لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۲۱

متن کامل سخنرانی رييس جمهوری آمريکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد


آقای رئیس، آقای دبیرکل، نمایندگان محترم، خانم ها و آقایان.

باعث افتخار است که تقریبا دو سال بعد از گزینش من به ریاست جمهوری آمریکا برای دومین بار در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی می کنم.

می دانیم که در دورانی معمولی بسر نمی بریم. هر کدام از ما که به این محل آمده ایم، مسائل و اولویت های خودمان را داریم. اما چالش های مشترکی نیز برایمان وجود دارد. ما در نهادی ملاقات می کنیم که از خرابه های جنگ سر بدر آورد تا دنیا را برای دستیابی به صلح متحد کند. بعلاوه این مجمع در شهری برگزار می شود که قرن ها به مهاجران خوش آمد گفته است، مهاجرانی از اقصاء نقاط جهان با هر رنگ و با هر ایمان که گردهم آمده و مصمم بودند تا به بهترین صورت ممکن از نعمت آزادی بهره مند شوند.

خارج از درهای این سالن، شهر بزرگی وجود دارد که بند بند وجودش گویای مشکلات دهه سختی ست که از سر گذرانده. نه سال قبل، تخریب برج های تجارت جهانی آغازگر تهدیدی بود که هیچ حد و مرزی نمی شناخت. دو سال قبل در همین ماه، بحران مالی در وال استریت به سرعت به تقریبا تمام شئون زندگی آمریکائی ها رسوخ کرد. این چالش ها بر مردمان دیگر نقاط دنیا نیز اثر گذاشته است. مردان، زنان و کودکان توسط افراط گرایانی از کازابلانکا گرفته تا لندن، جلال آباد و جاکارتا به خاک و خون کشیده شدند. بحران مالی ضربه شدیدی به اقتصاد بین الملل وارد کرد و با فلج کردن بازارها تحقق آرزوی میلیون ها انسان را در تمام جهان به تعویق انداخت. در زیر این چالش های امنیتی و رفاهی ما، وحشت و ترس عمیق تری وجود دارد، وحشت از آن نفرت دیرینه و تفرقه های مذهبی که بار دیگر سر برآورده، و جهانی که هرچه بیشتر به هم می پیوندد، به گونه ای به در ورای کنترل ما حرکت می کند.این برخی از چالش هائی ست که دولت من از زمان انتخابم به ریاست جمهوری با آن دست و پنجه نرم کرده است. امروز قصد دارم در مورد آنچه در بیست ماه گذشته برای رویارویی با این چالش ها انجام داده ایم با شما صبحت کنم، مواردی چون مسئولیت ما برای پیگیری صلح خاورمیانه و اینکه اساسا قصد ساختن چه دنیائی را در قرن بیست و یکم داریم.

بگذارید ابتدا از آنچه تا بحال انجام داده ایم برایتان بگویم. مهمترین دلمشغولی من بعنوان رئیس جمهوری آمریکا نجات اقتصاد از مصیبت بالقوه روبروی آن است. در دوره ای که رونق اقتصادی جهانی است، انجام اینکار به تنهائی ممکن نیست. به همین دلیل، آمریکا با دیگر کشورهای جهان به منظور دوباره به حرکت انداختن ارابه رشد و بالا بردن میزان تقاضا همکاری کرده است، عملکردی که به افزایش تعداد مشاغل منتهی می شود. ما روند اصلاح سیستم مالی بین المللی را ابتدا با اصلاح وال استریت در آمریکا آغاز کرده ایم تا دیگر شاهد بحرانی شبیه به این نباشیم. ما گروه بیست را بصورت کانون همکاریهای بین المللی درآورده ایم، زیرا در دنیائی که ثروت بیش از گذشته تقسیم شده، ما باید دایره همکاریها را وسیعتر کنیم تا تعداد بیشتری از اقتصاد های رو به رشد را در بر گیرد.

