پیمان دفاعی پاکستان و عربستان چیست و چرا احتمال پیوستن قطر و ترکیه مهم است؟

از چپ: وزیران خارجه پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در حاشیه نشست امنیتی آنتالیا

خلاصه خبر:

  • بلومبرگ گزارش داده خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، گفته است ترکیه و قطر ممکن است به پیمان همکاری دفاعی متقابل میان اسلام‌آباد و ریاض بپیوندند. او گفته اگر این دو کشور به توافق موجود اضافه شوند، «تحولی خوشایند» خواهد بود.
  • این اظهارات در زمانی مطرح شده که جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، نگرانی کشورهای خلیج فارس از حملات موشکی، پهپادی و اختلال در تنگه هرمز را افزایش داده است.
  • احتمال پیوستن قطر و ترکیه به پیمان دفاعی پاکستان و عربستان، فقط یک خبر دیپلماتیک نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، آرایش امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.

بلومبرگ گزارش داده خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، گفته است ترکیه و قطر ممکن است به پیمان همکاری دفاعی متقابل میان اسلام‌آباد و ریاض بپیوندند. او گفته اگر این دو کشور به توافق موجود اضافه شوند، «تحولی خوشایند» خواهد بود.

این اظهارات در زمانی مطرح شده که جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، نگرانی کشورهای خلیج فارس از حملات موشکی، پهپادی و اختلال در تنگه هرمز را افزایش داده است.

احتمال پیوستن قطر و ترکیه به پیمان دفاعی پاکستان و عربستان، فقط یک خبر دیپلماتیک نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، آرایش امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.

این پیمان چیست؟

پاکستان و عربستان سعودی در سپتامبر ۲۰۲۵ توافقی با عنوان «پیمان دفاعی راهبردی متقابل» امضا کردند. اصل مرکزی توافق این است که هرگونه حمله به یکی از دو کشور، حمله به هر دو تلقی می‌شود.

این پیمان، همکاری قدیمی نظامی و امنیتی اسلام‌آباد و ریاض را از سطح رابطه سنتی به یک تعهد دفاعی رسمی‌تر رساند.

اهمیت این توافق در ترکیب دو طرف است: عربستان، بازیگر کلیدی انرژی و امنیت خلیج فارس؛ پاکستان، کشوری با ارتش بزرگ و تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام.

متن رسمی توافق از «چتر هسته‌ای» سخن نمی‌گوید و مقام‌های پاکستانی هم گفته‌اند موضوع هسته‌ای در مرکز توافق نیست، اما حضور پاکستان به‌تنهایی وزن بازدارنده این پیمان را بالا می‌برد.

آیا این رابطه تازه است؟

پیمان ۲۰۲۵ نقطه شروع رابطه دفاعی پاکستان و عربستان نبود؛ رسمی‌تر شدن رابطه‌ای بود که دهه‌ها سابقه دارد. بروکینگز نوشته این همکاری بر پایه پروتکل دفاعی سال ۱۹۸۲ بنا شده و پاکستان از دهه ۱۹۷۰ نیروهای قابل توجهی در عربستان مستقر کرده؛ در دوره‌هایی شمار این نیروها از ۱۰ هزار نفر هم فراتر رفته است.

به بیان ساده، عربستان سال‌ها از پاکستان آموزش، نیروی انسانی، مشاوره نظامی و پشتوانه امنیتی گرفته است. تفاوت امروز این است که آن رابطه قدیمی، در متن جنگ منطقه‌ای، شکل رسمی‌تر و سیاسی‌تری پیدا کرده است.

آیا پیمان در جنگ اخیر فعال شده است؟

دست‌کم در سطح نمایش عملی بازدارندگی. در آوریل ۲۰۲۶، پاکستان جنگنده‌ها و نیروهای پشتیبانی خود را به پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز در شرق عربستان فرستاد. وزارت دفاع عربستان گفت این اقدام در چارچوب پیمان دفاعی دو کشور انجام شده است.

رویترز نوشت این استقرار همزمان با میزبانی اسلام‌آباد از گفت‌وگوهایی برای پایان دادن به جنگ ایران انجام شد. الجزیره نیز این اقدام را نخستین حرکت نظامی آشکار پاکستان ذیل پیمان دفاعی با عربستان توصیف کرد. پیام سیاسی آن روشن بود و پیمان فقط روی کاغذ نماند.

قطر چه چیزی به این پیمان اضافه می‌کند؟

قطر یک بازیگر کوچک اما بسیار حساس است. این کشور میزبان پایگاه العدید، یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های آمریکا در منطقه، و از سال ۲۰۲۲ متحد عمده غیرناتویی آمریکا است. دوحه همزمان نقش میانجی در بحران‌های منطقه‌ای دارد و با جمهوری اسلامی نیز کانال‌های ارتباطی خود را حفظ کرده است.

ورود احتمالی قطر به چنین سازوکاری یعنی پیمان پاکستان و عربستان به خاکی وصل می‌شود که زیرساخت مهم نظامی آمریکا در آن قرار دارد. این موضوع می‌تواند وزن سیاسی و امنیتی پیمان را بالا ببرد.

ترکیه چه چیزی اضافه می‌کند؟

ترکیه از سال ۱۹۵۲ عضو ناتو است و ارتشی بزرگ، صنایع دفاعی فعال و تجربه گسترده در عملیات منطقه‌ای دارد. ورود احتمالی ترکیه، پیمان را از یک محور خلیجی-جنوب‌آسیایی به سازوکاری با اتصال غیرمستقیم به ناتو تبدیل می‌کند.

اما همین نقطه، پیچیدگی هم ایجاد می‌کند. ترکیه نمی‌تواند به‌سادگی وارد هر سازوکار دفاعی شود که با تعهدات ناتویی یا روابطش با آمریکا، روسیه، ایران و کشورهای عربی تداخل ایجاد کند.

بنابراین نقش آنکارا، اگر عملی شود، احتمالاً بیشتر در سطح پشتیبانی دفاعی، فناوری نظامی، هماهنگی سیاسی و بازدارندگی منطقه‌ای خواهد بود، نه الزاماً ورود مستقیم به هر جنگ.

آیا این مقدمه «ناتوی اسلامی» است؟

برای اینکه یک پیمان به ائتلافی شبیه ناتو تبدیل شود، باید ساختار فرماندهی، سازوکار تصمیم‌گیری، بودجه، سطح تعهد نظامی، قواعد مداخله و حوزه عملیات آن روشن باشد. در اینجا هنوز بسیاری از این جزئیات منتشر نشده است.

این یک لایه مکمل امنیتی در کنار چتر آمریکا است. یعنی کشورهای منطقه می‌خواهند همچنان از حمایت آمریکا استفاده کنند، اما همزمان برای روزی که واشنگتن دیر واکنش نشان دهد، مردد باشد، یا هزینه مداخله را بالا ببیند، ابزارهای دفاعی خودشان را هم آماده کنند.

چرا این موضوع برای جمهوری اسلامی مهم است؟

برای تهران، پیام چنین روندی ساده است. هر حمله بزرگ به عربستان یا قطر دیگر الزاماً فقط مسئله همان کشور نخواهد بود. اگر این پیمان گسترش یابد، یک بحران در خلیج فارس می‌تواند سریع‌تر از گذشته به شبکه‌ای از بازیگران نظامی، مالی و دیپلماتیک وصل شود؛ از پاکستان و ترکیه تا آمریکا و ناتو.

این دقیقاً نقطه‌ای است که جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی آشکار کرده است. کشورهای خلیج فارس دیگر فقط به بیانیه‌های حمایتی یا وعده‌های واشنگتن تکیه نمی‌کنند. حملات پهپادی و موشکی، نگرانی درباره تنگه هرمز و تهدید تأسیسات انرژی، آنها را به سمت بازدارندگی چندلایه برده است.

نفس مطرح شدن این موضوع در میانه جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی مهم است. منطقه در حال عبور از مدل قدیمی «اتکا کامل به آمریکا» به سمت مدل پیچیده‌تری از امنیت است. آمریکا هنوز بازیگر اصلی است، اما کشورهای منطقه می‌خواهند چتر دوم، سوم و چهارم خود را هم بسازند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، خلیج فارس دیگر فقط میدان رقابت ایران، آمریکا و کشورهای عربی نخواهد بود؛ به نقطه اتصال چند لایه امنیتی تبدیل می‌شود: انرژی عربستان، پایگاه‌های قطر، ارتش پاکستان، ظرفیت ناتویی ترکیه، و همچنان چتر سنگین آمریکا. این یعنی هزینه هر ماجراجویی نظامی در خلیج فارس، برای جمهوری اسلامی، می‌تواند بسیار بالاتر از گذشته شود.