لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ ایران ۰۷:۰۲

خدیجه مقدم: نماینده دولت ایران از زنان ایرانی دفاع نکرد


پنجاه و پنجمین اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد، که در ادامه و پی گیری برنامه کاری کنفرانس۱۹۹۵ پکن، برای دولت های عضو مقرر شده است، از روز سه شنبه ۲۲ فوریه کار خود را در محل سازمان ملل متحد در نیویورک آغاز کرده است.

در این اجلاس نمایندگان دولت ها گزارش از اقدام های دولت های متبوع خود در زمینه بهبود امور زنان را ارائه می کنند. در حاشیه نیز سازمان های غیردولتی گزارشی از فعالیت ها و دستاوردهای خود را با دیگر شرکت کنندگان درمیان می گذارند. زنان و حتی مردان شرکت کننده در این اجلاس این فرصت سالانه ده روزه را برای آگاهی از مشکلات زنان در جوامع دیگر و یافتن شیوه ها و راهکارهای رفع آن مشکلات و دست یابی به برابری جنسیتی در سطوح ملی و جهانی مغتنم می شمارند و از این فرصت برای یافتن زمینه های مشترک همکاری استفاده می کنند.

هر روز در حالی که نمایندگان دولت ها در گزارش هایی ده دقیقه ای گزارشی از دستاوردها و ویژگی های وضعیت زنان کشورشان را که توسط دولت تحقق یافته ارائه می دهند، نمایندگان سازمان های غیردولتی در نشست های جداگانه، تلاش ها، مشکلات و راه حل های خود را با دیگران در میان می گذارند. سخنگویان سازمان های غیردولتی، در این نشست ها، به خاطر نداشتن تعهد ها و رسمیت های دولتی و از آنجا که از دل مردم بر می آیند، تصویرهای زنده تری از وضعیت زنان کشورهای خود نشان می دهند و از نابسامانی ها نیز پرده بر می دارند.

بد نیست بدانیم که به گزارش خبرگزاری ها، از ایران دو نماینده به اجلاس نیویورک اعزام شده اند. فاطمه آجرلو و فاطمه آلیا که هردو نماینده مجلس شورای اسلامی اند. با این حال در فهرست رسمی نام های سخنرانان دولتی که در سایت کمیسیون مقام زن آمده ، تنها یک نام ایرانی، سید مهدی سیدی، دیده می شود که از او به عنوان یکی از معاونان رئیس جمهور در علوم و فن آوری یاد شده است. با آن که نام او در فهرست سخنرانان روز سه شنبه بود، اما هنوز نیز خبری از حضور او در این اجلاس به دست ما نرسیده است.

خانم خدیجه مقدم، فعال محیط زیست و توسعه و حقوق زنان، که از شرکت کنندگان همیشگی در این کمیسیون است، امسال هم مثل گذشته به عنوان نماینده غیردولتی برای شرکت در اجلاس به نیویورک آمده است. خانم مقدم در دو نشست کاری شرکت می کند و در پنل « زنان مدافع حقوق بشر» نیز قرار است درباره جنبش زنان و پیوند آن با جنبش سبز بیانیه شفاهی ایراد کند. فرصت برای بیانیه های شفاهی بین سه تا پنج دقیقه است. درباره پنجاه و پنجمین اجلاس کمیسیون مقام زن و نشست های آن و موضوع سخنان خانم مقدم در این نشست ها با او گفت و گو می کنم. از زمینه برنامه امسال می پرسم:

خدیجه مقدم: امسال برای پنجاه و پنجمین اجلاس کنفرانس کمیسیون مقام زن، موضوع مشارکت و دسترسی برابر در آموزش، فن آوری اطلاعات و اشتغال به کار شایسته برای زنان و درنهایت تلاش برای برابری زن و مرد تعیین شده است. البته من فکر می کنم که ترجمه نام کمیسیون مقام زن برای ( (Commission on the Status of Womenبه فارسی گویا و درست نیست و کمیسیونِ وضعیت زنان ترجمه ای رساتر است.

