خلاصه خبر:
- آنتروپیک درباره استفاده نهادهای جمهوری اسلامی از هوش مصنوعی برای عملیات تبلیغاتی و رصد مخالفان چه میگوید؟
- پیامی که به نام یک نویسنده مستقل منتشر میشود، حسابی که خود را شهروند عادی معرفی میکند، یا ابزاری که اطلاعات کاربران را جمع میکند، هوش مصنوعی میتواند پشت هر سه باشد.
- شرکت آنتروپیک، سازنده مدل «کلاد»، در گزارش تهدیدهای امنیتی خود از شناسایی و مسدود کردن سه حساب مرتبط با نهادهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی خبر داد که برای طراحی عملیات نفوذ از این فناوری استفاده کرده بودند. پروندهای جداگانه به ساخت ابزارهای شناسایی و رصد مخالفان مربوط میشود.
آنتروپیک درباره استفاده نهادهای جمهوری اسلامی از هوش مصنوعی برای عملیات تبلیغاتی و رصد مخالفان چه میگوید؟
پیامی که به نام یک نویسنده مستقل منتشر میشود، حسابی که خود را شهروند عادی معرفی میکند، یا ابزاری که اطلاعات کاربران را جمع میکند، هوش مصنوعی میتواند پشت هر سه باشد.
شرکت آنتروپیک، سازنده مدل «کلاد»، در گزارش تهدیدهای امنیتی خود از شناسایی و مسدود کردن سه حساب مرتبط با نهادهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی خبر داد که برای طراحی عملیات نفوذ از این فناوری استفاده کرده بودند. پروندهای جداگانه به ساخت ابزارهای شناسایی و رصد مخالفان مربوط میشود.
گزارش به فعالیتهایی میپردازد که شرکت از دسامبر ۲۰۲۵ تا اوت ۲۰۲۶ شناسایی و مختل کرده است.
یافتهها حاصل تحقیقات داخلی یک شرکت خصوصیاند. باید میان آنچه آنتروپیک مشاهده کرده، انتسابهایی که انجام داده و پیامدهایی که هنوز معلوم نیست تفاوت گذاشت.
چه کسانی؟
آنتروپیک سه حساب را به سه ساختار نسبت داد: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی که به ارزیابی آنتروپیک «اتاق فرماندهی جنگ شناختی» را از یک حوزه علمیه در مشهد اداره میکرد و محتوای همسو با روایتهای سپاه پاسداران توزیع میکرد.
رصدخانه فرهنگی بینا وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی. آنتروپیک عملیات را به یکی از مدیران این رصدخانه مرتبط دانسته و میگوید پیوند را از راه منابع علنی و دادههای حساب تأیید کرده است.
دسترسی به کلاد از داخل ایران مسدود است و گردانندگان با ویپیان و شماره تلفن خارجی حساب ثبت میکردند. اما در گفتوگوها بارها محل، نهاد و نقش سازمانی خود را نام بردند. همین افشاگریها، بهعلاوه پانویس اسناد با نشان نهادی، هر عملیات را به نهاد مربوطه گره زد.
با چه چارچوبی؟
گردانندگان هر سه عملیات، کارزارهای خود را صریحاً به آموزه حکومتی «جهاد تبیین» گره زده بودند.
در گزارش آمده است ذیل این مفهوم، نهادهای ایرانی تولید تبلیغات را هم وظیفه دینی و هم وظیفه راهبردی میدانند. زبان مرتبط با این آموزه مستقیماً در گفتوگوهای کاربران و اسناد برنامهریزی داخلیشان دیده شده است.
خود گردانندگان برنامهشان را «جنگ نرم» یا «جنگ شناختی» مینامیدند و در توصیف خودشان، این روند را طرحی غیرنظامی برای شکل دادن به افکار عمومی در داخل و خارج میدانستند.
چگونه منشأ پیام را پنهان کردند؟
آنتروپیک میگوید تمرکز اصلی عملیات بر پنهان کردن منشأ حکومتی محتوا بود: مهندسی محتوا بهگونهای که روایتهای حکومتی، صدای مستقل به نظر برسند.
گرداننده حساب سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نقش رایزنان فرهنگی را چنین تعریف کرد: «نه راوی بودن، بلکه کارگردانی» روایتها. سه تاکتیک مشخص در این زمینه وجود دارد.
«منجنیق». آنتروپیک میگوید نقش «معمار راهبردی» و «فرمانده» اتاق عملیات مشهد را با منابع علنی تطبیق داده است. آنان سامانهای به نام منجنیق را اداره میکردند: مجموعهای چنداستانی که دهها فعال را به کار میگرفت تا گزارشهای علنی نهادهای امنیتی ایران را زیر شخصیتهای مشخص و بدون پیوند آشکار با آن نهادها بازنویسی و منتشر کنند.
تولید پیام با لحن رسمی سخنگوی سپاه پاسداران در چند رشته گفتوگوی جداگانه در رصدخانه بینا.
انتساب ادعاهای نادرست به مؤسسههای پژوهشی غربی به طور مثال مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، بروکینگز و رند ، در کارزاری پیرامون جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران.
چه تولید و منتشر شد؟
بر پایه گزارش، کلاد برای ساخت برنامه کارزار، دستورالعملهای فکری و عملیاتی، سامانههای شخصیتسازی، پایگاههای داده اهداف و اسناد برنامهریزی وزارتی به کار رفت.
محصولات مشخص نامبردهشده: سبد نُهبخشی نفوذ بینالمللی با نشان رسمی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی. برنامههای کامل سازمانی مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی. پایگاههای داده اهداف با نام مقامهای بینالمللی و چهرههای مخالف ایرانی. محتوای تبلیغاتی علیه بهاییان که اقلیت دینی تحت آزار هستند. محتوا به فارسی، عربی، اردو، مالایی، اسپانیایی و انگلیسی تولید میشد.
شبکه مشهد این محتوا را با کارزارهای پولی در بیش از ۱۰۰ کانال در بسترهای ایرانی از جمله کانالهای وابسته به سپاه پاسداران تقویت میکرد.
مخالفان داخل و خارج ایران چگونه شناسایی میشدند؟
آنتروپیک در پروندهای جداگانه میگوید دو واحد مرتبط با نهادهای شبهنظامی و امنیت داخلی ایران از کلاد برای ساخت ابزارهای شناسایی و رصد استفاده کردند. شرکت ۱۶ حساب مرتبط با این واحدها را مسدود کرد.
به گفته آنتروپیک، یکی از واحدها با تحلیل ۱۵۵ هزار و ۲۱۶ توییت، ۳۹ حساب متعلق به مخالفان و ایرانیان خارج از کشور را برای رصد مشخص کرد.
واحدی دیگر افزونهای مخرب برای فایرفاکس ساخت که در پوشش ابزار اوقات شرعی، اطلاعات هویتی کاربران شبکههای اجتماعی را جمعآوری میکرد.
هر دو واحد به سامانه مشترکی با نام «آرمان» متصل بودند. پرونده افراد در این سامانه شامل شماره ملی، باورها، سابقه کیفری، حسابهای شبکههای اجتماعی و بخشی با عنوان «اقدام» بود.
آنتروپیک اذعان کرده است کلاد برخی درخواستهای مستقیم برای نمایهسازی افراد را رد کرد، اما بسیاری از درخواستهای ساخت نرمافزار نظارتی از حفاظهای شرکت عبور کردند.
گزارش هویت صاحبان ۳۹ حساب، محل اقامت تکتک آنها یا اقدام احتمالی علیه آنان را مشخص نمیکند. همچنین مدرکی ارائه نمیدهد که این فهرست به بازداشت، مصادره اموال یا اقدام مشخص دیگری منجر شده باشد.
چقدر اثر داشت؟
آنتروپیک از مقیاس «بریکاوت» مؤسسه بروکینگز استفاده میکند که دامنه انتشار عملیات نفوذ را در شش رده میسنجد.
عملیات تبلیغاتی رده سه ارزیابی شده یعنی محتوا در چند بستر منتشر شد و شرکت نمونههایی از انتشار آن را در ایتا و بسترهای دیگر، از سوی کانالهای همسو با سپاه پاسداران، مشاهده کرده است.
این ردهبندی دامنه انتشار را توصیف میکند، نه موفقیت یا شکست عملیات را.
آنتروپیک میگوید دید مستقیمش بر عملیات، در مرحله تولید و پیش از انتشار متمرکز است. برای فهم آنچه پس از خروج محتوا از بستر رخ داده، به پژوهش منابع باز، دادههای صنعتی و گزارشهای علنی تکیه میکند.
چرا این گزارش اهمیت دارد؟
اهمیت گزارش در تازه بودن تبلیغات حکومتی یا رصد مخالفان نیست. موضوع، ورود ابزاری تازه به فرایندهایی قدیمی سرکوب در جمهوری اسلامی است.
در سمت تبلیغات، کار اصلی پنهان کردن اینکه چه کسی پشت پیام ایستاده است: رایزن فرهنگی که خود را «کارگردان» میخواند، کارخانهای که گزارش نهادهای امنیتی را زیر نام فعالان بازنشر میکند، و ادعایی که به نام بروکینگز و رند منتشر میشود هر سه یک کار میکنند: قطع رد پیام از فرستندهاش.
در سمت نظارت، کار اصلی برعکس است: وصل کردن یک حساب شبکه اجتماعی به یک شماره ملی.
برای مخاطب، پرسش دیگر فقط «این ادعا درست است؟» نیست. «چه کسی واقعاً این را گفته؟» و «منبعی که نامش آمده، اصلاً چنین چیزی مطرح کرده است؟» پرسشهای تازهاند.