همانطور که کار زیادی برای انجام دادن باقی مانده، دستآوردهای زیادی برای نشان دادن داریم. برای مثال، اقتصاد بین الملل را از پرتگاه سقوط و در افتادن به رکودی شدید نجات داده ایم و دوباره در حال رشد است. ما در مقابل وسوسه حمایت از صنایع و تجارت داخلی مقاومت کردیم و مداوما راه های افزایش بازرگانی و داد و ستد میان کشورها را بررسی می کنیم. اما ما نمی توانیم و نمی خواهیم تا زمان به ثمر رسیدن بذر پیشرفت برای آمریکائی ها و تمام مردم جهان از پا بنشینیم و نخواهیم نشست.
در مورد امنیت عمومی باید بگویم که آمریکا مبارزه ای کارآ تر علیه القاعده را براه انداخته و این گروه و وابستگانش را درعین کاهش میزان درگیریمان در عراق از دستیابی به پناهگاه های امن محروم کرده است. از زمان ورود من به کاخ سفید، تقریبا یکصد هزار سرباز آمریکائی از عراق خارج شده اند. اینکار بصورت مسئولانه و در حالی صورت گرفت که عراقی ها به تدریج مسئولیت های امنیتی را در کشورشان بر عهده گرفتند. در حال حاضر و در عین ادامه خروج بقیه نیروهای آمریکا از عراق توجه مان را معطوف به همکاری و مشارکت پایدار با عراقی ها کرده ایم.

درحالیکه میزان درگیری مان را در عراق کاهش می دهیم، همزمان توجه مان را بر شکست القاعده و تخریب اماکن امن آنها متمرکز کرده ایم. آمریکا و متحدانش در افغانستان استراتژی جلوگیری از قدرت گیری طالبان و افزایش توان دولت و نیروهای امنیتی آن کشور را دنبال کرده ایم تا امکان انتقال مسئولیت به افغان ها از ابتدای ژوئیه سال آینده فراهم شود. و از جنوب آسیا تا شاخ آفریقا تلاش می کنیم روشی با هدف مشخص را در پیش بگیریم، روشی که با ارتقاء توان شرکای ما، شبکه تروریست ها را بدون نیاز به بکارگیری تعداد زیادی از نیروهای آمریکا را از کار بیاندازد. در حالی که خون ریز ترین تروریست های دنیا را تعقیب می کنیم، از دستیابی آنها به خطرناک ترین تسلیحات جلوگیری کرده و ایده تحقق صلح در دنیائی عاری از تسلیحات اتمی را دنبال کرده ایم. در اوائل سال جاری، ۴۷ کشور طرحی را تهیه کردند تا بر اساس آن تمام سلاح های اتمی آسیب پذیر را در عرض ۴ سال تحت پوشش درآورند. آمریکا و روسیه یکی از جامعترین قراردادهای کنترل تسلحیات اتمی در دهه های اخیر را امضاء کرده اند و ایالات متحده نقش این نوع زرادخانه در امنیت ملی اش کاهش داده است. و بالاخره آمریکا یکی از ارکان تلاش های منجر به تقویت قرارداد منع گسترش تسلیحات اتمی در سازمان ملل بوده است.

سال گذشته آمریکا بعنوان بخشی از تلاش هایش جهت تحقق کامل پیمان منع گسترش سلاح های اتمی دست بسوی جمهوری اسلامی ایران دراز کرد و در عین حال تاکید کرد که تهران بعنوان یکی از اعضای جامعه بین الملل حقوق و مسئولیت هایی دارد. من همچنین در همین سالن گفتم که ایران در صورت عدول از مسئولیت هایش باید حساب پس بدهد. این کاری ست که ما انجام داده ایم. ایران تنها عضو قرارداد منع گسترش تسلیحات اتمی ست که نمی تواند نیات صلح جویانه خود را از برنامه اتمی اش نشان دهد، وضعیتی که عواقبی در پی خواهد داشت. بدین شکل بر اساس قطعنامه شماره ۱۹۲۹ شورای امنیت نشان داده ایم که قوانین بین الملل تو خالی نیست.

حال بگذارید یکبار دیگر صریحا بگویم، آمریکا و جامعه بین الملل به دنبال حل و فصل اختلافات با تهران هستند و اگر ایران از آن استفاده کند، هنوز می توان از گزینه دیپلماسی بهره گرفت. اما دولت ایران باید تعهد آشکار و معتبر و نیات صلح آمیز برنامه اتمی اش را به دنیا نشان دهد.

