لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ایران ۰۳:۲۱

کمتر از دو ماه پس از آغاز رسمی مرحله اجرایی برجام در ۱۶ ژانویه، توافق اتمی ایران از کانون توجه در منطقه - چه در کشورهای عرب و چه اسرائیل - دور شده و منطقه از معامله اتمی به مسایل عمده دیگری، و مهمتر از همه مناقشه در اسرائیل، حرکت کرده است.

این موضوعی است که شرکت کنندگان در گردهمایی اخیر در پژوهشکده "رند" در واشنگتن در مورد آن اتفاق نظر داشتند و نشریه نشنال اینترست در مقاله ای به آن پرداخته است.

نویسنده مقاله این رویداد را با توجه به مذاکرات و بحث های پرسروصدا در تابستان گذشته، تحولی مهم توصیف می کند و می گوید هرچند نمی توان گفت همسایگان ایران، یا بسیاری در واشنگتن توافق را می پسندند، اما مخالفت فعال با آن کم شده است. به نظر می رسد توافق دارد کار می کند و ایران به تعهدات خود که راه را برای لغو تحریم ها هموار ساخت پای بند است و ارزیابی مشترک حامیان و مخالفان توافق این است که ایرانیان برای حفظ گشایش اقتصادی که نقش عمده ای در سوق دادن آنها به میز مذاکره بازی کرد، احتمالا به رعایت تعهدات خود ادامه خواهند داد.

نویسنده با اشاره به این که توافق بالغ بر ۱۵ سال وقت می خرد، می گوید پرسش این است که در جریان این دوره، در داخل ایران و در چگونگی برخورد منطقه و آمریکا با ایران، چه اتفاقی خواهد افتاد.

مسلما چالش های فنی و اختلافات بر سر پای بندی ایران به توافق در ماه ها و سال های آینده وجود خواهد داشت، و مهم خواهد بود آمریکا و شریکان بین المللی اش توافق و تعهد ایران به آن را زیر نظر داشته باشند، اما بحث از ایران به عنوان یک "مشکل اتمی" به یک "مشکل منطقه ای" تغییر کرده است.

نویسنده مقاله نشنال اینترست بر این عقیده است که معامله اتمی بر انگیزه های همسایگان ایران برای برخورد با گسترش نفوذ منطقه ای آن، بویژه درگیری در مناقشات از جمله در سوریه و یمن افزوده است. رویارویی از حرف فراتر رفته و در شکل جنگ های نیابتی فعال و خراب شدن روابط ایران و عربستان سعودی ظاهر شده است.

ممکن است گفته شود رویاروئی چه با توافق اتمی و چه بدون آن اتفاق می افتاد، بویژه این که نگرانی اصلی اکثر همسایگان ایران همیشه مسایل غیر اتمی بوده است. اما، توافق به اوضاع کمک نکرده است، بخصوص با توجه به این نظر مشترک که پذیرفته شدن ایران در جامعه بین الملل فقط انگیزه ها و توانایی آن برای شرارت در منطقه را افزایش خواهد داد.

نویسنده مقاله می گوید در حالی که واقعیت توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه از این برداشت منطقه ای بسیار محدود تر است، اما نگرش ها در خاورمیانه مهم است، بنابراین مهار مناقشات نیابتی بین ایران و همسایگانش ( و امکان رویاروئی مستقیم) ممکن است در سال های آینده دشوار باشد.

نویسنده تحولات و فضای داخلی در ایران را نیز مهم می داند، به رقابت واقعی برای آینده کشور و نقش آن در منطقه و در جهان بین تندروها و جناح های اصلاح طلب و عملگراتر اشاره می کند و می گوید با بیش از ۶۰ درصد جمعیت کشور که زیر ۳۰ سال دارد، ایدئولوژی انقلابی جاذبه خود را برای اکثریت جمعیت از دست داده است.

اگر موانع داخلی، به ویژه فساد و یک رهبری سرکوبگر، در گذشت زمان برداشته شود، ایران از نظر انسانی و اقتصادی قابلیت خواهد داشت سرمایه گذاری های عمده ای را جلب کند.

هنوز معلوم نیست آیا نظام فعلی چنین انتقالی را اجازه خواهد داد یانه، و مقایسه با چین ممکن است درست نباشد. اما آنچه مسلم است این است که تصور کردن این که وضع فعلی دوام خواهد آورد؛ وقتی عناصر عمده توافق اتمی منقضی شود، ایران احتمالا مکانی متفاوت خواهد بود. تحولی که پرسش هایی را در مورد نیاز سیاست آمریکا به تطبیق دادن خود با واقعیت های جدید پس از معامله مطرح می سازد.

از طرف دیگر، به نظر نویسنده مقاله، آمریکا با فشار فزاینده متحدان منطقه ای خود روبرو است که می بینند از تعهد آمریکا به منطقه کاسته می شود و پاسخی قاطعتر به مناقشات منطقه ای، مهمتر از همه در سوریه را جستجو می کنند. او معتقد است سیاست آمریکا در کوتاه مدت بر چگونگی مطمئن ساختن دوباره متحدان، بویژه در حوزه خلیج فارس، که واشنگتن هنوز به برخورد با نفوذ ایران در منطقه متعهد است ، متمرکز خواهد بود.

از طرف دیگر، در جامعه سیاسی آمریکا کسانی هستند که معتقدند آمریکا در پی توافق اتمی باید بیشتر بر مناسبات با ایران تمرکز کند، و در جستجوی راه های جدیدی جهت ریختن شالوده مناسبات عادی و استفاده از فرصت ها برای تعامل بر آید.

این نگرش بر این فرضیه استوار است که تعامل بیشتر و پیوستن به جامعه بین المللی می تواند به شکل دادن جدالی که در داخل ایران جریان دارد کمک کند و تقویت نیروهای معتدلتر را موجب شود.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG