لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۱۳

مقاله ای از ایلای لیک در بلومبرگ

وقتی دونالد ترامپ ماه ژانویه رییس جمهوری آمریکا بشود میراث دار جنگی طولانی خواهد شد که خطر تبدیل به یک جنگ دائمی را دارد.

جرج بوش «جنگ با تروریسم» را پس از یازدهم سپتامبر دو هزار و یک آغاز کرد. باراک اوباما برای پایان دادن به آن تلاشی نافرجام داشت. اوباما در تازه ترین سخنرانی اش هشدار داد: «دموکراسی ها نباید در وضعیت دائم اعلان جنگ به سر ببرند».

توصیه اوباما حفظ جنگ در چارچوبی قانونی و تهدید در چشم انداز و حمله به تروریست ها با پهباد است. مشکل اوباما جایی است که تصور می کند: «تمام هدف این تروریست ها ایجاد ترس برای تغییر ماهیت زندگی و دموکراسی ما است». این نسخه دیگر نگرش جرج بوش است که معتقد بود: «آنها برای آزادی ما، از ما متنفر هستند».

این جا فرصتی برای ترامپ وجود دارد. جهادیون به دنبال غلبه بر غرب و اجرای احکام اسلامی هستند.

ترامپ اطلاع زیادی از سیاست خارجی ندارد اما این را درک می کند. اوباما و بوش هم این را می دانند اما آگاهانه تلاش داشتند دشمن را شارلاتان های جنایتکاری بخوانند که یک دین بزرگ را بد نام می کنند.

استراتژی هوشمندانه ای است. بسیاری از مسلمانانی که معتقدند حکومت باید زنا و ارتداد را مجازات کند با تروریسم مخالف هستند. کشورهایی چون عربستان سعودی هم به ویژه در سال های اخیر متحدان تاکتیکی مهمی در جنگ علیه تروریست ها بوده اند. اما سعودی ها و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس از نظر ایدئولوژیکی همچنان به نگرش اسلام سیاسی برای جوامع خودشان پایبند هستند. یک جنگ ایدئولوژیک فکر نشده این متحدان را از آمریکا دور خواهد کرد.

در عین حال ارائه تعریفی محدود از دشمن خطر درگیر شدن در یک جنگ دائمی را تشدید می کند. وقتی پس از سقوط معمر قذافی در لیبی جهادیون پرچم سیاه را بلند کردند کاخ سفید هیچ واکنشی نشان نداد. زمانی که در مصر اخوان المسلمین و گروه های افراطی کنترل دولت را پس از نخستین انتخابات واقعی در آن کشور در دست گرفتند، دولت اوباما پیشبرد منافع آمریکا را در همکاری با آن ها دید.

دولت اوباما قبل از این که انصار الشریعه در لیبی و داعش چنان قدرت بگیرند که سرزمین هایی را فتح کنند آماده برخورد با آن ها نبود. اوباما در تلاش برای پایان دادن به جنگی طولانی اجازه داد تهدیدها جمع شده و به حیات خود ادامه دهند.

اگر ترامپ در تعریف این تهدید مراقب نباشد ممکن است متحدانی را که در جنگ با این تروریست ها به آن ها نیاز دارد از خود گریزان کند. دادن اختیار تام به رهبرانی چون عبدالفتاح السیسی در مصر اشتباه خواهد بود. درست است که سیسی خواهان اصلاحاتی درون اسلام شده است اما او بین مخالفان سیاسی مشروع خود و افراطیون تفاوتی قائل نیست. تاریخ مصر نشان داده که اخوان المسلمین به حیات پنهان خود ادامه خواهد داد و این را در ترور انور سادات دیدیم.

ترامپ این فرصت را دارد که نشان بدهد آمریکا مکانی امن برای مسلمانانی است که از افراطیون در گریز هستند. این رویکرد می تواند شامل حال مرتدان، اقلیت ها و قبطی ها بشود. ترامپ می تواند محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، را برای تقویت قابلیت های حرفه ای ضد تروریستی در منطقه به متحد نزدیک خود بدل کند.

دونالد ترامپ می تواند از نفوذ آمریکا در عراق و افغانستان برای ترغیب سیاسیون سکولار و رفورمیست بهره ببرد. البته نه آن طور که بوش و اوباما آن ها را جذب خود کردند. ترامپ همچنین می تواند به تعامل دوره اوباما با اخوان المسلمین به جز در تونس که پذیرش تکثرگرایی در آن وجود دارد پایان بدهد.

در جنگی ایدئولوژیک علیه اسلام رادیکال در مقایسه با جنگی طولانی با تروریست ها خطراتی وجود دارد. اما نکته مثبت آن تعریف شرایط پیروزی است. جنگ طولانی زمانی به پایان می رسد که فاشیسم اسلامی بی اعتبار شده و شکست بخورد. ترامپ می تواند آمریکا را بدون درگیر شدن در چرخه تغییر رژیم و کشور سازی در این مسیر قرار بدهد.

* برگردان فارسی این مطالب تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آنها الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

http://gdb.voanews.com/504DC5E1-F75B-4FFC-B4D1-9C2ABE3A6DD5.gif

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG