انتشار تماس‌های محرمانه رهبران حماس و حزب‌الله درباره حمله ۷ اکتبر؛ رژیم ایران از قبل اطلاع داشت

از چپ: علی خامنه‌ای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، یحیی سنوار، رهبر کشته شده حماس، و حسن نصرالله،‌ رهبر کشته شده حزب‌الله لبنان

با انتشار اسناد تماس‌های محرمانه رهبران کشته شده گروه‌های تروریستی حماس و حزب‌الله‌ در روز شنبه ۱۹ اردبیهشت در رسانه‌های منطقه، ابعاد تازه‌ای از حمله تروریستی ۷ اکتبر به اسرائیل و زوایای پنهان مشارکت جمهوری اسلامی و حزب‌الله لبنان در آن آشکار شده است.

بر اساس گزارش روزنامه معاریو اسرائیل، این اسناد محرمانه که به دست ارتش اسرائیل افتاده است مورد بررسی و تجزیه و تحلیل کارشناسان دانشگاهی در اسرائیل قرار گرفته است، و گزارش منتشر شده نتیجه این تجزیه و تحلیل‌ها است.

بر اساس این اسناد، حماس دو سال قبل از آغاز عملیات ۷ اکتبر (۱۵ مهر ۱۴۰۲)، برای این حمله آماده شده بود و حزب‌الله لبنان و رژیم جمهوری اسلامی در ایران از آن اطلاع داشتند. در این راستا، تماس‌های متعددی میان رهبران حماس و حسن نصرالله، رهبر کشته‌شده حزب‌الله، انجام گرفته، و چندین جلسه در بیروت و تهران توسط اسماعیل هنیه با رهبران رژیم ایران و حزب‌الله لبنان برگزار شده بود.

تحلیل‌گران اسرائیلی که این اسناد را بررسی کرده‌اند می‌گویند شمارش معکوس برای عملیات تروریستی ۷ اکتبر حماس علیه اسرائیل، از اردبیهشت ۱۴۰۰ آغاز شد. زمانی که گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی جنبش حماس، عملیات «شمشیر قدس» را بر علیه اسرائیل انجام داد. در یکی از اسناد به دست آمده از تماس‌های یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه، با حسن نصرالله، سنوار درباره عملیات «شمشیر قدس» به رهبر وقت حزب‌الله گفته بود: «این عملیات به مثابه تمرینی است که ما برای پروژه بزرگ انجام دادیم».

«پروژه بزرگ» اصطلاحی است که رهبران حماس و حزب‌الله برای مخفی کردن نام «عملیات ۷ اکتبر» از آن استفاده می‌کردند.

از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، که دوره پیش‌زمانی حمله ۷ اکتبر به حساب می‌آید، جمهوری اسلامی و به‌اصطلاح «محور مقاومت» آن، با اطلاع از این عملیات تبلیغاتش را بر نابودی زودهنگام اسرائیل، به شدت متمرکز کردند، و ابعاد جدید و دستورالعمل‌های تبلیغاتی جدیدی برای آن صادر کردند.

در این میان، هرچند که جمهوری اسلامی و حزب‌الله لبنان، تبلیغات گسترده‌ای برای نابودی زودهنگام اسرائیل، به راه انداختند، اما درباره نتائج حتمی عملیات ۷ اکتبر، تردید داشتند.

این تردید منتهی به ارائه سه سناریو برای عملیات ۷ اکتبر شد.

سناریوی اول این بود که نیابتی‌های عضو به اصطلاح «محور مقاومت» جمهوری اسلامی در عملیات ۷ اکتبر به طور همزمان در چند جبهه به اسرائیل حمله کنند. انتظار آنها این بود که این حمله، ضربه بزرگی به اسرائیل وارد خواهد کرد که در نتیجه آن، این کشور تضعیف خواهد شد و بخش بزرگی از ساکنان آن، مجبور به مهاجرت از اسرائیل خواهند شد. امری که در نهایت به «نابودی» این کشور منجر خواهد شد.

