لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۱۷

ماجراهای این فیلم دربیش از ٤٠ سال پیش بوقوع می پیوندد و درباره یک استاد میانسال دانشگاه است که با یک سری مسائل بی پایان اخلاقی ومعنوی کلنجار می رود

دو برادرفیلمسازبرنده جایزه اسکار، جوئل و ایتان کوهن که برای فیلم «نیست سرزمینی برای مردان کهنسال» خود در سال ٢٠٠٧ به دریافت این جایزه نائل شدند برای ساختن تازه ترین فیلم خود به نام «یک مرد جدی» به شهر زادگاه خود مینیاپولیس در ایالت مینه سوتا و محلی که کودکی ونوجوانی خود را در آن گذرانده اند بازگشته اند. ماجراهای این فیلم دربیش از ٤٠ سال پیش بوقوع می پیوندد
و درباره یک استاد میانسال دانشگاه است که با یک سری مسائل بی پایان اخلاقی ومعنوی کلنجار می رود.

شخصیت اول فیلم، لاری گوپنیک، درحالی که به پایان خط رسیده است می گوید:«من این اواخر مشکلات زیادی داشته ام. مشکلات زناشوئی، حرفه ای ..هرچیزی که بخواهید فکرش را بکنید در این مدت اتفاق افتاده..این یک استغاثه سبکسرانه و توخالی نیست..بلکه من به صورتی خیلی جدی به این قضایا نگاه می کنم. من یک مرد جدی هستم. یعنی می دانید؟ سعی می کنم جدی باشم.» با این کلمات به نظر می رسد که کائنات این مرد معمولی و پروفسوری که زندگی خود را وقف تدریس فیزیک کرده است را در بوته آزمایش گذاشته است.

گوپنیک دردانشگاه با دانشجویان بی حوصله ای روبروست که چنان از درس و کلاس اوحوصله شان سررفته است که بی مهابا وفقط برای قبولی دست به تقلب در امتحانات می زنند. در خانه هم گوپنیک با مشکل بزرگ رقابت ها و حسادت های بین دو فرزند دختر و پسرش روبروست و این واقعه چنان وقت او را گرفته است که متوجه رابطه رومانتیکی که میان همسرش و یکی از دوستان خانواده در حال وقوع است پی نمی برد. علاوه برهمه این ها یک برادر افسرده و مالیخولیایی بی کار هم که به کارهای غیرقانونی دست می زند مزید برعلت شده است.

درستکاری و صداقت و انجام کار «درست» برای لاری گوپنیک از اهمیت خاصی برخوردار است. اما دریافتن این مسئله که واقعا در این دنیا چه کاری به معنای کامل کلمه درست و صادقانه است هر روز از روز پیش برای او سخت تر می شود.

مایکل استولبرگ، بازیگربرجسته تئاتربرادوی و بازیگر نقش گوپنیک، قهرمان این تراژدی کلاسیک می گوید:« بزرگ ترین مسئله و مشکل زندگی لاری گوپنیک هنگامی بوقوع می پیوندد که کنترل راستی و صداقت و انجام کاردرست از دست او به در می رود. من فکر می کنم این یک مسئله خیلی انسانی است اما در عین حال اگر بخواهیم او را قهرمان یک تراژدی بدانیم باید قبول کنیم که همه این نوع قهرمانان نقطه ضعف های ویران کننده ای نیز دارند و درنهایت این خدایان اند و در این مورد بخصوص این برادران کوهن هستند که برای او تصمیم می گیرند.»

دو برادر نویسنده وکارگردان، جوئل و ایتان کوهن هم مثل قهرمان فیلم تازه خود در حومه شهر مینیاپولیس رشد ونمو کرده اند. پدر آن ها هم مثل لاری، یک پروفسور دانشگاه بوده است. بسیاری از چهره های فیلم شباهت هایی با اعضای فامیل و دوستان دور و نزدیک برادران کوهن دارند و حتی بسیاری از اسامی نیز از آدم هایی که این دوبرادر در طول دوران کودکی و نوجوانی شناخته اند ریشه گرفته است. بسیاری از صحنه های فیلم «یک مرد جدی» در همان اماکنی که این دو برادر با آن آشنایی کامل داشته اند اتفاق می افتد. اما آیا این فیلم یک اتوبیوگرافی است؟

ایتان کوهن این فیلم را یک تجربه شخصی می خواند اما اصرار دارد که تمام وقایع آن از تخیل او وبرادرش ریشه گرفته و نه از وقایع و جریان های حقیقی و واقعی زندگی آن ها:«این فیلم انگیزه اش را از محل تولد و زادگاه ما گرفته است. جایی که ما دوران بچگی خود را در آن گذرانده ایم. در واقع داستان یک خانواده طبقه متوسط یهودی را در یک شهر میانی آمریکایی نشان می دهد. این وقایع در دهه ٦٠ میلادی یا درواقع در سال ١٩٦٧ اتفاق می افتد. بررسی و باز سازی دوباره آن دوران برای ما بسیار لذت بخش بوده است اما داستان فیلم، شخصیت ها و این که چه وقایعی برای آن ها اتفاق می افتد تماما خیالی است و ساخته و پرداخته ذهن ما می باشد.
مثلا آن موسیقی عبری که لاری گوپنیک برای فراموش کردن غم و غصه زندگی خود به آن گوش می دهد.»

فیلم یک مرد جدی درواقع نوعی کنجکاوی است درنوع زندگی یک خانواده یهودی آمریکایی ساکن شهرهای میانی آمریکا در دهه ٦٠ میلادی. فیلم با یک داستان قدیمی عبری که ده ها سال پیش تر دریک دهکده کوچک اروپایی دهان به دهان می گشته آغاز می شود. اما داستان این قصه قدیمی طبق شیوه کارهمیشگی برادران کوهن هیچ ارتباطی با داستان فیلم پیدا نمی کند!

جوئل کوهن در این مورد می گوید:«ما وقتی می خواستیم فیلمنامه این فیلم را بنویسم و شاید از مدت ها پیش از آن شروع کردیم به خواندن قصه های قدیمی عبری از سراسر دنیا. فکر کردیم جالب خواهد شد اگر ما بتوانیم از یکی از این داستان های کوتاه به عنوان «سفیر» یا پیش درآمدی برای فیلم استفاده کنیم. البته ما خودمان هم ربطی بین این داستان و ماجراهای فیلم ندیدیم و اصلا خودمان هم نمی دانیم چرا به یک چنین فکری افتادیم؟ راستش را بگویم هنوز هم نمی دانیم چرا این قصه را به اول فیلم چسبانده ایم ولی احساس می کنیم که کار درستی بوده است!»

اما آنچه بیش از هرچیز دیگر در این فیلم تازه برادران کوهن به چشم می خورد مثل همیشه آن اسانس و ریشه های محلی و زمانی آمریکایی است که به خوبی در این آثار حفظ شده و به معرض تماشا گذاشته می شود.


XS
SM
MD
LG