خلاصه خبر:
- در شصتوچهارمین روز حصر دیجیتال، نتبلاکس، نهاد مستقل پایش دسترسی به اینترنت، اعلام کرد رکورد قطعی و محدودسازی اینترنت در ایران از مرز ۱۵۰۰ ساعت گذشته است.
- این عدد فقط یک شاخص فنی نیست؛ یعنی هزاران ساعت قطع ارتباط کسبوکارها با مشتری، سفارش، پرداخت، تبلیغات، تأمینکننده و بازار؛ و هزاران ساعت از دست رفتن فرصت برای اقتصادی که بخش مهمی از آن روی اتصال بنا شده است.
- بر اساس گزارش دنیای اقتصاد، حدود ۱۵۰ هزار نفر برای بیمه بیکاری ثبتنام کردهاند و برآوردها از از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل حکایت دارد.
در ایران، قطع اینترنت دیگر فقط یک اختلال فنی نیست؛ به بحرانی اقتصادی و طبقاتی تبدیل شده که هم کسبوکارهای خرد، فروشندگان اینترنتی، بازاریابان دیجیتال، کارگران آنلاین و شرکتهای کوچک را زمینگیر کرده، هم برای گروهی محدود، دسترسی به اینترنت را به کالایی ویژه، رانتی و حتی چند ده میلیونی بدل کرده است.
در شصتوچهارمین روز حصر دیجیتال، نتبلاکس، نهاد مستقل پایش دسترسی به اینترنت، اعلام کرد رکورد قطعی و محدودسازی اینترنت در ایران از مرز ۱۵۰۰ ساعت گذشته است.
این عدد فقط یک شاخص فنی نیست؛ یعنی هزاران ساعت قطع ارتباط کسبوکارها با مشتری، سفارش، پرداخت، تبلیغات، تأمینکننده و بازار؛ و هزاران ساعت از دست رفتن فرصت برای اقتصادی که بخش مهمی از آن روی اتصال بنا شده است.
گزارش روزنامه دنیای اقتصاد از بازار کار، ابعاد این بحران را روشنتر میکند. بر اساس این گزارش، حدود ۱۵۰ هزار نفر برای بیمه بیکاری ثبتنام کردهاند و برآوردها از از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل حکایت دارد.
این روزنامه نوشته فرصتهای شغلی نسبت به سال گذشته حدود ۸۰ درصد کاهش یافته و در برخی حوزهها، از جمله مارکتینگ دیجیتال، افت فرصتهای شغلی به حدود ۹۰ درصد رسیده است. همزمان، تعداد رزومههای ارسالی در یک روز به رکورد ۳۱۸ هزار مورد رسیده؛ یعنی شغلها کمتر شدهاند، اما صف جویندگان کار فشردهتر شده است.
این بحران فقط در آمارهای داخلی دیده نمیشود. متا، مالک اینستاگرام، واتساپ و فیسبوک، در گزارش مالی سهماهه نخست ۲۰۲۶ خود اعلام کرده افت جزئی کاربران فعال روزانه خانواده اپلیکیشنهایش نسبت به فصل قبل، از جمله تحت تأثیر اختلالات اینترنت در ایران و محدودیت دسترسی به واتساپ در روسیه بوده است.
اما پشت این جمله رسمی، واقعیت تلختری قرار دارد. در ایران، بسیاری از کاربران اینستاگرام و واتساپ فقط مصرفکننده شبکههای اجتماعی نبودند. برای بسیاری از آنها، همین پلتفرمها فروشگاه، دفتر کار، ویترین تبلیغاتی، کانال ارتباط با مشتری و تنها مسیر درآمد بود. وقتی دسترسی قطع یا مختل میشود، فقط یک اپلیکیشن از کار نمیافتد؛ هزاران ویترین و مسیر فروش هم خاموش میشود.
اهمیت ماجرا فقط در فروش آنلاین و شبکههای اجتماعی خلاصه نمیشود. حتی معاون وزیر ارتباطات هم هشدار داده قطع کامل اینترنت، پرهزینهترین سناریو برای اقتصاد است. او گفته زنجیره تأمین بسیاری از صنایع به ثبت سفارش، هماهنگی با تأمینکنندگان خارجی، رهگیری حملونقل، تبادل اسناد و لجستیک بینالمللی وابسته است و نبود اینترنت بینالمللی میتواند در شرایط بحرانی به کمبود کالا یا اختلال در خدمات حیاتی منجر شود.
رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، گفته فروش اینترنتی حدود ۵۰ درصد کاهش یافته و حدود ۲ هزار شرکت فقط بین یک تا دو ماه تابآوری دارند. به گفته او، در کسبوکارهای کوچک و متوسط، افت فروش حتی به ۵۰ تا ۷۰ درصد رسیده و در برخی مقاطع، فروش عملاً به صفر نزدیک شده است.
همزمان، اینترنتپرو وارد فاز تازهای از حاشیه و جنجال شده و به نمادی از اینترنت طبقاتی تبدیل شده است؛ اینترنتی که برای بخش بزرگی از جامعه قطع یا محدود است، اما برای برخی، مسیر ویژه دارد.
در همین فضا، گزارشهایی از بازار سیاه اینترنتپرو منتشر شده است. مهدی بستانچی، فعال صنعتی، نوشته فردی برای فعالسازی اینترنتپرو از او ۶۰ میلیون تومان خواسته است؛ موضوعی که نشان میدهد وقتی دسترسی عمومی محدود میشود، وصلبودن هم قیمت پیدا میکند.
وزارت ارتباطات نیز پس از بالاگرفتن حاشیهها میگوید اینترنتپرو نه طرح این وزارتخانه بوده و نه مجوز آن را صادر کرده است. مشاور وزیر ارتباطات از بروز تخلف در دسترسی به اینترنتپرو و آغاز رسیدگی گفته است.
پیشتر، پس از سخنان غلامحسین محسنی اژهای در هفتم اردیبهشت درباره برخورد با گسترش دسترسی به اینترنتپرو از سوی افراد به گفته او «فاقد صلاحیت»، سازمان بازرسی کشور نیز از احضار مدیرعامل همراه اول خبر داده بود.
به این ترتیب، بحران اینترنت در ایران فقط به قطع دسترسی یا اختلال فنی محدود نمانده است. پایین این هرم، کاربر عادی، فروشنده خرد، کارجوی بیپاسخ، نیروی تعدیلشده و کسبوکارهای در آستانه تعطیلی قرار دارند؛ بالای آن، دسترسی ویژه، مجوزهای مبهم، بازار سیاه و اینترنت چند ده میلیونی.
قطع اینترنت در ایران حالا همزمان به ابزار سرکوب، کنترل، فشار اقتصادی و توزیع نابرابر فرصت تبدیل شده است؛ بحرانی که دیگر فقط صدای کاربران را خاموش نمیکند، بلکه بازار کار، فروش آنلاین، زنجیره تأمین و بخشی از زندگی اقتصادی مردم را زیر فشار میبرد.
در چنین وضعیتی، اینترنت از یک حق عمومی به امتیازی طبقاتی تبدیل شده؛ امتیازی که نبودنش برای بسیاری به بیکاری و تعطیلی میرسد و داشتنش برای برخی دیگر به رانت و بازار سیاه.