همانطور که با گسترش سلاح های مرگبار مبارزه می کنیم، سایه هولناک تغییر آب و هوا را نیز پیش رو داریم. بعد از سرمایه گذاری تاریخی در انرژی های تمیز و هر چه کارآ تر شدن انواع سوخت در منازل، ما به تحقق پیمانی در کپنهاک کمک کردیم، پیمانی که برای اولین بار تمام کشورهای بزرگ را به کاهش میزان گازهای دی اکسید کربن متصاعد از خودروها و کارخانه هایشان متعهد می کند. البته این اولین قدم است. در قدم های بعد از تلاشی حمایت می کنیم که تمام اقتصاد های عمده جهان مسئولیت هایشان را برای حفاظت از کره زمین بمورد اجرا بگذارند. اینکار در حالی صورت می گیرد که همزمان از تمام توان انرژی های تمیز بعنوان موتور محرک رشد و توسعه استفاده خواهیم کرد.

همچنین آمریکا مسئولیت های بزرگی متناسب با قدرت این کشور را بر عهده گرفته است. از زمان شروع باران های شدید و بالا آمدن آب رودخانه ها در پاکستان، خود را متعهد به کمک به آن کشور کرده است و تاکید می کنم که همه باید به پاکستانی ها برای بازسازی کمک کنیم. در مثال دیگری، هنگامیکه زمین لرزه ای هائیتی را لرزاند و تلفات و خسارات بسیار ببار آورد، آمریکا نیز به ائتلافی از کشورهای امداد رسان دیگر پیوست. در این جا یاد و خاطره آن گروهی از کارکنان سازمان ملل را که در زمین لرزه هائیتی جان خود را از دست دادند، گرامی می داریم. بعلاوه تعهد می کنیم که از همراهی با مردم هائیتی تا زمانیکه بتوانند بروی پای خود بایستند، خودداری نخواهیم کرد.

در میان همه این ها، ایالات متحده در پیگیری و پشتیبانی صلح اصرار داشته است. سال گذشته تعهد کردم از تمام تلاش خود در حمایت از ایده "دو کشوری" برای تحقق صلحی پایدار میان دو کشور همجوار اسرائیل آنهم در صلح و امنیت استفاده کنم. در طول یک سال گذشته راه بسیار طولانی را طی کرده ایم، راهی که فرازهای چندی داشته اما تعداد دره های آن بسیار بوده است! اما خوشوقتم که به اطلاع برسانم که ما مذاکرات مستقیم میان فلسطینیان و اسرائیل را در واشنگتن و شرم الشیخ و اورشلیم دنبال کرده ایم.

بسیاری نسبت به این روند بدبین اند. بد بین ها می گویند که اسرائیلی ها و فلسطینی ها به یکدیگر اطمینان ندارند، به برای صلحی پایدار بیش از حد از لحاظ داخلی نا متحدند. منفی گرایان در هر دو طرف تلاش می کنند که روند صلح را با کلام و بمب با شکست مواجه کنند. برخی می گویند که شکاف میان دو طرف آن چنان عمیق است، احتمال شکست مذاکرات بیش از حد زیاد است و بعد از دهه ها شکست، صلح به سادگی امکان پذیر نیست.

اما بیائید طرف دیگر داستان را هم ببینیم. اگر به توافقی در این خصوص دست نیابیم، فلسطینی ها هیچگاه به مزایای معنوی داشتن کشوری از آن خود دست نخواهند یافت. از آن سو، اسرائیل نیز هیچگاه به امنیتی که با داشتن همسایه هائی مستقل و حاکم و متعهد به همزیستی مسالمت آمیز همراه است، دست پیدا نمی کند. واقعیت های سرسخت جمعیت شناختی گویاست. خون بیشتری به زمین ریخته خواهد شد و این سرزمین مقدس بجای نمادی از انسانیت مشترک به صورت نمادی از اختلافات باقی خواهد ماند.

