رکورد خاموشی دیجیتال در ایران از مرز ۴۰۰ ساعت عبور کرد.
شرکت نتبلاکس، مرجع رصد کننده جریان اینترنت در جهان، روز یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴، با انتشار نموداری در حساب کاربری خود در ایکس به این خاموشی بیسابقه جریان دیجیتال در ایران واکنش نشان داد و در پیامی کوتاه نوشت: «۴۰۰ ساعت.»
نتبلاکس در همان ساعات اولیه ۱۸ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که اتصال ایران به اینترنت جهانی «به سطح چند درصد» سقوط کرده و کشور وارد یک «خاموشی دیجیتال» سراسری شده است.
شرکت کلودفلر، که یک شرکت آمریکایی است و خدمات شبکه تحویل محتوا را فراهم میکند، نیز بر اساس دادههای رادار خود نشان داد که ترافیک اینترنت خروجی از ایران حدود ساعت ۱۰ شب به وقت ایران عملاً به صفر رسیده و نمودار استفاده، از سطح عادی به زیر یک صدم درصد سقوط کرده بود؛ الگویی که فقط با یک تصمیم متمرکز حاکمیتی در لایههای روتینگ و انتقال قابل توضیح است، نه با خرابی فنی تصادفی.
بررسیهای فنی نتبلاکس و دیگر نهادها نشان میدهد که بخش عمده آدرسدهی و ترافیک شبکههای اصلی، در چند دقیقه «خاموش» شده و فقط تعداد محدودی مسیر و سرویس در «لیست سفید» باقی ماند؛ وضعیتی که کاربران عادی را از اینترنت جهانی جدا میکند اما به نهادهای امنیتی، برخی دستگاههای حکومتی، و رسانههای رسمی جمهوری اسلامی امکان ارتباط محدود میدهد.
این همان چیزی است که در برخی تحلیلها از آن با عنوان «اینترنت پادگانی» یاد میشود: ساختاری که در آن تنها افراد و سازمانهای برخوردار از مجوز امنیتی میتوانند تحت نظارت شدید به بیرون از کشور متصل شوند، در حالی که عموم مردم به شبکههای داخلی و پیامرسانهای سازمانی محصور میشوند.
نتبلاکس در یک رشتهتوئیت، وضعیت را اینگونه خلاصه کرده است: «پس از ۱۷ روز از آغاز قطع اینترنت، فقط سرویسهای محدودِ لیستسفید برای برخی کاربران در دسترس است، دور زدن فیلترینگ هنوز به چند نفر اجازه ارسال پیام میدهد و پیکهای کوتاه اتصال، توهم بازگشت گسترده را ایجاد میکند؛ اما خاموشی همچنان ادامه دارد.» این توضیح بهخوبی نشان میدهد که چگونه حکومت، همزمان با حفظ کانالهای ارتباطی منتخب خود، تلاش میکند تصویری ساختگی از «بازگشت تدریجی اینترنت» به جهان ارائه کند.
در میانه همین خاموشی، روز ۲۰ ژانویه والاستریت ژورنال مقالهای از یک مقام ارشد ایرانی منتشر کرد که روایت رسمی جمهوری اسلامی از وقایع را تکرار میکرد. نتبلاکس همان روز در بیانیهای و نیز در نامهای که آلپ توکر، مدیر این نهاد، به هیئت تحریریه فرستاد، خواستار شفافسازی درباره نحوه ارسال آن مقاله شد.
در متن این نامه، توکر پیشنهاد میکند هر زمان نوشتهای از مقامهای دولتی کشورهایی که مردمشان را زیر قطع اینترنت نگه داشتهاند منتشر میشود، دو نکته بهصراحت ذکر شود: اول اینکه مقاله از چه طریقی ارسال شده است (دیجیتالی، از طریق اینترنت یا به شکل دیگر) و دوم اینکه در همان زمان، به مخالفان آن حکومت بهدلیل محدودیتهای دیجیتال، امکان استفاده از همان پلتفرم داده نشده است. او در پایان توصیه میکند این شیوه شفافسازی به یک سیاست دائمی برای همه سرمقالههایی تبدیل شود که در دوره خاموشی سراسری اینترنت در هر کشوری منتشر میشوند. این مداخله کمسابقه، نشان میدهد قطع اینترنت ایران تا چه حد به یک نمونه مرجع در بحث جهانی مسئولیت رسانهها در مواجهه با رژیمهای سانسورگر تبدیل شده است.
گزارشهای تجمیعی نهادهایی مانند «اَکسِس ناو» و پروژههای آماری مستقل نشان میدهد که در دهه گذشته، هند از نظر تعداد قطعهای اعلامشده بیشترین رکورد را داشته، اما کشورهایی مانند ایران، اتیوپی و میانمار از نظر «ساعت کاربریِ از دسترفته» و سهم قطعهای سراسری در میان بالاترینها قرار دارند. در آبان ۱۳۹۸ و سپس در اعتراضات ۱۴۰۱، ایران عملاً کل اتصال بینالمللی را برای روزها قطع کرد؛ عفو بینالملل در گزارش «شبکهای از مصونیت» نشان داده است که چگونه این خاموشی، امکان مستندسازی مستقل کشتار صدها معترض را از بین برد.
