تنها ساعاتی پس از اعدام عرفان شکورزاده در روز ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، ویدیویی از «اعترافات» اجباری این مهندس هوافضای حدودا ۲۹ ساله را پخش کرد. خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد که مشروح «اعترافات و اقدامات گسترده شکورزاده علیه امنیت ملی مردم ایران» در برنامه ۲۰:۳۰ منتشر خواهد شد.
ناظران حقوق بشر رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی، از جمله برنامه ۲۰:۳۰، را ابزارهایی امنیتی توصیف میکنند که سابقهای طولانی در پخش اعترافات اجباری بازداشتشدگان سیاسی دارند. یکی از مشهورترین نمونهها، اعترافات روحالله زم بود که در قالب «گفتوگوی خبری» از همین برنامه پخش شد.
ویدیوی منتشرشده در برنامه ۲۰:۳۰، گزارشی دو دقیقه و ۳۳ ثانیهای است که اظهارات عرفان شکورزاده در آن بهصورت تقطیعشده پخش میشود و گزارشگر در میان جملاتش، اظهارات او را در چارچوب روایت امنیتی برنامه تکمیل میکند و با طرح روایتی تکراری و نخنما ادعا میکند عرفان شکورزاده عامل «سیا و موساد» است. در این گزارش و دیگر گزارشهای رسانههای رسمی جمهوری اسلامی گفته شده که ارتباطات عرفان شکورزاده با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل از طریق واتساپ، گوگلمیت، جیمیل، و لینکدین انجام شده است. ابتدایی بودن این روشها برای آنچه قوه قضاییه «جاسوسی» توصیف میکند، با توجه به پیشینه تحصیلی و تخصصی عرفان شکورزاده، توجهبرانگیز است.
عرفان شکورزاده فارغالتحصیل مدرسه تیزهوشان تهران و دانشآموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز بود. بر اساس اطلاعات صفحه لینکدین او، در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا ـ فناوری ماهواره در دانشگاه علم و صنعت ایران رتبه نخست را کسب کرده بود. همچنین، طبق همین اطلاعات، او به عنوان مهندس تجهیزات سیستم زمینی ماهواره در مرکز تحقیقات فضایی دانشگاه علم و صنعت ایران فعالیت پژوهشی داشت.
با وجود آنکه در گزارش خبرگزاری ایسنا آمده است عرفان شکورزاده در جریان جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ با سرویسهای امنیتی خارجی در تماس بوده است، برخی گزارشهای حقوق بشری زمان بازداشت او توسط اطلاعات سپاه پاسداران را بهمن ۱۴۰۳ اعلام کردهاند، یعنی چندین ماه پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه در تابستان ۱۴۰۴.
بنا بر گزارش رسانههای جمهوری اسلامی، بخشی از فعالیتهای منتسب به او شامل «ارائه لیست، مشخصات و شماره تلفن کارکنان به همراه مسئولیت آنها، نام و مشخصات تلفن مسئول پروژه، اطلاع از موقعیتهای شغلی و پروژههای جدید و…» بوده است. در مقابل، گزارشهای حقوق بشری به نقل از منابع نزدیک به پرونده از نگهداری حدود ۹ ماهه او در سلول انفرادی و اعمال شکنجه خبر دادهاند.
در نهایت، در حالی که زندان محل نگهداری او بهطور رسمی اعلام نشد و جزئیاتی درباره روند دادرسی، زمان برگزاری دادگاه یا امکان دسترسی او به وکیل منتخب منتشر نشده است، عرفان شکورزاده با اتهام همکاری با سرویس اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و پس از تایید حکم در دیوان عالی کشور اعدام شد. برخی گزارشهای حقوق بشری محل اجرای حکم را زندان قزلحصار کرج اعلام کردهاند.
فاصله کوتاه اتاق بازجویی تا اعدام یک «نخبه»
«من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بیگناه دیگر در سکوت و بیخبری از دست برود.» این تنها یادداشتی است که، در صورت صحت، از عرفان شکورزاده باقی مانده است. اکانت «خبرنامه امیرکبیر» این متن را به نقل از منابع نزدیک به پرونده او، پیش از انتقالش برای اجرای حکم اعدام، منتشر کرد.
«نخبه» بودن عرفان شکورزاده موضوعی بود که در واکنش کاربران شبکههای اجتماعی نیز بازتاب یافت. یکی از کاربرانی که نوشته بود از دوران مدرسه تیزهوشان او را میشناخته است، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) پرسید آیا هدف از اعدام عرفان شکورزاده «ترساندن نخبهها» نیست، اینکه یا کشور را ترک کنند یا ناچار شوند «برای آنها کار کنند، وگرنه کشته میشوند.» او نوشت جمهوری اسلامی میخواهد کسانی را که نخبه محسوب میشوند، یا به مهاجرت وادار کند یا در چارچوب پروژههای مورد نظر حکومت قرار دهد.
در عین حال، تصویری که از عرفان شکورزاده در برخی کامنتهای باقیمانده از او در لینکدین دیده میشود، تصویری از جوانی است که تا «ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب» مشغول کار روی پایاننامهاش بوده است. در کامنت دیگری نیز، او در پاسخ به کاربری دیگر، از حق زنان برای داشتن حجاب اختیاری دفاع کرده بود.
گلشن فتحی، کنشگر اجتماعی در ایران، نیز در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به شتاب در فرستادن «یک جوان نخبه از اتاق بازجویی به چوبهدار» و «شکست عریان سیستمی که برای گرفتن جان، سریعتر از نجات جان عمل میکند» نوشت: «اینجا طناب، اغلب از حقیقت جلوتر میدود.» به گفته او، «اعدام عرفان مرگ یک نفر نبود، پیامی بود از حکومتی که از جوان باهوش، منتقد، متفاوت و زنده، بیش از هرچیز میترسد.»