مرگ ناگهانی لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، به بیش از سه دهه حضور یکی از شناختهشدهترین چهرههای سیاست خارجی آمریکا در کنگره پایان داد؛ سیاستمداری که دفاع از قدرت نظامی آمریکا، حمایت استوار از اسرائیل و مقابله قاطع با جمهوری اسلامی را اجزای یک راهبرد واحد میدانست و در سالهای پایانی زندگی به یکی از نزدیکترین متحدان دونالد ترامپ تبدیل شده بود.
دفتر گراهام اعلام کرد او شامگاه شنبه ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶، برابر با ۲۰ تیر ۱۴۰۵، پس از یک «بیماری کوتاه و ناگهانی» درگذشت. او ۷۱ سال داشت و تنها دو روز از زادروزش گذشته بود. بیانیه دفترش جزئیاتی درباره بیماری یا علت رسمی مرگ ارائه نکرد و خانوادهاش خواستار حفظ حریم خصوصی شد. گزارشهایی نیز از اعزام نیروهای امدادی برای رسیدگی به یک مورد ایست قلبی در خانه او منتشر شد، اما علت نهایی مرگ تا زمان تنظیم این گزارش رسماً اعلام نشده است.
ناگهانی بودن مرگ گراهام از آن رو بیشتر جلب توجه کرد که او تا واپسین ساعات زندگی فعال بود. پرزیدنت ترامپ گفت گراهام پس از بازگشت از اوکراین با او تلفنی صحبت کرده و اگرچه کمی خسته به نظر میرسیده، صدایش عادی بوده است. گراهام قرار بود روز بعد در برنامه «میت د پرس» شبکه انبیسی درباره سفرش سخن بگوید. نزدیکی زمانی سفر با مرگ او و منتشرنشدن جزئیات پزشکی، به برخی گمانهزنیها در شبکههای اجتماعی دامن زد و برخی کاربران و چهرههای سیاسی خواستار بررسی و شفافیت بیشتر شدند.
آخرین سفر گراهام به اوکراین روز جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵، پایان یافت. او در دهمین سفر خود به این کشور از زمان تهاجم گسترده روسیه در اسفند ۱۴۰۰، با ولودیمیر زلنسکی دیدار کرد. گفتوگوها بر نیازهای دفاع هوایی اوکراین، چشمانداز صلح و تشدید فشار اقتصادی بر روسیه متمرکز بود. گراهام همان روز همراه با سه سناتور دیگر اعلام کرد که با دولت ترامپ برای پیشبرد طرح تازه تحریم روسیه به توافق رسیدهاند. آخرین تصاویر عمومی او، سیاستمداری را نشان میداد که همچنان در مرکز یکی از مهمترین بحرانهای امنیتی جهان فعالیت میکرد.
از پشت یک کافه تا کنگره
لیندزی اُلین گراهام در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵، برابر با ۱۸ تیر ۱۳۳۴، در شهر کوچک سنترال در کارولینای جنوبی به دنیا آمد. پدر و مادرش کسبوکاری خانوادگی شامل کافه و سالن بیلیارد را اداره میکردند و او بارها از بزرگشدن در اتاقهای پشت همان محل سخن گفته بود. گراهام نخستین فرد خانوادهاش بود که به دانشگاه رفت. مرگ مادرش در ۲۱سالگی و درگذشت پدرش حدود ۱۵ ماه بعد، مسیر زندگی او را تغییر داد. او سرپرستی قانونی خواهر نوجوانش، دارلین، را بر عهده گرفت. گراهام هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت.
او در دانشگاه کارولینای جنوبی روانشناسی و سپس حقوق خواند و در سال ۱۹۸۲، بهعنوان افسر حقوقی وارد نیروی هوایی آمریکا شد. بیش از شش سال در خدمت فعال بود و سپس در گارد ملی هوایی و نیروی ذخیره ادامه خدمت داد. سابقه نظامیاش در مجموع ۳۳ سال طول کشید و در سال ۲۰۱۵، با درجه سرهنگی بازنشسته شد. این پیشینه جهانبینی سیاسی او را شکل داد: گراهام امنیت آمریکا را وابسته به ارتشی قدرتمند، اتحادهای پایدار و مقابله با تهدیدها پیش از رسیدن آنها به خاک کشور میدانست.
لیندزی گراهام سابقه طولانی خدمت در ارتش داشت
گراهام در سال ۱۹۹۲ وارد مجلس ایالتی کارولینای جنوبی شد و دو سال بعد، در سال ۱۹۹۴ به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت. او در جریان استیضاح بیل کلینتون در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹، از نمایندگان منتخب مجلس برای پیگیری و ارائه پرونده استیضاح در سنا بود. در انتخابات نوامبر ۲۰۰۲ به سنا راه یافت و از ژانویه ۲۰۰۳ کار خود را به عنوان سناتور ایالات متحده آغاز کرد. او هنگام مرگ برای پنجمین دوره نامزد شده و در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان نیز پیروز شده بود.