خانم مقدم پیش از آن که به محتوای سخنرانی خود در اجلاس بپردازد نگاهی به فضای اجلاس دارد. می گوید«باعث تأسف است که به نظر می رسد هر سال محدودیت ها برای زنان در جهان بیشتر می شود. نمونه اش در همین اجلاس که برخلاف سال های گذشته که به همه شرکت کنندگان یک کارت می دادند و همه می توانستیم با آن کارت وارد صحن عمومی سازمان ملل شویم و به حرف های دولتی ها گوش بدهیم، امسال به هرگروه فقط یک کارت دادند. و هم جای تأسف است که در حالی که این اجلاس جهانی است اما در روز چهارم مارس پایان می یابد. در حالی که تنها چهار روز با هشتم مارس «روز جهانی زن » فاصله دارد. به نظرم اجلاس می توانست به گونه ای برگزار شود که با روز هشت مارس مصادف شود و برای آن روز برنامه ای ویژه برگزار کند. اما نکته ای که برایم خیلی جالب بود این که وقتی از محل سازمان ملل به هتل بازمی گشتیم به تجمعی برخوردم که زنی محجبه در آن سخنرانی می کرد. معترضان اهل لیبی بودند. و آن زن شعارهایی هم می داد که جماعت تکرار می کردند.

صدای آمریکا: امسال برای اولین بار خانم میشل بشله، رئیس جمهوری سابق شیلی و رئیس نهاد جدید زنان سازمان ملل هم در این اجلاس شرکت داشت.

مقدم : بله، خانم بشله در روز افتتاح اجلاس بود و سخنانش هم در مقوله حرف های عمومی حول محور کنفرانس و آرزوی برابری و رفع تبعیض های جنسیتی و غیره بود.

صدای آمریکا : شما در چه جلساتی شرکت کردید؟

مقدم : می دانید ، در همان ساعاتی که جلسه ها ی دولتی ها برگزار می شد، غیردولتی ها هم در دو ساختمان جداگانه به صورت کنفرانس و پنل برنامه داشتند. به همین دلیل نمی شود درهمه برنامه ها شرکت کرد و در نهایت باید بین آنها هرکدام را که جالب تربه نظر می رسند انتخاب کرد. اما چیزی که دلم می خواهد بدانید این است که امسال من در هر نشستی که شرکت کردم حسرت خوردم و اشک ریختم. مثلا در پنل خشونت علیه دختربچه ها. که نمایندگان سازمان های غیردولتی از کنگو، لیبریا، و برمه گزارش ها و آمارهایی دقیق می دادند از میزان تجاوزها و تحقیق هایی که درباره آن کرده بودند که بخصوص به زمان جنگ مربوط می شد و پیشنهادهایی که برای جلوگیری از آن می دادند. و من مقایسه می کردم با کشورمان که در هنگام جنگ با عراق اساسا مسئله قربانیان تجاوزهای جنسی فراموش شد. مسئله تجاوز به دخترها هم از نظر مردم ما یک تابو است و درباره اش حرفی نمی زنند و دولت هم اجازه تحقیق نمی دهد. یا مثلا در مورد ان جی او«صدای مادران افریقا» که بیشتر فعالیت زیست محیطی دارد و به کارهای توسعه ای می رسد . حسرت می خوردم که زنان افریقایی ضمن انتقاد به دولت هایشان که در اغلب موارد هم دیکتاتوری هستند چقدر امکان کار برای تغییرات آب و هوایی و صرفه جویی در انرژی و مصرف بهینه انرژی و آموزش و کشاورزی ارگانیک دارند و پروژه هایشان را با گرفتن کمک از برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP )و یا از سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل یا فائو، ( FAO) پیش می برند. و اصلاً ان جی اوی آنها بر اساس پروژه هایشان به این نهادها تشکیل شده بود. و ما با این همه زنان کارآمد و متخصص و علاقه مند می توانیم این همه ان جی اوی خودجوش داشته باشیم و برای کشورمان کار کنیم [ و نمی گذارند]. خود من که اصلاً توسعه ای هستم و در زمینه محیط زیست و توسعه پایدار کار کرده ام و می دانم که چطور همه کارهای ما را در زمینه توسعه و آموزش و توانمند سازی زنان تعطیل و پلمپ کردند. برای همین است که باز شرکت در این پنل هم برای من همراه با اشک بود، با حسرت بود. حسرت به این که چرا تا این حد دست ما را بسته اند، و همه فراری داده اند، این همه در زندان هستند، این همه در خطرهستند ، چرا ما نباید برای توسعه پایدار کشورمان کار کنیم.