سناریوی دوم مبتنی بر این بود که حماس و گروه‌های فلسطینی همسو با آن عملیات ۷ اکتبر را انجام دهند و در امتداد آن، حزب‌الله لبنان و دیگر نیروهای محور جمهوری اسلامی، برای کمک به آن، وارد جنگ با اسرائیل شوند. این سناریو که در تبلیغات رسانه‌های جمهوری اسلامی به «وحدت جبهه‌ها» معروف شد، همان سناریویی است که در عملیات ۷ اکتبر در سال ۱۴۰۲ به آن عمل شد.

اما سناریوی سوم، به این اشاره داشت که حزب‌الله در عملیات ۷ اکتبر مشارکت نکند، اما به نیروهای حماس کمک کند که از طریق کشور لبنان، به شمال اسرائیل حمله کنند.

در اسناد به دست آمده توسط ارتش اسرائیل، یکی از پیام‌ها که به شکل تلگرافی در تاریخ ۱۰ تیر ۱۴۰۱، از اسماعیل هنیه به یحیی سنوار مخابره شده است، نشان می‌دهد که حسن‌ نصرالله به شدت از سناریوی اول حمایت کرده بود. اما هر دو طرف تصمیم گرفتند، موضوع را با علی خامنه‌ای رهبر وقت جمهوری اسلامی در میان بگذارند، تا یک برنامه اجرائی دقیق برای این عملیات تداراک ببینند.

اسناد به دست آمده همچنین نشان می‌دهد که در اکثر جلساتی که اسماعیل هنیه در بیروت با سران حزب‌الله داشته، با حضور اسماعیل قاآنی و برخی از فرماندهان سپاه پاسداران بوده است.

نکته آخر در این اسناد که مورد بررسی کارشناسان دانشگاه‌های اسرائیل قرار گرفته است، اهمیت فوق‌العاده‌ای است که یحیی سنوار برای فیلمبرداری به شیوه هالیودی از عملیات ۷ اکتبر قائل بود. بنا بر این گزارش، او دستور داده بود این عملیات به شکل دقیق فیلمبرداری شود، تا حداکثر تأثیر تبلیغاتی را بر فلسطینی‌ها، به ویژه در کرانه باختری، و همزمان حداکثر تأثیر منفی را بر مردم اسرائیل داشته باشد.

پس از حمله تروریستی حماس به اسرائیل در روز ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (۷ اکتبر ۲۰۲۳) که با کشتار بیش از ۱۲۰۰ تن و گروگان گرفته شدن بیش از ۲۵۰ تن دیگر همراه بود و آتش جنگ در غزه را روشن کرد، جمهوری اسلامی و به اصطلاح «محور مقاومت» آن در تلاش بلندمدت خود برای نابودی اسرائیل، ضربات زیادی را متحمل شده‌اند.

حزب‌الله لبنان یک روز پس از حمله تروریستی حماس به اسرائیل در ۱۵ مهر ۱۴۰۲، به‌طور یک‌جانبه حملات راکتی و پهپادی خود را به شمال اسرائیل آغاز کرد.

اسرائیل هم در واکنش، با انجام حملات شدید علیه مواضع این گروه در لبنان و سوریه، علاوه بر کشتن صدها تن از اعضای این بازوی نیابتی حکومت جمهوری اسلامی در منطقه، بسیاری از رهبران و فرماندهان ارشد نظامی آن - از جمله حسن نصرالله، فواد شکر، ابراهیم عقیل، و هاشم صفی‌الدین - را از پا درآورد.

بعد از کشته شدن رهبران حزب‌الله در حملات اسرائیل، دو طرف اوایل آذر ۱۴۰۳ در نتیجه تلاش‌های گسترده ایالات متحده و چندین کشور دیگر، به یک توافق آتش‌بس دست یافتند.

اما در پی نقض آتش‌بس توسط حزب‌الله، اسرائیل در واکنش به تحرکات این گروه در جنوب لبنان حملاتی را علیه مواضع آن انجام داده است.

حزب‌الله لبنان در سال ۱۳۶۱ توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاسیس شد. تاکنون چندین کشور، از جمله ایالات متحده، اسرائیل، آلمان، صربستان، لیتوانی، استونی، لتونی، و استرالیا کلیت این گروه را به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است.

شناسایی کلیت حزب‌الله لبنان به عنوان یک سازمان تروریستی به مفهوم تفاوت قائل نشدن میان شاخه سیاسی با شاخه نظامی آن حزب و تروریست شناختن هر دو شاخه حزب‌الله است.