لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ایران ۲۳:۱۶

رابطه اسفندیار رحیم مشایی با احمدی نژاد زیر ذره بین!


رابطه اسفندیار رحیم مشایی با احمدی نژاد زیر ذره بین!

زمستان گذشته، اسفندیار رحیم مشایی، همچون بسیاری از دیگر مقام های جمهوری اسلامی، در مراسم سالگرد انقلاب اسلامی در تهران شرکت کرد. سه دهه است که این مراسم تقریبا بدون هیچگونه تغییری برگزار می شود: سخنرانی های آتشین و پرچم تکان دادن های مردم. اما رحیم مشایی، رییس دفتر احمدی نژاد، هنگام بازگشت از مراسم و سوار شدن به اتوموبیلش با صحنه ای بسیار غیرعادی رو به رو شد: گروهی از مردم خشمگین او را دوره کردند و زنی از آن میان فریاد زد «مرگ بر مشایی.» یک عده هم فریاد زدند «مشایی پایت را از دولت کنار بکش!»

حضور مشایی در دولت در چند سال اخیر شکاف و اختلافات زیادی در هیات حاکمه ایجاد کرده است، هم به خاطر نسبت فامیلی اش با احمدی نژاد – او پدر زنِ پسر احمدی نژاد است و هم به خاطر عقاید مذهبی غیرمتعصانه اش – که به نظر برخی از روحانیون بنیاد جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد. در ضمن به نظر می رسید احمدی نژاد دارد مشایی ۵۱ ساله را برای جانشینی خودش در پست ریاست جمهوری آماده می کند. چنین ظنی بسیاری از حامیان تندروی آیت الله علی خامنه ای را به خشم آورده است.

در هفته های اخیر، تنش های محافظه کاران در حکومت ایران به شدت بالا گرفته است. تعدادی از وبسایت های وابسته به محافظه کاران نامه ای را منتشر کرده اند که ظاهرا مشایی را با رسوایی اختلاس دو میلیارد و ششصد میلیون دلاری مرتبط می داند. این بزرگترین اختلاس در تاریخ ایران است، که می تواند مشایی را روانه زندان کند و احمدی نژاد را از لحاظ حقوقی به دردسر بزرگی بیندازد. یک نماینده اصولگرای مجلس گفت مجازات تقلبات مالی باید اعدام باشد و اشاره اش به مشایی بود. به نظر می رسد قوه قضاییه هم پا به میدان گذاشته است: دو هفته پیش یکی از بستگان مشایی ظاهرا به اتهام دست داشتن در این رسوایی مالی بازداشت شد. مهدی خزعلی، تحلیلگر سیاسی و فرزند یکی از روحانیون نزدیک به خامنه ای می گوید «در هر مسأله جنجال برانگیزی که به مشایی مربوط است، پای احمدی نژاد هم در میان است. کشمکش احمدی نژاد با خامنه ای و هوادارانش جدی است، هدف هم به حاشیه راندن رهبر انقلاب است.» در حالی که این کشمکش ها وارد مرحله بحرانی می شود، سرنوشت احمدی نژاد و مشایی به هم گره خورده است.

اسفندیار رحیم مشایی در رامسر به دنیا آمد و در رشته مهندسی برق تحصیل کرد. در دهه پنجاه به صف مبارزه علیه رژیم شاه پیوست و پس از انقلاب در وزارت اطلاعات رامسر مشغول به کار شد. مدتی را در مناطق نا آرام کردنشین در شمال غرب کشور گذراند – البته نه در جنگ؛ بلکه به گفته یکی از فعالان اوپوزیسیون – به کارهای فرهنگی و روابط عمومی پرداخت. برخی از رفتارها و ویژگی های ضد و نقیضی که به تازگی برای مشایی دردسر ساز شده از همان موقع در او دیده می شد، «از جمله اعتقاد به این که با امام زمان رابطه خاصی دارد. موقع راه رفتن هر چند وقت یک بار می ایستاد و به امام زمان سلام می کرد.»

در مناطق شمال غرب ایران بود که مشایی به مردی برخورد که زندگی اش را عوض کرد. احمدی نژاد در زمان جنگ، در آذربایجان فرماندار بود؛ هر چند بعد از جنگ احمدی نژاد در دستگاه دولت مشغول به کار شد، دوستی آن دو ادامه پیدا کرد. هنگامی که احمدی نژاد شهردار تهران شد، مشایی را مشاور فرهنگی هنری شهرداری کرد و این سرآغاز پیوندهای سیاسی این دو نفر بود. هوشنگ امیراحمدی رییس شورای آمریکاییان ایرانی تبار که با احمدی نژاد و رحیم مشایی ملاقات کرده است می گوید «هر دوی آنها از قشر پابرهنه جامعه سر برآورده اند و وجوه مشترک زیادی با هم دارند. رابطه آنها با هم بسیار عمیق و چندجانبه است.» دیگران وجه تاریکتر این رابطه را می بینند. کریم سجادپور، تحلیلگر بنیاد کارنگی می گوید: «مشایی راسپوتین احمدی نژاد است.»