میراث مککین و سیاست خارجی قدرتمحور
در سنا، نزدیکترین دوست و مهمترین همراه سیاسی گراهام جان مککین بود. آن دو، همراه با جو لیبرمن، به دلیل سفرهای خارجی و دیدگاه مشترکشان درباره نقش جهانی آمریکا به «سه رفیق» شهرت یافتند. آنان با انزواگرایی مخالف بودند، از ناتو و متحدان آمریکا دفاع میکردند و قدرت نظامی را، در کنار دیپلماسی و تحریم، ابزار حفظ نظم بینالمللی میدانستند. مرگ مککین در ۲۵ اوت ۲۰۱۸، برای گراهام فقدانی شخصی و سیاسی بود؛ اما نگاه امنیتمحور مشترک آن دو تا پایان در مواضع او باقی ماند.
در سنا، نزدیکترین دوست و مهمترین همراه سیاسی گراهام جان مککین بود. آن دو، همراه با جو لیبرمن، به دلیل سفرهای خارجی و دیدگاه مشترکشان درباره نقش جهانی آمریکا به «سه رفیق» شهرت یافتند. آنان با انزواگرایی مخالف بودند، از ناتو و متحدان آمریکا دفاع میکردند و قدرت نظامی را، در کنار دیپلماسی و تحریم، ابزار حفظ نظم بینالمللی میدانستند.
همین نگاه، گراهام را به یکی از پایدارترین حامیان اسرائیل در کنگره تبدیل کرد. او امنیت اسرائیل و آمریکا را بههمپیوسته میدانست و از کمکهای دفاعی، همکاریهای اطلاعاتی و توان اسرائیل برای مقابله با حماس، حزبالله و نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی حمایت میکرد. او از منتقدان اقدامات دادگاه کیفری بینالمللی علیه مقامهای اسرائیلی بود و پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، قاطعانه از اسرائیل پشتیبانی کرد. این مواضع در اسرائیل برای او احترام گستردهای به همراه آورد، هرچند منتقدانش رویکرد او درباره جنگ غزه و تلفات غیرنظامیان را تهاجمی میدانستند.
مقابله با جمهوری اسلامی نیز یکی از ثابتترین خطوط کارنامه گراهام بود. او سالها از انزوای جمهوری اسلامی، تشدید تحریمها و محدودکردن برنامههای هستهای و موشکی آن حمایت کرد و توافق برجام را برای مهار حکومت ایران ناکافی میدانست. از نگاه او، سیاستهای جمهوری اسلامی مردم ایران، اسرائیل، کشورهای منطقه و نیروهای آمریکایی را تهدید میکرد. گراهام میان مردم ایران و حاکمان جمهوری اسلامی تمایز میگذاشت و از معترضان ایرانی حمایت میکرد.
او در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، در تجمع بزرگ ایرانیان در آلمان نیز حضور یافت. دیدار او با شاهزاده رضا پهلوی در دی ۱۴۰۴، بخشی از ارتباط گستردهترش با مخالفان جمهوری اسلامی بود؛ اما سیاست ایرانِ گراهام بیش از آنکه بر یک چهره خاص متمرکز باشد، بر فشار بر حکومت، جلوگیری از گسترش برنامه هستهای، و پشتیبانی از مردم ایران استوار بود.
از منتقد پرزیدنت ترامپ تا متحد نزدیک او
رابطه گراهام و دونالد ترامپ یکی از چشمگیرترین تحولات سیاست جمهوریخواهان بود. گراهام در رقابتهای مقدماتی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶، ترامپ را برای ریاستجمهوری نامناسب میدانست و بهشدت از او انتقاد میکرد. ترامپ نیز شماره تلفن شخصی او را در یک گردهمایی عمومی اعلام کرد و بارها به تمسخرش گرفت. پس از پیروزی ترامپ، گراهام بهتدریج رویکردش را تغییر داد و به یکی از مشاوران و مدافعان اصلی او در سنا بدل شد؛ رابطهای که با تماسهای مکرر، گفتوگوهای سیاست خارجی و بازیهای گلف نزدیکتر شد.
لیندزی گراهام در سالیان اخیر از مدافعان اصلی پرزیدنت ترامپ در سنا بود
گراهام این چرخش را وظیفه یک سناتور برای کمک به رئیس جمهوری منتخب و اثرگذاری از درون توصیف میکرد. حامیانش میگفتند او برای تأثیرگذاری بر سیاستهای پرزیدنت ترامپ، بهویژه درباره جمهوری اسلامی، روسیه و اسرائیل، باید اعتماد او را به دست میآورد. گراهام در دو محاکمه استیضاح ترامپ از او دفاع کرد و در تأیید قضات محافظهکار، از جمله برت کاوانا و ایمی کُنی بَرِت، نقشی مهم داشت.