ما همه حق انتخاب داریم و من چنین آینده ای را قبول نمی کنم. هر کدام از ما باید راه رسیدن به صلح را انتخاب کند. البته دو طرف اصلی این مناقشه بیش از هر کس دیگری در این خصوص مسئولیت دارند و باید به ندای تاریخ پاسخ دهند. در اوائل این ماه در کاخ سفید من بشدت تحت تاثیر بیانات نخست وزیر اسرائیل و رهبر فلسطینیان قرار گرفتم. بنجامین ناتانیاهو گفت "من به اینجا آمده ام تا به سازشی تاریخی دست پیدا کنم، مصالحه ای که باعث شود اسرائیلی ها و فلسطینی ها در صلح، امنیت و عزت زندگی کنند." و محمود عباس هم اظهار کرد "ما از هیچ کوششی فرو گذار نمی کنیم و نهایت کوشش و تلاشمان را برای تحقق اهداف این مذاکرات بکار خواهیم برد."

این بیانات باید با تحرکات متناسب با آن همراه شود و معتقدم که هر دو رهبر از جسارت انجام این کار برخوردارند. اما راهی که باید طی کنند، راه مشکلی ست. به همین دلیل است که از اسرائیلی ها و فلسطینی ها و از دنیا می خواهم که از اهداف این دو رهبر حمایت کنند. می دانیم که در طول راه چندین بار امتحان خواهیم شد و یکی از آنها بسرعت نزدیک می شود. توقف موقت شهرک سازی توسط اسرائیلی ها جو موجود میان دو طرف را برای انجام دوباره مذاکرات بهبود بخشید. موضع ما در این خصوص کاملا روشن است. ما معتقدیم که توقف موقت شهرک سازی باید تمدید شود. بعلاوه معتقدیم که مذاکرات تا رسیدن به نتیجه باید ادامه یابد. زمان کمک طرفین به یکدیگر برای فائق آمدن بر این مشکل فرا رسیده است. زمان زمانِ اعتماد سازی میان دو طرف و تامین فرصت لازم برای دستیابی به پیشرفتی قابل ملاحظه است. این فرصت را نباید از دست داد.

اسرائیل و فلسطینی ها باید به صلح دست یابند. اما هر کدام از ما مسئولیت داریم که در این زمینه سهم خود را انجام دهیم. آن گروه از ما که دوست اسرائیل هستیم باید درک کنیم که امنیت واقعی کشور اسرائیل مستلزم وجود کشوری برای فلسطینیان است، کشوری که به فلسطینی ها اجازه دهد با عزت و برخورداری از فرصت زندگی کنند. و آنهائی که دوست فلسطینان اند باید بدانند که این مردمان تنها از راههای صلح آمیز، از جمله توافقی صادقانه با یک اسرائیل امن می توانند به حقوقشان دست یابند.

بسیاری در این سالن خود را یار فلسطینیان می دانند. اما این تعهدات را باید با اعمال مناسب حمایت کرد. آنهائیکه از ابتکار صلح اعراب حمایت کرده اند باید از این فرصت برای برداشتن قدم های محسوس جهت عادی سازی روابط با اسرائیل استفاده کنند. آنهائیکه از خود مختاری برای فلسطینیان حرف می زنند، باید از نظر سیاسی و مالی به نهاد خود گردان فلسطینیان در ساحل غربی کمک کنند و با این کار فلسطینیان را در ساخت کشور مستقل شان یاری دهند. و آنهائیکه که آرزوی دیدن فلسطینی مستقل و حاکم را دارند باید از تلاش برای پاره پاره کردن اسرائیل دست بردارند.

اعراب و یهودیان بعد از هزاران سال مردمانی غریبه در سرزمینی ناشناس نیستند. شش دهه از موجودیت اسرائیل در جامعه بین الملل می گذرد و دیگر نباید موجودیت چنین کشوری موضوع بحث باشد. اسرائیل یک کشور دارای حق حاکمیت و سرزمین تاریخی یهودیان است. کاملا آشکار است که تلاش برای از میان بردن یا کم رنگتر کردن مشروعیت اسرائیل با مخالفت شدید آمریکا روبرو خواهد شد. تهدید یا کشتن اسرائیلی ها هم کمکی به فلسطینی ها نمی کند. کشتار اسرائیلی های بیگناه به معنی مقاومت نیست، بلکه یک بیعدالتی ست. اشتباه نشود: شجاعت فردی مانند پرزیدت عباس که به خاطر مردمش در برابر دنیا قد علم کرده از پرتاب کنندگان موشک بسوی زنان و کودکان بیگناه بسیار بیشتر است.