اکنون در زمستان ۱۴۰۴، همان الگو با شدتی بیشتر تکرار میشود: خاموشیای که نهفقط اینترنت موبایل، بلکه بسیاری از خطوط ثابت و حتی تماسهای بینالمللی را نیز در بر گرفته و بنا بر تخمین اَکسِس ناو، دهها میلیون نفر را بهطور همزمان از جریان اطلاعات جهانی جدا کرده است. تحلیلهای اندیشکدههایی چون چتمهاوس این وضعیت را «مرحله تازهای در انزوای دیجیتال ایران» میدانند؛ مرحلهای که در آن، پروژه اینترنت ملی و سالها سیاست فیلترینگ، به شکل یک انقطاع کامل و طولانیمدت بروز کرده است. در این معنا، اگر هند رکورددار تعداد قطعهای کوتاهمدت است، ایران در ردیف کشورهایی قرار گرفته که از خاموشی کامل و ممتد، همزمان با اعتراضات سراسری، بهعنوان ابزار سرکوب سیستماتیک استفاده میکنند.
در خاموشی جاری هم نشانهها مشابه است: رسانههای دولتی ایران بهتدریج ارقامی در حدود سه هزار کشته را پذیرفتهاند؛ برای نمونه، یک گزارش رسمی از دستکم ۳۱۱۷ کشته، شامل معترضان و نیروهای امنیتی سخن میگوید. اما گروههای حقوق بشری و منابع مستقل تعداد بسیار بالاتری را محتمل میدانند؛ بهگزارش اَکسِس ناو ، آمار هرانا از هزاران کشتهی تأییدشده و هزاران مورد در دست بررسی حکایت دارد و رسانههایی مانند بلومبرگ به نقل از منابع مطلع، از تلفات «چند دههزار نفری» و برآوردهایی بالاتر از ۲۰ هزار نفر خبر دادهاند.
در روزهای اخیر برخی منابع حقوق بشری و شماری از مقامهای اسرائیلی در اظهارنظرهای عمومی، رقم حدود ۳۶ هزار و حتی ۴۳ هزار کشته را مطرح کردهاند؛ ارقامی که هنوز بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست، اما با توجه به گستره اعتراضات، شدت درگیریها و سابقهی حکومت در پنهانکاری، نمیتوان آنها را صرفاً اغراق سیاسی دانست.
درست در همین لحظه که این برآوردها مطرح میشود، اکثریت ۹۰ میلیونی جمعیت ایران هنوز زیر سایه خاموشی دیجیتال زندگی میکند؛ خاموشیای که بهگفته کارشناسان با هدف بستن راههای مستندسازی و کمکخواهی و جسورتر کردن مقامات رژیم برای پنهانکردن جنایتها انجام شده است.
با وجود واکنشهای گسترده بینالمللی در محکومیت سرکوب و خشونت در ایران، جمهوری اسلامی همچنان به بازداشتهای پرشمار ادامه میدهد و هر روز خبر بازداشت صدها نفر منتشر میشود.
در این شرایط، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نیز با سرعت در حال تشکیل پرونده قضایی و کیفرخواست علیه معترضان زندانی است و با توجه به تهدیدها از سوی رئیس قوه قضائیه و دادستان کل ایران که معترضان را «محارب» و «عوامل اسرائیل و آمریکا» نامیدند، نگرانیها بابت صدور احکام سنگین از جمله اعدام برای معترضان افزایش یافته است.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در هفتههای اخیر بارها ضمن ابراز حمایت صریح خود از معترضان ایرانی، نسبت به کشتار معترضان به جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آن هشدار داده و گفته بود در صورت اعدام معترضان، ایالات متحده «اقدامات بسیار قاطعی» انجام خواهد داد.
او روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ در گفتوگو با نشریه پولتیکو گفت که «آیتالله» به دلیل «ویران کردن کامل کشورش» گناهکار است و «وقت آن رسیده است که به دنبال رهبری تازهای در ایران باشیم.»
او درباره علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «گناه او به عنوان رهبر یک کشور، نابودی کامل کشور و استفاده از خشونت در سطوحی است که قبلاً هرگز دیده نشده است.»
او افزود: «برای این که کشور بتواند به کار خود ادامه دهد، حتی اگر این عملکرد در سطح بسیار پایینی باشد، رهبری باید بر درست اداره کردن کشورش تمرکز کند - مانند همین کاری که من با ایالات متحده انجام میدهم - و نه این که برای حفظ سلطهاش، هزاران نفر را بکشد.»