جنگ جاری در منطقه، یکی از شدیدترین شوکها را در دهههای اخیر به صنعت هوانوردی خاورمیانه وارد کرده و بهسرعت جایگاه این منطقه بهعنوان یکی از پایانههای اصلی ترانزیت هوایی جهان را تضعیف میکند.
آنچه در ابتدا یک بحران امنیتی بود، اکنون به اختلالی چندلایه تبدیل شده است؛ از لغو گسترده پروازها گرفته تا جهش هزینه سوخت و اجبار شرکتهای هواپیمایی به انتخاب مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتر.
آمارهای بینالمللی از زیانهای فزاینده در این صنعت، بهویژه برای ایرلاینهای حوزه خلیج فارس حکایت دارد. کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در امور آسیای غربی گزارش داده که تنها در دو هفته نخست درگیریها، نزدیک به ۱۹ هزار پرواز متعلق به ۹ شرکت هواپیمایی عمده منطقه لغو شده که حدود ۱.۹ میلیارد دلار زیان به همراه داشته است.
دادههای جدیدتر نیز نشان میدهد دامنه این اختلال عمیقتر شده است؛ بهطوریکه تعداد پروازهای روزانه در خاورمیانه که پیش از جنگ حدود ۳۵ هزار مورد بود، طی پنج هفته گذشته به کمتر از نصف کاهش یافته است.
شرکتهای بزرگ منطقه، بهویژه قطر ایرویز و امارات، که طی سالهای اخیر نقش کلیدی در اتصال شرق و غرب ایفا کردهاند، اکنون با فشار بیسابقهای مواجهاند. این دو شرکت بهتنهایی حدود ۴۵ میلیارد دلار دارایی دارند و سال گذشته بیش از ۸ میلیارد دلار سود خالص ثبت کرده بودند؛ رقمی که معادل حدود یکپنجم کل سود صنعت هوانوردی جهان است. با این حال، تداوم تنشها میتواند این مزیت رقابتی را بهطور جدی تضعیف کند.
افزایش شدید هزینهها یکی دیگر از ابعاد مهم این بحران است. از زمان آغاز درگیریها، قیمت جهانی سوخت هواپیما بیش از دو برابر شده و فشار مضاعفی بر شرکتهای هواپیمایی وارد کرده است.
در عین حال، قیمت نفت نیز علیرغم یک آتشبس موقت دو هفتهای، در سطح حدود ۹۵ دلار باقی مانده که حدود ۳۵ درصد بالاتر از پیش از جنگ است. این روند نشان میدهد حتی وقفههای کوتاه در درگیریها نیز نتوانستهاند بازار انرژی را به ثبات بازگردانند.
اختلال در تنگه هرمز نیز نقش مهمی در این وضعیت ایفا کرده است. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پیش از این روزانه حدود ۵۰۰ هزار بشکه سوخت هواپیما به بازارهای جهانی صادر میکردند، اما این جریان طی بیش از ۴۰ روز گذشته با اختلال جدی مواجه شده است. نتیجه این وضعیت، کاهش عرضه و افزایش بیشتر قیمتها در بازار جهانی سوخت هوایی بوده است.
در این میان جمهوری اسلامی با حملات مداوم پالایشگاههای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، صدمات قابل توجهی به این زیرساختها وارد کرده است.
در کنار این عوامل، افزایش ریسکهای امنیتی و هزینههای بیمه نیز فشار مضاعفی بر ایرلاینها وارد کرده است. حق بیمه پرواز در مناطق پرخطر بهطور قابل توجهی افزایش یافته و برخی مسیرها عملاً از پوشش بیمهای خارج شدهاند. این موضوع شرکتها را ناگزیر به تغییر مسیر پروازها کرده است؛ مسیری که اغلب به معنای افزایش زمان پرواز، مصرف سوخت بیشتر و کاهش بهرهوری ناوگان است.
پیامدهای این بحران تنها به خاورمیانه محدود نمانده است. دادههای شرکت «فلایترادار ۲۴» نشان میدهد که از ابتدای جنگ ایران و اوجگیری قیمت سوخت هواپیما، حجم پروازها در اروپا و آسیا نیز بهترتیب بیش از ۸ و ۲۲ درصد کاهش یافته است. این امر نشاندهنده اثر سرریز بحران به شبکه جهانی حملونقل هوایی است.
در صورت تداوم این وضعیت، صنعت هوانوردی خاورمیانه ممکن است با یک تغییر ساختاری مواجه شود؛ تغییری که میتواند موقعیت این منطقه را بهعنوان یکی از مهمترین هابهای هوایی جهان تضعیف کرده و مسیرهای جایگزین را در دیگر مناطق تقویت کند. حتی در صورت کاهش تنشها، بازگشت به وضعیت پیشین زمانبر و پرهزینه خواهد بود.