مناقشه میان اسرائیل و فلسطینیان به قدمت سازمان ملل متحد است. همانطور که در شصت سال گذشته کرده ایم، می توانیم سال دیگر هم در همین محل جمع شویم و در این خصوص سخنرانی های طولانی ارائه کنیم. می توانیم فهرستی بلند بالا از شکایاتمان را بخوانیم. می توانیم کم و بیش همان قطعنامه ها را صادر کنیم. می توانیم از نیروهای مخالف صلح و مبلغان نفرت حمایت کنیم. می توانیم باز هم مباحثی را دنبال کنیم که به یک کودک اسرائیلی یا فلسطینی برای دست یابی به آینده ای بهتر کوچکترین نفعی نمی رساند. می توانیم همه این کارها را انجام دهیم!

یا، می توانیم بگوییم این بار متفاوت خواهد بود ، یعنی این بار اجازه نخواهیم داد ترور، اغتشاش، رفتارها و یا مسائل سیاسی جزیی در سر راهمان قرار گیرد. این بار ما نه در مورد خودمان، بلکه در مورد دختر جوانی در غزه فکر می کنیم که می خواهد به رویاهایش بیاندیشد ، یا به پسر جوانی در سدورت فکر کنیم که می خواهد بدون کابوس شلیک موشک بخوابد. این بار می خواهیم از مکاتبی که بردباری در قلب آموزه های آن ها است درس بگیرم، یعنی سه مذهب بزرگی که خاک اورشلیم را مقدس می دانند. این بار می خواهیم به خوبی های درونمان دست یابیم. در این صورت وقتی سال آینده به این محل بازگردیم ، به توافقی دست یافته ایم که به عضویت یک کشور جدید در سازمان ملل متحد منجر خواهد شد، یعنی فلسطین مستقل و مقتدر که در کنار اسرائیل در صلح زندگی می کند.

سرنوشت ما این است که چالش هایی که به آن ها اشاره کرده ام، یعنی رکود اقتصادی، جنگ و مناقشات را تحمل کنیم. و ما همیشه در سیاست خارجی، مسائل مبرم و حتی غیر منتظره را حس می کنیم. براستی نهاد سازمان ملل پس از آن که این هزاره با جنگ آغاز شد، تجلی آرزوی بشر در تشکیل گفتمانی خواهد بود که بتواند با مسائل غیر منتظره، که اجتناب ناپذیرند، برخورد کند.

اما زمانی که با چالش های آنی مواجه می شویم، باید با آینده نگری به ورای این چالش ها بنگریم و اهداف دراز مدت خود را در نظر گیریم. با خاتمه جنگ های امروز، چه دنیایی در انتظارمان خواهد بود؟ این مطلبی است که می خواهم در باقی مانده زمان صحبتم به آن بپردازم.

یکی از اولین اقدامات مجمع عمومی، تصویب بیانه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ بود. این بیانیه با این عبارت آغاز می شود ، " اساس آزادی ، عدالت و صلح جهانی، به رسمیت شناختن شأن موروثی انسان و حقوق مساوی و غیر قابل انکار تمامی اعضای خانوادة بشری است".

مفهوم این عبارت ساده است ، یعنی آزادی ، عدالت و صلح جهانی باید با از آزادی ، عدالت و صلح فرد فرد جامعه بشری آغاز شود. این مفهوم برای ایالات متحده آمریکا ، از نظر عملی و اخلاقی الزام آور است. همانطوری که رابرت کندی گفت، "فرد بشر ، یعنی فرزند خداوند ، معیار ارزش های ما است و همه جامعه ، گروه ها و دولت برای خدمت به منافع او هستند." بنابراین ما برای ارزش های جهانی ایستادگی می کنیم ، زیرا این درست ترین وظیفة ما است. اما ما همچنین بر اساس تجربه می دانیم آن هایی که مدافع این ارزش ها برای مردم خود هستند ، صمیمی ترین دوستان و متحدان ما هستند ، در حالی که آن هایی که این حقوق را از مردم خود دریغ می کنند ، چه گروه های تروریست و چه دولت های مستبد، تصمیم گرفته اند دشمنان ما باشند.