صدای آمریکا : گزارش نماینده های دولت ایران از وضعیت زنان چه بود؟

مقدم : روز پنجشنبه خانم فاطمه آجرلو نماینده مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده دولتی سخنرانی کرد و درباره راهکار سازمان ملل در مورد زنان ، دستآوردهای پکن ،زنان غزه و فلسطین گفت و برایشان دلسوزی کرد. اما کلمه ای از وضع زنان در ایران نگفت. انگار که زنان در ایران هیچ مشکلی ندارند. واقعا متأسفم که خانم آجرلو نماینده زنان ایرانی است و ذره ای برای زنان ایران دلسوزی ندارد. اما این را هم بگویم که من چندین بار به هتل محل اقامت نمایندگان ایران رفته ام که با آنان ملاقات کنم. بخصوص در مورد لایحه حمایت از خانواده. تابه حال پیدایشان نکرده ام. اما امیدوارم بتوانم پیدایشان کنم. فکر می کنم باید از هر فرصتی برای گفت و گو و بحث در باره لایحه استفاده کرد.

صدای آمریکا: از سازمان های غیردولتی ایران چطور؟

مقدم : جمعی از زنان فعال در سازمان های غیردولتی ِ دولت- ساخته هم بودند. اما از غیردولتی های واقعی کسی از ایران نیامده بود. گمان نمی کنم دیگر سازمان غیردولتی واقعی در ایران باقی مانده باشد.

صدای آمریکا : برنامه شما چیست؟

مقدم: من در اینجا در دو پنل شرکت می کنم. پنل اول روز سه شنبه برگزار شد. موضوع هایی که در این پنل مطرح شد، در زمینه تبعیض جنسیتی در نظام آموزشی ایران، فنآوری اطلاعات و ارتباطات با رویکرد جنسیتی، و تبعیض مضاعف جنسیتی در امر منع آموزش به زبان مادری بود. موضوع سخنرانی من اشتغال زنان به کار شایسته بود. خلاصه مقاله ام بررسی ای بود که نشان می داد هرچه زنان ما متخصص تر و تحصیل کرده تر می شوند، تبعیض های جنسیتی بیشتر می شود. یعنی سیاست های دولت در قبال زنان معکوس است. در ایران از 20 میلیون زن آماده به کار تنها 4 میلیون نفر کار دارند. بقیه یا بیکارند یا جذب کارهای سیاه و یا نامشروع می شوند. من در مقاله ام نشان داده ام بحث عدم اشتغال زنان آمار طلاق و اعتیاد و جنایت و همسرکشی و سرقت را در میان زنان افزایش داده تا جایی که خود مسئولان هم احساس خطر می کنند. از جمله مرتضی طلایی ، رئیس پیشین نیروی انتظامی تهران و مسئول کمیسیون فرهنگی- اجتماعی شورای شهر تهران می گوید:" آمار قابل توجه طلاق در جامعه، افزایش زنان سرپرست خانوار، زنان کارتن خواب و معتاد ... زنگ خطری است برای ما." من در مقاله ام در مورد اشتغال شایسته برای زنان، زنان ایران را به سه طبقه تقسیم کرده ام. اول: زنان طبقه سرمایه دار کشورمان که معمولاً شاغل نیستند . اما در صورت شاغل بودن بیشتر در جهت کارآفرینی و تجارت مشغول به کارند. اما به دلیل وجود رشوه و فساد و سیاست های ناکارآمد حکومت، اغلب ورشکست می شوند و این در مورد مردها هم صادق است. اما وضع زنان در همین طبقه هم باز از مردان به مراتب دشوارتر است. به دلیل تبعیض های جنسیتی که در خانه، در جامعه ، در تهیه مواد و خدمات بر آنان روا داشته می شود.

دوم اقشار میانی است. همان زنان جوان و دخترانی که اغلب تحصیل کرده اند اما سرمایه مالی ندارند. سرمایه آنها فقط فرهنگی است و چون در سیاست های دولت برای رشد آنها برنامه ای وجود ندارد در آمار بیکاران قرار می گیرند. توجه کنید که در سال ۸۹ نسبت به سال ۸۸ یک درصد به میزان اشتغال زنان ( بنابر آمارهای دولتی) افزوده شده . اما در همین مدت به تعداد زنان بیکار ۱۰ درصد افزوده شده، یعنی از ۱۵ درصد به ۲۵ درصد رسیده است . این نشان دهنده بالا رفتن تعداد زنان در جستجوی کار است و نشان می دهد که تمایل زنان به اشتغال تا چه حد افزایش داشته است. بیشتر زنان در اقشار میانی به دلیل تمایل به کار و عدم اشتغال به سمت کارهای غیرقانونی سوق داده می شوند. یا از آنان سواستفاده می شود و به دلیل وجود رشوه و فساد ساختار اداری با حقوق کمتر از قانون کار و بدون برخورداری از حق بیمه و مرخصی استخدام می شوند و به شدت مورد استثمار قرار می گیرند. طبقه سوم یا طبقه زنان فرودست – که زنانی هستند که در کارخانه ها و کارگاه های کوچک کار می کنند یا به کارهای خانگی مشغول هستند. این زنان البته اگر در کارخانه ها و کارگاه های دولتی کارکنند، مطابق قانون کار که تبعیض آمیز هم نیست، با مردان حقوق برابر دارند و از شش ماه حق مرخصی زایمان با استفاده از حقوق برخوردارند. اما همین امتیاز باعث عدم استخدام آنان می شود. اگر این حق استفاده از شش ماه مرخصی شامل مرد و زن هردو می شد، زنان از امنیت شغلی بیشتری برخوردار می شدند. به همین دلیل است که تعداد کارگران زن در کارخانه ها خیلی کم است. اکثر آنان یا در کارگاه های کوچک یا در خانه کار می کنند. این کارگاه ها خصوصی است و آنان به شدت استثمار می شوند .هیچ حق و بیمه و امنیت و تأمینی ندارند و دستمزدشان از حداقل حقوق قانونی یک کارگر بسیار کمتر است. و تازه دستمزد رسمی کارگران درایران زیر خط فقر است. آن هایی که کار خانگی می کنند که دیگر وضعشان از همه بدتر است. اکثر این زنان سرپرست خانوار هستند که به دلیل نبودن مهد کودک ناگزیرند در خانه کار کنند. مثل کارگران تولیدی ها، صنایع دستی، مواد غذایی . این زنان چون در خانه کار می کنند با وجود دستمزد بسیار ناچیز و نداشتن هیچ گونه حق قانونی و تامین اجتماعی، حتی خرج آب و برق و محل و رفت و آمد را هم خودشان می پردازند، یعنی تقریبا هیچ. با این حساب ،می شود گفت که زنان سرپرست خانوار چند جانبه استثمار می شوند و از فقیرترین اقشار محسوب می شوند.

من در مقاله ام به این نکته اشاره کرده ام که در آخرین گزارش برنامه توسعه سازمان ملل، رتبه توسعه جنسیتی در ایران در میان ۱۳۲ کشور، در رده ۱۲۳ بوده است. توسعه جنسیتی براساس سه شاخص تعیین می شود. آموزش، بهداشت و درآمد اقتصادی. چون دو شاخص آموزش و بهداشت زنان در ایران همیشه رو به رشد بوده، بنابراین می شود نتیجه گرفت که عاملی که باعث نزول ایران به پایین جدول توسعه جنسیتی شده در آمد اقتصادی است .

ایران عضو قدیمی سازمان جهانی کار و موظف به تأمین شرایط کار شایسته و بدون تبعیض است. در برنامه های توسعه چهارم و پنجم کشور هم بر آن تاکید شده. ایران در کمیسیون مقام زن عضویت دارد، متعهد و موظف به [اجرای برنامه] کنفرانس پکن هم هست. ولی متأسفانه همیشه از این عضویت ها و گروه ها برای تبلیغات حکومتی استفاده می کند و کاری برای پیشبرد عدالت و برابری برای زنان ایران انجام نمی دهد. فعالان زن در جهان از سازمان های جهانی خواسته اند که ایران را موظف به اجرای تعهداتش در قبال زنان بکند.

صدای امریکا:........ و موضوع پنل بعدی شما؟

مقدم : خشونت و روز دوشنبه ۲۸ فوریه، برگزار می شود. من در آن جلسه به مسئله زنان زندانی، هم زندانیان سیاسی و عقیدتی و هم زنان زندانی عادی، می پردازم. و همین طور مسئله خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی را مطرح می کنم که پا به پای زندانیان سیاسی وعقیدتی زجر می کشند و شکنجه می شوند.

مشروح سخنان خدیجه مقدم در نشست روز دوشنبه را به روزپس ازآن، سه شنبه، موکول کردیم تاعلاوه بر توضیحات او درباره سخنرانی خودش، از بحث های دیگر هم آگاه شویم. بویژه که او عجله داشت برای حضور در پانلی که الهه امانی در آن سخنرانی می کرد آماده شود.

XS
SM
MD
LG