خلاصه خبر:
- طبق آمارهای رسمی گمرکی و بینالمللی، از جمله شرکتهای ردیابی کشتیها، کل صادرات نفت به همراه ۷۰ درصد از تجارت غیرنفتی جمهوری اسلامی از بنادر خلیج فارس انجام میشود؛ موضوعی که با آغاز محاصره دریایی آمریکا از چهار هفته پیش به شدت مختل شده است.
- از این رو، با تشدید محاصره دریایی آمریکا، مقامات و رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی بر مسیرهای تجاری جایگزین آبهای جنوب ایران برای دور زدن محاصره دریایی آمریکا تأکید دارند.
- در این میان بلومبرگ از فعال شدن مسیر ریلی چین و ایران از طریق آسیای مرکزی خبر داده است؛ مسیری که البته نمیتواند جایگزینی برای صادرات دریایی نفت ایران باشد.
با تشدید محاصره دریایی آمریکا، مقامات و رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی بر مسیرهای تجاری جایگزین آبهای جنوب ایران برای دور زدن محاصره دریایی آمریکا تأکید دارند.
پیشتر معاون سازمان توسعه تجارت ایران از طراحی و فعالسازی بیش از هفت تا هشت مسیر جایگزین برای تجارت خارجی خبر داده بود و رئیسکل اسبق سازمان توسعه تجارت ایران نیز روز شنبه بر مسیرهایی تأکید کرده که جمهوری اسلامی را از وابستگی به تجارت با امارات رها میکند.
طبق آمارهای رسمی گمرکی و بینالمللی، از جمله شرکتهای ردیابی کشتیها، کل صادرات نفت به همراه ۷۰ درصد از تجارت غیرنفتی جمهوری اسلامی از بنادر خلیج فارس انجام میشود؛ موضوعی که با آغاز محاصره دریایی آمریکا از چهار هفته پیش به شدت مختل شده است.
در این میان خبرگزاری بلومبرگ نیز از فعال شدن مسیر ریلی چین و ایران از طریق آسیای مرکزی خبر داده است؛ مسیری که البته نمیتواند جایگزینی برای صادرات دریایی نفت ایران باشد. از طرفی، جمهوری اسلامی بایستی به غیر از تحمل مسیری طولانیتر و پرهزینهتر، به کشورهای آسیای مرکزی حق ترانزیت نیز پرداخت کند.
معضل لجستیک
یکی از چالشهای جایگزینی مسیرهای زمینی مشکلات لجستیکی است. برای نمونه، آمارهای بانک جهانی نشان میدهد ایران، افغانستان و پاکستان بدترین وضعیت شاخص کارایی لجستیک در منطقه را دارند، ترکمنستان نیز وضعیت نامشخصی دارد و وضعیت عراق نیز چندان دلگرمکننده نیست.
جمهوری آذربایجان طی سالهای گذشته با احداث انواع کریدورهای ترانزیتی، حجم ترانزیت کالاهای خارجی را پنج برابر کرده و به ۳۵ میلیون تن در سال رسانده که اتفاقاً نیمی از آن مربوط به ترانزیت کالا میان ایران و روسیه است. اما این مسیر تنها میتواند مقداری به ترانزیت کالا در مسیر شمال-جنوب کمک کند و توسعه کریدورهای ترانزیتی این کشور نیز بر مسیر شرق-غرب تمرکز دارد نه بازار ایران.
همچنین خطوط ریلی ایران به مناطق شرقی ترکیه عمدتا در حوزه مسافربری توسعه یافته، نه ترانزیت کالا.
بدین ترتیب، در کنار مشکلات لجستیکی، جمهوری اسلامی نه تنها بایستی به همه این کشورها حق ترانزیت بدهد، بلکه محمولهها بایستی چندین بار در مسیرهای ریلی، جادهای و دریایی تخلیه و بارگیری مجدد شوند که به معنی افزایش چشمگیر هزینه تجارت خارجی ایران است.
معضل تأمین ارز
آمارهای بانک مرکزی ایران نشان میدهد صادرات نفتی سهمی ۵۵ درصدی در کل صادرات کشور دارد و از طرفی، تراز تجاری خدمات کشور نیز به شدت منفی است. در این میان، صادرات پتروشیمی و فولاد ایران که سهمی ۲۰ درصدی در کل صادرات کشور دارد نیز به خاطر آسیب حملات اسرائیل متوقف شده و جمهوری اسلامی حتی توان تأمین نیاز داخلی را نیز ندارد.
برآورد «مرکز دادههای باز ایران» نشان میدهد بدون نفت، پتروشیمی و فولاد، صادرات ایران تنها کفاف یک سوم واردات را میدهد و کل ذخایر ارزی بانک مرکزی و صندوق توسعه ملی نیز حتی نمیتواند کفاف یک سال واردات کشور را بکند.
تأکید پیمانپاک، رئیسکل اسبق سازمان توسعه تجارت بر مسیرهای جایگزین امارات برای تجارت خارجی ایران نیز در حالی است که این کشور بزرگترین صادرکننده کالا به ایران است و طبق آمارهای اتاق بازرگانی، یک سوم واردات ایران از امارات انجام میشود و البته صادرات محصولات نفتی و غیرنفتی ایران به این کشور نیز معادل بیش از ۱۰ درصد کل صادرات ایران است.
طبق برآورد بانک جهانی امارات به فاصله چشمگیری از دیگر کشورهای منطقه، از لحاظ شاخص کارایی لجستیک بهترین جایگاه را دارد و به نظر نمیرسد عمان و پاکستان بتوانند جای این کشور را برای تجارت خارجی ایران جبران کنند.