جامعه باز، پذیرای دولتی باز است، اما نمی تواند جانشین آن شود. هیچ حقی اساسی تر از حق انتخاب رهبران و تصمیم گرفتن برای سرنوشت خود نیست. نباید اشتباه کرد: پیروزی نهایی دموکراسی در جهان ناشی از تحمیل آن از جانب ایالات متحده نخواهد بود؛ بلکه در پی آن ایجاد می شود که تک تک شهروندان، امکان تاثیرگذاری در نحوه حکومت را داشته باشند.

در حالی که هر دموکراسی مختص منطقه ای خاص است، این ایده در همه نقاط دنیا امکان رشد خواهد داشت. تا چند وقت دیگر من به آسیا سفر خواهم کرد. به هند می روم؛ کشوری که به طور صلح آمیز، استعمار را کنار زد و اکنون دموکراسی است که با بیش از یک میلیار جمعیت در حال بالیدن است. به اندونزی سفر خواهم کرد، کشوری که بزرگترین اکثریت مسلمان را در خود جای داده، کشوری که متشکل از جزایری است که از طریق دموکراسی نیابتی و جامعه مدنی با هم پیوند خورده اند. در شبه جزیره کره به جمع نمایندگان گروه بیست خواهم پیوست؛ مجمعی که نمایانگر روشن تفاوت جوامع پویا و باز و جوامع بسته است.

هر یک از این کشورها در نوع خود، اصول دموکراتیک را متحقق کرده انددر حالی که برخی از کشورها روند اصلاحات را معکوس می کنند، ما از شجاعت رئیس جمهوری کلمبیا که به اختیار خود کناره گیری کرد، و یا وعده قانون اساسی جدید در کنیا استقبال می کنیم. رشته پیوند دهنده پیشرفت، اصل پاسخگویی دولت ها به شهروندانشان است. تکثر در این سالن نشانگر آنست که هیچ کشوری همه پاسخ ها را ندارد، اما همه باید به مردمانمان پاسخ دهیم. در سراسر جهان وعده هایی برای نوآوری هایی در جهت باز کردن و پاسخگو کردن حکومت ها به گوش می رسد. اکنون ما باید این پیشرفت ها را گسترش دهیم. و وقتی سال آینده اینجا جمع می شویم، باید با تعهدهای جدیدی وارد عمل شویم تا شفاف سازی، مبازره با فساد، تلاش های مدنی و بهره گیری از فن آوری های جدید را گسترش دهیم. این اقدامات در جهت تقویت بنیان های آزادی در کشورهای ماست، تلاش هایی که همراه با تعهد به آرمان هایی است که برای بهبود وضع جهان است.

حقوق بشر - نه در هیچ کشوری ونه در دنیای ما – هرگز بدون چالش نبوده است.

خود کامگان هنوز در جهان با ما مانده اند، چه در کشتن دخترانی که تلاش می کنند برای آموختن دانش به مدرسه بروند با فلسفه طالبان و چه در رژیم کره شمالی که مردم خود را به اسارت و بردگی گرفته است، یا گروه های مسلحی که در کُنگو-کینشاسا تجاوز را به عنوان یک سلاح جنگی بکار می گیرند.

در دورانی که مشکلات اقتصادی وجود دارد همچنان، نگرانی ها برای نقض حقوق بشر دیده می شود.

امروز نیز مانند گذشته در دوران رکود اقتصادی، گروهی حقوق بشر را در برابر قول برقراری ثبات کوتاه مدت کنار می گذاشتند یا با این تصور غلط که شکوفائی اقتصادی ممکن است ببهای آزادی بدست بیآید، از آن چشم می پوشیدند.
ما رهبرانی را دیده ایم که محدودیت دوران حکومت را از میان برده اند، سخت گیری را در جامعه مدنی اعمال کرده اند و فساد را برای خفه کردن اداره صحیح دولت بکار گرفته اند و اصلاحات دموکراتیک را به تعویق انداخته اند.

