لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۰۴

آیا خجسته روز سیزده فروردین را به اشتباه روزی نحس و بدیمن و شوم خوانده اند؟


آیا خجسته روز سیزده فروردین را به اشتباه روزی نحس و بدیمن و شوم خوانده اند؟

پژوهش های بسیاری در رابطه با جشن های ملی و باستانی ایران به عمل آمده است که نشان می دهد که جشن های باستانی ایرانیان از جمله سیزده به دربا این گستره برگزاری و سابقه طولانی در طول زمان دچار تغییرو تحولات و دگرگونی های بسیاری شده است.

بسیاری از این تحقیقات نشان می دهند که که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه طبق شواهد موجودهر یک از روزهای هفته و ماه ، نام هایی زیبا در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند. برای مثال روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی «تیر روز» نام دارد که به ستاره تیشتر، ستاره باران آور نسبت داده شده است و ایرانیان دوران باستان از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده است بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.

برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.

اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز بخشی از این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.

از سویی دیگر پس از نفوذ فرهنگ سامی نوبت به رخنه ی فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد ١٣ را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»، «خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر. تنها مسئله ای که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد ١٣ به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است که این خود نشانه ای است از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره . اما وقتی درباره نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.

همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است و در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است. و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند ودرواقع حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال.

تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره سیزده به در (سیزده بدر) هم روایتی است به این گونه که:
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»

اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، اغلب این منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا ماه «صفر» داده اند، از همین رو برخی ازپژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهد زیادی بردیرینگی این جشن وجود دارد

شیوه های برگزاری مراسم سیزده بدر

شیوه های برگزاری سیزده به درو مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد ، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیم سال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.برای نمونه فال گوش ایستادن، فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است و نمونه های پرشمار دیگر.

علاوه بر این ها آیین های سیزده بدرهم مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است: بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره نوروزی نشانه هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

علف گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. «مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.

در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است : «... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.

«سیزده به در» در باورهای امروزی

به روایتی درفرهنگ امروزی ایرانیان هفت عدد مقدسی به شمار می رود ودر مقابل آن عدد سیزده عدد منحوس و نا مبارکی تلقی می شود.اجرای مراسم «سیزده به در» یا روز طبیعت یکی ازآداب و سنن ایرانی است که در سیزدهمین روز پس از تحویل سال جدید مردمان را به دشت و صحرا می کشاند. دراین روز طبق آداب باقیمانده از این رسم سنتی که از صدها سال پیش رواج داشته سبزه هایی که در هفت سین قرار داشته در روزدخانه یا آب روانی انداخته می شود و مردم در این روزآنچنان شادی وجست وخیز می کنند تا نحوست روز سیزده از آن ها دور شود.

در این روز مردم درفضای باز و آزاد و دردامن طبیعت، درکنار خانواده، دوستان و عزیزان خود سفره پهن می کنند و خوردن غذاهای سنتی از قبیل آش، کوکو، باقالی پلو و کوفته نیز در این روز رواج دارد هرچند غذای روز سیزده به در در شهرهای مختلف فرق می کند.

یکی از معروف ترین رسوم سیزده به در پس از به آب سپردن سبزه ها، گره زدن دوسبزه به همدیگر است. این دو سبزه را تمثیلی از پیوند یک زن و مرد جوان می دانند و به همین دلیل مادربزرگ ها، جوان ترها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه ها تشویق می کنند.

به باور برخی از پژوهشگران، سابقه رسم گره زدن در روز سیزده به در به آیین زرتشتی باز نمی گردد بلکه مربوط به باورهای مردمان آریایی است که پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی می کردند. طبق یکی از این باورها، بارندگی به فرشته ای به نام «تشتر» مربوط است که در آسمان ها به صورت اسب سپیدی همواره در حال حرکت است و هرگاه این فرشته با دیوی به نام «آیوش» بجنگد و برنده شود سالی نکو پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین کنار سبزه ها و جویبارها می روند و به ویژه زنان که نماد آناهیتا یعنی ایزد آب بر روی زمین هستند با نوازش و گره زدن سبزه ها حمایت خود را از فرشته باران نشان می دهند.

برخی دیگر از این پژوهش ها نشان می دهد که بعدها و از پس از ظهور ادیان سامی در ایران جامعه بسته تری وجود داشته و زنان پیوسته خانه نشین و از آنجایی که دختران نمی توانستند همسرانشان را به میل خودشان انتخاب کنند مهم ترین آمال و آرزوی هر دختری در این دوران این بوده که شوهر خوبی بیابد و هرچه زودتر به خانه بخت برود. چنانچه دختری تا سن و سال ١٦ یا ١٧ سالگی موفق به ازدواج نمی شد اغلب مایه ننگ به شمار می آمد. به همین دلیل کم کم رسم گره زدن سبزه ماهیت خود را تغییر داد و در فرهنگ ایران پس از اسلام تبدیل به آرزومندی برای ازدواج دختران دم بخت شد.

بعدها در روز سیزده به در دخترها به امامزاده می رفتند، سبزه گره می زدند و گاه حتی سفره های نذری پهن می کردند تا شاید نیروهای«غیبی» کمک کنند و شوهری برایشان پیدا شود زیرا دختری که ازدواج نمی کرد جایگاهی در جامعه نداشت.

به هرحال روز سیزدهم فروردین هم امروزه مانند شب آخرین چهارشنبه سال یا «چهارشنبه سوری» اهمیت ویژه ای دارد. اگر با چهارشنبه سوری به استقبال نوروز می رویم با سیزده به در نوروزمان را بدرقه می کنیم. درحقیقت نوروز که مراسمی محفلی و خانوادگی دارد با دوحرکت اجتماعی و عمومی از خانه ها به خارج راه می یابد و به دو آیین سنتی که نشان از همبستگی جمعی دارند مشخص می شود.

XS
SM
MD
LG