کارهای بحث برانگیز مشایی در دو دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به اوج خود رسید. او سال ۱۳۸۷ به دو تابوی دولت ایران دست درازی کرد: یکی این که اعلام کرد که ایرانی ها و اسراییلی ها با هم دوست هستند و دیگر این که پیشینه ایران قبل از اسلام را ستود. کارهایی کرد که از یک فرد مؤمن سر نمی زند از جمله آن که با برخی از هنرمندان نشست و برخاست کرد و در مراسمی در ترکیه شرکت کرد که زنان در آن می رقصیدند. اما بحث انگیزترین کارش این بود که بارها این پرسش را مطرح کرد که آیا وجود روحانیون در حکومت ضرورت دارد؟ هر بار که این پرسش را مطرح می کرد، نشریات، سیاستمداران و روحانیون تندرو برآشفته می شدند، اما مشایی کوتاه نمی آمد. سال گذشته در دیدار با روحانیون و دانشجویان مذهبی گفت «من سربازم و تا پای جان روی حرفم ایستاده ام.»

در توفان سیاسی که در حلقه حاکمان ایران برپاست، احمدی نژاد مصرانه در کنار اسفندیار رحیم مشایی ایستاده است. هنگامی که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ احمدی نژاد، رحیم مشایی را به عنوان یکی از معاونان خود برگزید، آیت الله خامنه ای علنا خواستار کنارگذاشتن او شد. احمدی نژاد مشایی را از پست معاونت برداشت و عنوان رییس دفتر و سرپرست نهاد ریاست جمهوری را به او داد. این دهن کجی بزرگی به رهبر بود. در یکی از مکاتبات دیپلماتیک ایالات متحده که سال گذشته روی سایت افشاگر ویکی لیکس منتشر شد، آمده است: «دفاع لجبازانه احمدی نژاد از مشایی اهمیت این شخص را به عنوان مشاور کلیدی رییس جمهور منزوی ایران نشان می دهد.» مشایی اکنون بیش از ده پست دولتی – از جمله مقام کلیدی نماینده ویژه رییس جمهوری در امور خاورمیانه – را در اختیار دارد. او همچنین همواره در سفرهای احمدی نژاد به ایالات متحده و کشورهای منطقه در رکاب اوست.

اما این دفاع بی دریغ ارزان تمام نشده: احمدی نژاد کشمکش های تلخی با آیت الله خامنه ای و عناصری از سپاه پاسداران داشته تا جایی که به نظر بعضی از ناظران، او تا پایان دوره ریاست جمهوری اش دوام نخواهد آورد. بهار گذشته، هنگامی که احمدی نژاد خواست حیدر مصلحی، وزیر اطلاعاتش را عزل کند، خامنه ای او را دوباره به سر کار برگرداند. دعوا به همین جا ختم نشد. اندکی بعد رسانه های محافظه کار تلاش سازمان یافته ای راه انداختند تا مشایی و یارانش را به جن گیری و ارتباط با اجنه متهم کنند. بیش از بیست نفر از حلقه نزدیکان احمدی نژاد بازداشت شدند و عوامل اطلاعاتی ظاهرا به دستور آیت الله خامنه ای به دفتر مشایی حمله بردند. نشریات محافظه کار از مشایی به عنوان رهبر جریان انحرافی نام می برند.

احمدی نژاد ادعا می کند که رسوایی اخیر اختلاس هنگفت بانکی دنباله تلاش گروهی است که سعی در بدنام کردن او دارند. بخشی از این طرح شامل اعتبارنامه های جعلی است که برای خرید شرکت های جدیدا خصوصی شده استفاده شده است. بزرگترین مدرکی که علیه احمدی نژاد رو شده، نامه ای است ظاهرً به امضای رحیم مشایی، که در آن از وزیر اقتتصاد خواسته شده است تا تسهیلاتی برای فروش یکی از آن شرکت ها قائل شود. وزیر اقتصاد سه هفته پیش به سختی از رای استیضاح مجلس جان به در برد. اما رقابت های داخلی را زیاد نمی شود پنهان نگه داشت: شمشیرها پیش از انتخابات اسفندماه مجلس از غلاف بیرون خواهد آمد و حتما تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، که مشایی ممکن است خود را برای آن نامزد کند، دعواها کاملا علنی خواهد شد. هوشنگ امیراحمدی می گوید «مشایی قطعا هنوز هم رویای رییس جمهور شدن را در سر می پروراند. فکر می کنم احمدی نژاد خیلی دلش می خواهد که مشایی رییس جمهور بعدی باشد.» شاید به همین خاطر است که آیت الله خامنه ای به تازگی در یک سخنرانی اشاره کرد که نظام سیاسی ایران ممکن است از ریاست جمهوری به نظام پارلمانی تبدیل شود.

XS
SM
MD
LG