همانطور که من در سال گذشته گفتم، هر کشوری راهی را که ریشه در فرهنگ ملتش دارد؛ دنبال می کند. با این همه، تجربه بما نشان میدهد که تاریخ در جهت آزادی است و قدرتمند ترین بنیاد توسعه در اقتصاد آزاد و در جوامع باز و حکومت های آزاد دیده می شود و اگر بخواهیم ساده تر بگوئیم دموکراسی بیشتر از هر فرم دیگری از حکومت میتواند رستگاری را برای مردم به ارمغان آورد. این واقعیت تنها هنگامی در جهان استوار تر خواهد شد که مرزهای بین ملت ها آرام باشند.

آمریکا تلاش می کند تا جهانی را با این فضای باز پرورش دهد. هرگز نباید به دلیل اقتصاد خراب، انرژی و نوع آوری انسانی را تحت الشعاع قرار داد.

همه ما می خواهیم حق این را که به فرزندانمان بیآموزیم، داشته باشیم. به بیمارمان رسیدگی کنیم، و تا جائی که می توانیم در پی دست یافتن به آرمان هایمان تلاش کنیم. اما این به آن بستگی دارد که اقتصاد ما تا چه اندازه چنین قدرتی را بمردم ما، خصوصاَ به زنان و دختران ما میدهد. این به آن معناست که بگذارید دوستداران کسب و کار بدون پرداختن رشوه، کارشان را شروع کنند و دولتهائی که از فرصت ها بجای دزدیدن از مردم خود حمایت میکنند، کار خود را انجام دهند.

روز گذشته من سیاست تازه ای را در جهت توسعه برای دنبال کردن همین اهداف اعلام کرده ام. در این سیاست تازه، اعتبار حقوق انسانی و توسعه جهانی که این اهداف را دنبال میکند، تاًیید شده است. آمریکا با دولتهائی که به مردم خود راهی جدا از فقر را عرضه میدارند، مشارکت خواهد کرد. ما باید به همراه یکدیگر قدرتی را که به افراد اجازه پیشرفت، ترقی و ورود به بازارهای جهان را میدهد؛ عرضه داریم.هیچ دلیلی برای این که آفریقا نتواند صادر کننده محصولات کشاورزی باشد، وجود ندارد و برای همین است که طرح ایمنی مواد غذائی ما به کشاورزان قدرت کار میدهد.
هیچ دلیلی برای این که صاحبان خوش فکر کسب و کارهای ما نتوانند بازارهای تازه ای در هر جامعه ایجاد کنند؛ دیده نمی شود و برای همین است که من در بهار گذشته میزبان نشستی در همین باره بودم زیرا مسؤولیت دولت آنست که در جهت قدرت بخشیدن به افراد جامعه باشد و نه این که از پیشرفت آنان ممانعت کند.

همین ممانعت برای یک جامعه مدنی دیده میشود. قوس پیشرفت بشر با افرادی که در آزادی گرد هم آمده اند، با سازمان هائی که خارج از محدوده دولت تاًکید بر تغییرات دموکراتیک دارند و با وجود رسانه هائی که قدرت مسؤول شناختن را در دست دارند؛ شکل گرفته است. ما همین پیشرفت را هنگامی که آفریقای جنوبی در برابر تبعیض نژادی ایستاد دیده ایم. در جنبش همبستگی لهستان دیده ایم. در مادرانی که فرزندانشان ناپدید شدند علیه جنگ کثیف قد علم کردند دیده ایم و هنگامیکه آمریکائیانی که برای حقوق نژادی از جمله خود من نیز راهپیمائی کرده اند دیده ایم.