با وجود این نزدیکی، گراهام را نمیتوان کاملاً نزدیک ماگا دانست. او متحد برجسته پرزیدنت ترامپ و حامی بخش بزرگی از برنامه داخلی ماگا بود، اما در سیاست خارجی با جناح انزواگرای این جریان اختلاف داشت. حمایت از ناتو، اوکراین، اسرائیل، تحریم روسیه و حضور فعال آمریکا در جهان، او را در امتداد سنت جمهوریخواهی رونالد ریگان و جان مککین قرار میداد. او در عمل پلی میان ساختار قدیمی حزب جمهوریخواه و حزب تحت رهبری ترامپ بود؛ زبان و ائتلاف ماگا را پذیرفت، اما از باور به ضرورت رهبری جهانی آمریکا دست نکشید.
واکنشها؛ از سوگ متحدان تا خرسندی جمهوری اسلامی
مرگ سناتور گراهام واکنشهایی گسترده و متضاد برانگیخت. پرزیدنت ترامپ او را یکی از بزرگترین سناتورهایی خواند که میشناخته و گفت گراهام برای او مانند عضوی از خانواده بوده است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، از مسیر زندگی او از خانوادهای کمدرآمد تا تبدیلشدن به یکی از قدرتمندترین قانونگذاران آمریکا یاد کرد و حس شوخطبعی و وفاداریاش را ستود. جرج دبلیو بوش نیز گفت گراهام جهان را میشناخت و اهمیت حضور آمریکا برای مقابله با استبداد را درک میکرد.
واکنش دموکراتها نیز تنها به اختلافهای حزبی محدود نماند. مارک وارنر، سناتور دموکرات، گفت روابط شخصی برای گراهام گاه از اختلافهای سیاسی مهمتر بود. جیمی هریسون، رقیب دموکرات او در انتخابات ۲۰۲۰، یادآوری کرد که آن دو حتی در سختترین رقابتها میتوانستند گفتوگو کنند، بخندند و احترام متقابل خود را حفظ کنند. همکاران جمهوریخواه نیز از شوخطبعی، انرژی و تسلط او بر فرایند قانونگذاری سخن گفتند.
زلنسکی گراهام را «مدافع واقعی آزادی» خواند و گفت او از آغاز تهاجم گسترده روسیه ده بار به اوکراین سفر کرده بود. مارک روته، دبیرکل ناتو، او را مدافعی نیرومند برای آمریکا و معتقدی جدی به این پیمان توصیف کرد. بنیامین نتانیاهو گفت اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود، آمریکا یک میهندوست بزرگ و او یک دوست عزیز را از دست داده است.
در نقطه مقابل، تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی خبر مرگ او را با عباراتی خصمانه و توهینآمیز اعلام کرد و برخی رسانهها و هواداران حکومت ایران از درگذشتش ابراز خرسندی کردند. این واکنش نشاندهنده شدت دشمنی جمهوری اسلامی با سناتوری بود که سالها آشکارا از تحریم، فشار و در صورت لزوم اقدام نظامی علیه این حکومت دفاع کرده بود.
میراث یک جمهوریخواه امنیتمحور
کارنامه سناتور گراهام خالی از تناقض نبود. منتقدان، مداخلهگرایی نظامی او، حمایت گستردهاش از عملیات اسرائیل و تغییر چشمگیر موضعش در برابر ترامپ را زیر سؤال میبردند. اما حتی بسیاری از مخالفانش، دانش او در امور دفاعی، پشتکار سیاسی، روابط گسترده و توانایی همکاری با حزب مقابل را انکار نمیکردند. او در کنار سیاست خارجی، در اصلاحات مهاجرتی دوحزبی سال ۲۰۱۳، و هدایت کمیتههای قضایی و بودجه سنا نیز نقشی مهم داشت.
مرگ لیندزی گراهام، سنا را از یکی از صریحترین مدافعان قدرت آمریکا و متحدانش محروم کرد. میراث او را میتوان در سه محور خلاصه کرد: دفاع از نقش فعال آمریکا در جهان، حمایت پایدار از اسرائیل و مقابله بیپرده با جمهوری اسلامی. نزدیکی او به ترامپ و ماگا نفوذش را در حزب جمهوریخواه حفظ کرد، اما آخرین سفرش به اوکراین نشان داد تا پایان به جهانبینی امنیتی خود وفادار ماند؛ این باور که عقبنشینی آمریکا، خلأیی ایجاد میکند که حکومتهای اقتدارگرا و نیروهای افراطی آن را پر خواهند کرد.