خلاصه خبر:
- با پیامدهای جنگ علیه جمهوری اسلامی و انسداد عملی تنگه هرمز، ایالات متحده برای محافظت از اقتصاد جهانی در برابر بحران نفتی وارد عمل شده است. در این شرایط برخی تحلیلگران میگویند که ابتکار بازار نفت در دست آمریکا است.
- آمریکا با داشتن بزرگترین صنعت نفت جهان که از سال ۲۰۱۸ از عربستان سعودی و روسیه در تولید پیشی گرفته و همچنین با در اختیار داشتن ارزی که زیربنای نظام تجارت جهانی است، اهرم فوقالعادهای بر بازارهای انرژی دارد.
- صادرات نفت آمریکا در هفتههای اخیر به شدت افزایش یافته و به تعدیل شوک شدید عرضه انرژی ناشی از جنگ خاورمیانه، از جمله کمبود فرآوردههای پالایششده، کمک کرده است.
با پیامدهای جنگ علیه جمهوری اسلامی و انسداد عملی تنگه هرمز، ایالات متحده برای محافظت از اقتصاد جهانی در برابر بحران نفتی وارد عمل شده است. در این شرایط برخی تحلیلگران میگویند که ابتکار بازار نفت در دست آمریکا است.
آمریکا با افزایش صادرات نفت، کاهش گزینشی تحریمها و استفاده از ذخایر استراتژیک خود، اقداماتی را برای مدیریت بازار نفت انجام داده است.
ران بوسو، تحلیلگر رویترز نوشت که چنین شرایط و اقداماتی در حال تثبیت گذار آمریکا به «ابرقدرت غالب انرژی» در جهان است.
این تحلیلگر نوشت که برخلاف بحرانهای نفتی گذشته، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) تا حد زیادی ناتوان باقی مانده است، زیرا بسته شدن تقریبا کامل تنگه هرمز باعث شد ۱۳ درصد از عرضه جهانی نفت در خلیج فارس گرفتار شود و تولیدکنندگان خلیج فارس را وادار کرد حدود ۹ میلیون بشکه در روز از تولید خود را متوقف کنند؛ و در نتیجه مهمترین اهرم این گروه یعنی ظرفیت مازاد تولید از آن گرفته شد.
عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان و رهبر بالفعل اوپک، صادرات خود را از طریق مسیر خط لوله جایگزین که با دور زدن هرمز و عبور از دریای سرخ انجام میشود به حداکثر رسانده است. اما این ابتکار برای جبران مقیاس اختلال کافی نبوده است.
بوسو نوشت که آمریکا با داشتن بزرگترین صنعت نفت جهان که از سال ۲۰۱۸ از عربستان سعودی و روسیه در تولید پیشی گرفته و همچنین با در اختیار داشتن ارزی که زیربنای نظام تجارت جهانی است، اهرم فوقالعادهای بر بازارهای انرژی دارد.
به نوشته این تحلیلگر، این قدرت آمریکا که واشنگتن در استفاده از آن تردیدی نداشته است، در برخی جنبهها قابل مقایسه با توان تاریخی اوپک در تنظیم مجدد تولید در واکنش به تغییرات عرضه و تقاضای جهانی است.
پیشتر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در اظهارنظری مرتبط با بحران انسداد در تنگه هرمز، از حرکت «تعداد گسترده نفتکشها» برای خرید نفت و گاز این کشور خبر داد و آن را یک «چرخش سریع» در بازارهای جهانی انرژی دانست.
آقای ترامپ در تروت سوشال نوشت: «تعداد عظیمی از نفتکشهای کاملاً خالی، برخی از بزرگترینها در سراسر جهان، همین حالا در حال حرکت به سوی ایالات متحده هستند تا با بهترین و «شیرینترین» نفت (و گاز!) در جهان بارگیری کنند.»
رئیسجمهوری آمریکا به کشورهایی که اکنون متقاضی نفت بیشتر از آمریکا شدهاند، اشاره نکرد اما افزود: «ما بیشتر از مجموع دو اقتصاد بزرگ بعدی نفت داریم، و با کیفیت بالاتر. ما منتظر شما هستیم.»
پیشتر گزارشهایی از تقاضای کره جنوبی و دیگر کشورها از آمریکا برای خرید نفت بیشتر منتشر شده است.
رویترز نوشت که صادرات نفت آمریکا در هفتههای اخیر به شدت افزایش یافته و به تعدیل شوک شدید عرضه انرژی ناشی از جنگ خاورمیانه، از جمله کمبود فرآوردههای پالایششده، کمک کرده است.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، مجموع صادرات نفت ایالات متحده در اوایل این ماه به رکورد تاریخی ۱۲.۹ میلیون بشکه در روز رسید که بیش از ۶۰ درصد آن را فرآوردههای پالایششده تشکیل میداد.
طبق دادههای شرکت تحلیل کپلر، صادرات دریایی نفت آمریکا قرار است در آوریل به رکورد ۹.۶ میلیون بشکه در روز برسد، و جریان صادرات به آسیا تقریباً دو برابر سطح پیش از جنگ شده و به ۲.۵ میلیون بشکه در روز برسد.
قدرت نفتی آمریکا فقط به تولید محدود نمیشود. واشنگتن در ماه مارس با آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت در چند مرحله تا سال ۲۰۲۷ به عنوان بخشی از برداشت اضطراری هماهنگ جهانی به میزان ۴۰۰ میلیون بشکه موافقت کرد.
به نوشته تحلیلگر رویترز، واشنگتن ابزار دیگری نیز برای تأثیرگذاری بر عرضه جهانی انرژی دارد: تحریمهای اقتصادی.
از ماه مارس، ایالات متحده محدودیتهای خرید نفت روسیه و ایران را به صورت گزینشی کاهش داده و اثر این اقدام سریع بوده است. حجم نفت روسیه ذخیرهشده روی نفتکشها از رکورد بیش از ۱۳ میلیون بشکه در پایان ژانویه به تنها ۲.۹ میلیون بشکه تا ۲۴ آوریل کاهش یافته است، زیرا خریداران دوباره وارد بازار شدهاند.
بوسو نوشت که تحریمها همیشه شامل توازنی دشوار میان اعمال فشار و محدود کردن آسیبهای جانبی به نظام انرژی جهانی هستند. اما همچنان این ایالات متحده است که تصمیمگیر اصلی باقی مانده است.