لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۳۴

آمارهای اخير نشان می دهد که شمار فقيران آمريکا در بالاترين سطح خود در بيش از پنجاه سال گذشته است.

نتايج بدست آمده از ارقام اخير اداره آمار آمريکا، شکاف درآمدی بی سابقه ای را بين ثروتمندان و افراد فقير نشان می دهد. آمارهای درآمدی اخير مددکاران اجتماعی را نگران ساخته است که تفاوت درآمد می تواند تأثيری منفی در رفاه و سبک زندگی جامعه آمريکا داشته باشد.

«چطور شما اينقدر ثروتمند شديد؟» نام يک برنامه تلويزيونی است که توسط، جون رويورز، کمدین، اجرا می شود. اين برنامه نشان می دهد که چطور برخی از شهروندان آمريکا ثروتمند شده و با ثروت خود چه می کنند. ريورز می گويد که کليه افراد ثروتمندی که وی با آنها مصاحبه کرده است معتقد بکار و دارای وجدان کاری بوده اند، «این افراد نمی گفتند که بیچاره من، رکود اقتصادی است و من از عهده کاری بر نمیام». ولی تا به حال هيچ برنامه تلويزيونی، که بپرسد «چطور شما اينقدر فقير شديد» وجود نداشته است.

آمارهای اخير همچنين نشان می دهد که شمار فقيران آمريکا در بالاترين سطح خود در بيش از پنجاه سال گذشته است. اداره آمار آمريکا همچنین می گويد که در ساليان اخير شکاف درآمدی بين ثروتمندان و فقرای اين کشور بطور فزاينده ای عميق تر شده و در سال گذشته به عميق ترين سطح خود در تاريخ اين کشور رسيده است.

اقتصاددانان بحرانهای مالی و رکود اقتصادی اخير آمريکا را يکی از دلائل تفاوت فزاينده درآمدی بين ثروتمندان و فقرا عنوان کرده اند. «هنری فريدمن»، مدير سازمان غير دولتی «مرکز ملی قانون و عدالت اقتصادی» فرسايش طبقه متوسط را دليل ديگر برای تفاوت بیسابقه درآمد در آمريکا دانسته است. او می گويد بیشتر کارهایی که مردم می توانند در کارخانه ها پیدا کنند، تقریبا دیگر وجود ندارد. او می افزايد کارهای خدماتی نيز يا به خارج محول شده و يا فناوريهای جديد نياز به کار انسانی را کم کرده است.

رابرت هاکينز، دانشیار رشته مددکاری اجتماعی دانشگاه نيويورک می گويد مردم در مناطق فقير نشين از برخی از امکانات و فرصتهای اساسی، که ثرومندان از آن بهره مند هستند، از جمله تحصيلات، محروم هستند. بنابراين، محروميت از تحصيل، آنها را از پيدا کردن کار پردرآمد نيز محروم می کند. هاکينز می گويد آنهایی که گرفتار فقر هستند نمی توانند برای کمک و فرصتهای مناسب روی همسايگان يا دوستان خود حساب کنند زيرا آنها خود نيز فقير هستند و چيزی برای ارائه کردن به ديگران ندارند. او افزود که فقر برای فقيران دور باطلی از ارتکاب جرائم، بارداری در دختران جوان، بيماری های مزمن، و مرگ زودرس می آورد.

فريدمن هشدار می دهد که شکاف درآمدی فزاينده جامعه آمريکا را به دو طبقه مجزا سوق می دهد که فاقد احساس پيوستگی اجتماعی است. مردم فقير صرفاً برای بقای خود تلاش خواهند کرد، و برای بقای خود دست به هر کاری از جمله کارهای خلاف خواهند زد، و از سوی ديگر ثرومندان نيز امکانات مالی خود را از جامعه دور نگه خواهند داشت، و بجای شرکت در کارهای اجتماعی خود را از فعاليت های اجتماعی کنار خواهند کشيد.

هاکينز می گويد که فرسايش تدريجی طبقه متوسط تأثير منفی بر روی کيفيت و کارهای خدماتی سنتی اين طبقه، از جمله آموزش، اجرای قانون، نگهداری از افراد بيمار، و خدماتی که نفعشان به ثروتمندان نیز می رسید، خواهد گذاشت. این پروفسور می گويد نفوذ سياسی افراد ثروتمند در آمريکا رو به افزايش است نه به خاطر آنکه آنها از قوانین نظام استفاده می کنند بلکه به دليل آنکه فقيران از سيستم سياسی به نفع خود بهره برداری نمی کنند. اگر طبقه کم درآمد خواستار قدرت سياسی بيشتر است آنها بايد دست به سازماندهی بزنند و در انتخابات شرکت کنند. اين بهترين و يا تنها راه آنهاست.

XS
SM
MD
LG