فراوان این همکاری برخوردار شوم؛ اما انتخاب من زندان بود و آزادی‌ام را از هیچ طرفی گدایی نمی‌کنم.

اکنون در حیرتم از آن دسته از چهره‌های شناخته‌شده ایرانی که هوس بازگشت به ایران در سر دارند. اگر ذات خبیث جمهوری اسلامی را فراموش کرده‌اند از داغ‌دیدگان دی‌ماه بپرسند گشودن و بستن ده‌ها یا صدها کیسه جسد برای یافتن عزیزان‌شان چه حسی دارد.

جمهوری اسلامی را از قاب جنگی که خود را قربانی آن معرفی می‌کند و ژستی که با مرگ مهندسی‌شده‌ی قربانیان مدرسه میناب می‌گیرد نمی‌توان شناخت.

این حکومت حیله‌گر که جنایت شلیک به هواپیمای اوکراینی را در کارنامه‌ دارد به مهارت جدیدی در مهندسی مرگ شهروندان بی‌گناه رسیده است. استفاده از مدرسه، مترو، ورزشگاه و بیمارستان به عنوان سپر انسانی با نیت افزایش قربانیان غیرنظامی و پر کردن خشاب پروپاگاندا و مظلوم‌نمایی انجام می‌شود.

این نظام سال‌هاست که قربانی‌بودن را به یک صنعت سیاسی تبدیل کرده است. سال‌ها برای جنگ، فرش قرمز پهن کرد، اما هنگامی که جنگ از راه رسید، به تونل‌ها خزید.

برای موشک، بودجه داشت؛ برای زندگی، تحریم. برای سرکوب، سازمان داشت؛ برای آزادی، زندان. تنها اورانیوم غنی نکرد؛ دروغ، دزدی، خرافه، جنایت و استبداد را هم غنی‌ کرد.

اوج توحش و خباثت این نظام را باید در اتاق‌های بازجویی، سلول‌های انفرادی و زندان‌هایش به چشم دید نه در ویدئوهای فانتزی و رمانتیک دست‌پخت افسران جنگ نرم سپاه در آشپزخانه هوش مصنوعی.

اگر روزی فریفته‌ی نمایش میهن‌پرستی و تماس‌های دلبرانه شکارچیان حکومتی شدید و قدم روی فرش قرمزی که برایتان پهن کرده‌اند گذاشتید ماه عسل‌تان چندان طولانی نخواهد بود.

پس از ورود به ایران و پایان تعارفات اولیه احتمالا باید به تخلیه اطلاعاتی و همکاری تن دهید. اگر هم چنین نشد یعنی که تونل‌نشینان برای گدایی مشروعیت، ناچار شده‌اند پرده آخر نمایش خود را بازی کنند و سخاوت به خرج دهند که در این صورت پیوندتان مبارک. سرخی فرش قرمزی که برایتان پهن کرده‌اند از خون جاویدنامان وطن است که به دست مزدوران حکومت به قتل رسیده‌اند.

پایان پیام رضا ولی‌زاده