این نهاد هنوز می تواند نقش لاینفکی در پیشبرد حقوق بشر ایفا کند. زمان آن است که از کوشش های زنان سازمان ملل متحد برای حفاظت از حقوق زنان در سراسر جهان استقبال شود. وقت آن است که هر کشور عضو، روند انتخابات خود را بروی ناظران بین المللی باز کند، و صندوق دمکراسی سازمان مل متحد تقویت شود. زمان آن است که قدرت صلحبانی سازمان ملل متحد احیا شود، تا آن که ماموریت ها منابع لازم برای موفقیت داشته باشند، و بنابراین از قساوت هایی مانند خشونت جنسی جلوگیری شود و عدالت به اجرا در آید- زیرا بدون امنیت اساسی، نه حیثیت انسانی و نه دموکراسی هیچکدام نمی تواند شکوفا شود. و وقت آن است که این نهاد پاسخگو تر شود، زیرا چالش های یک قرن جدید به راه های جدیدی برای خدمت به منافع مشترک ما نیاز دارد.

جهانی که امریکا در جستجوی آن است، مکانی نیست که بتوانیم به تنهایی آن را بنا کنیم. برای رسیدن حقوق بشر به کسانی که زیر چکمه سرکوب رنج می کشند، ما نیاز داریم صداهای شما بلند شود. بویژه، من از ملت هایی درخواست می کنم که از زیر فشار ظلم و بیداد بیرون آمده اند و به جهان در نیمه دوم قرن پیش الهام دادند - از آفریقای جنوبی تا آسیای جنوبی؛ از اروپای شرقی تا امریکای جنوبی. زمانی که ناراضیان در هر کجا بزندان می افتند و معترضین هدف ضرب و شتم قرار می گیرند، ساکت و بی تفاوت نمانید. زیرا بخشی از بهای آزادی ما این است که برای آزادی دیگران بایستیم.
این باور، رهبری امریکا را در قرن بیست و یکم هدایت خواهد کرد. این اعتقادی است که هادی ما در بیش از دو قرن آزمون بوده است، و هادی ما در چالش هایی که امروز با آنها روبرو هستیم خواهد بود - خواه جنگ یا سرکوب باشد، یا مناقشه یا شکاف. بنابراین حتی در حالی که ما از یک دهه دشوار گذشته ایم، من در این جا، با یقین به آینده در برابر شما ایستاده ام، آینده ای که در آن عراق نه با یک دیکتاتور یا یک قدرت خارجی اداره شود، و افغانستان از آشوب جنگ آزاد باشد، آینده ای که در آن کودکان اسراییلی و فلسطینی بتوانند صلحی را که برای والدین آنها ممکن نبود بسازند، و قول و وعده توسعه به زندان های فقر و بیماری برسد؛ آینده ای که درآن ابرهای رکود جای خود را به نور احیا بدهد، و رویای استفاده از فرصت ها همه را فرا گیرد.

رسیدن به این آینده آسان نخواهد بود. بدون شکست یا بسرعت حاصل نخواهد شد. اما بنیانگذاری سازمان ملل متحد خود بیان و شاهدی بر پیشرفت انسان است. در زمانی هایی که در آن کوشش های بیشتری از روزگار ما صورت می گرفت، اجداد ما امید وحدت را بر سهولت تفرقه ترجیح دادند و آنرا برگزیدند، و به نسل های آینده قول دادند که والایی و برابری انسان ها آرمان مشترک ما خواهد بود.

انجام این وعده، وظیفه ما است. و هرچند ما با نیروهای ظلمت که اراده ما را آزمایش خواهند کرد روبرو خواهیم شد، امریکاییان همیشه دلیلی داشته اند که باور کنند ما می توانیم تاریخی بهتر را بر گزینیم. درحقیقت، ما فقط نیاز داریم به ورای دیوارهای اطراف خود نگاه کنیم. زیرا از هر طرف، شهروندان، با تبارهای مختلف، این شهر را برای خود ساخته اند، ما دلایل ثابت کننده زنده ای می بینیم که همه می توانند به فرصت ها دست پیدا کنند؛ که آنچه ما را بعنوان انسان متحد می کند از آنچه میان ما جدایی می اندازد بمراتب بیشتر است؛ و مردم هر بخش این جهان می توانند در کنار هم در صلح زندگی کنند. متشکرم

XS
SM
MD
LG