لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ایران ۰۱:۵۴

در یک هفته گذشته که در ایران با مناسبت های مذهبی شب های احیا همراه بود، برخی این شایعه را مطرح می کردند که «اینها توافق کردند، فقط مانده اند بعد از ضربت امام اعلام کنند که مردم در این شب ها شادی نکنند». از این دست شایعه ها کم نیست و گاهی در ایران رنگ واقعیت می گیرد. یک نمونه بازی ایران با آلمان در جام جهانی سال ۱۹۹۸ بود که چون آن شب همزمان شده بود با سالمرگ یکی از امامان شیعه، این شایعه قوت گرفت که تیم ملی ایران بخاطر این مساله دستور دارد که ببازد. حالا فکر کنید آیا اساسا آن تیم توان بردن آلمان را داشت یا نه.

به هر حال، این مساله اعلام توافق بهانه ای شد تا به این موضوع بپردازم. اتفاقا خیلی وقت است که سیاستمداران و مدیران کشورهای توسعه یافته بر سر موضوع زمان و خبر خیلی حساس هستند. عمدتا یک مقام عالی برای اینکه به رای و محبوبیت نیاز دارد، دوست دارد که در بهترین شرایط و زمان اینکار را انجام دهد. مثلا همین الان در وین اتریش، هر کدام از مقام ها دوست دارد خودش اعلام کننده توافق نهایی باشد. البته توافق نهایی واقعی که بعد کسی تکذیب اش نکند.

همینطور دو رئیس جمهوری ایران و آمریکا. طبیعی است که آنها برای اعلام این خبر مهم برای مردم کشور خودشان منتظر اند. هر کدام هم انگیز هایی دارند.

حسن روحانی آخر امسال، انتخابات مجلس شورای اسلامی را پیش رو دارد. آقای روحانی در دو سال اخیر همه مشکلات کشور را به مساله هسته ای پیوند زده است و بدیهی است که اگر توافق حاصل شود او می تواند خوش بین باشد که در انتخابات آینده مجلس اقبالی بیشتر داشته باشد و مجلسی همسو را از آن خود کند.

اما این سو در اردوگاه باراک اوباما چطور؟ ظاهرا آقای اوباما انتخابات دیگری در پیش ندارد و ژانویه ۲۰۱۷ او باید کاخ سفید را ترک کند. این ظاهر قضیه است؛ چون دو عامل مهم وجود دارد که آقای اوباما هم انگیزه کافی برای اعلام خبر توافق احتمالی را دارد.

رئیس جمهوری آمریکا حساب ویژه ای روی توافق با ایران باز کرده است. همین که روزها، هفته ها و ماههاست که وزیر امورخارجه را مامور گفت و گو با ایران کرده است، نشان دهنده این اهمیت دارد. اگر اوباما بتواند توافق هسته ای با ایران را به سرانجام برساند، به همراه موضوع کوبا، دو موفقیت بزرگ در حوزه سیاست خارجی به همراه داشته که می تواند آن را به عنوان دستاورد ریاست جمهوری خود مطرح کند.

انگیزه دوم هم تعهد حزبی اوست. آقای اوباما یک دموکرات است و چنانچه در هر حوزه ای موفق شود، این بر انتخابات دوره بعد ریاست جمهوری در نوامبر ۲۰۱۶ تاثیر دارد. همین تعهد حزبی موجب می شود که رئیس جمهوری آمریکا با انگیزه در انتظار اعلام یک «توافق خوب» باشد.

اما چه زمانی توافق می شود؟ تقریبا کسی نمی داند. خیلی نشانه ها می گوید شاید تا امشب – یکشنبه ۱۲ جولای، ۲۱ تیر – توافق صورت بگیرد. شاید چنین چیزی صورت بگیرد اما ظاهرا این زمان چندان برای دو رهبر مناسب نیست.

بگذارید موضوع دیگری را مطرح کنم. در آمریکا ساعت کار رسانه ها یک تقسیم بندی دارد که ساعتهای خاصی را پر اهمیت ترین می داند. جز برنامه های صبحگاهی و یا طول روز که از ده صبح تا چهار صبح است، هر چه به ساعت ابتدایی شب نزدیک می شویم، اهمیت آن بیشتر می شود. این جدول را ببینید:

از ساعت ۷ و نیم شب تا ۱۱ شب، Prime Time گفته می شود. وقتی طلایی که معمولا بیشترین بیننده پای تلویزیون است. این تقسیم بندی برای بخش مالی رسانه ها متداول شد اما بعد ها سیاستمدارها هم از آن بهره بردند. از این حیث می گویم بخش مالی چون سفارش دهندگان آگهی مایل بودند آگهی آنها در پر بیننده ترین وقت برنامه های تلویزیون پخش شود، در مقابل هم مدیران تلویزیون هرچه در وقت بهتری آگهی پخش می کردند، پول بیشتری مطالبه می کردند. به همین دلیل تقسیم بندی ساعت های پخش، متداول شد.

حال سیاستمداران هم دوست دارند پیام شان را در بهترین وقت عرضه کنند. هرچند با توسعه رسانه ها، اگر خبر مهمی باشد، هر لحظه رئیس جمهوری آمریکا جلوی دوربین ها حاضر می شود اما اغلب اوقات که زمان رویدادی، قابل مدیریت است، او ترجیح می دهد که زمان اعلام خبر اش در همین پرایم تایم باشد.

مثال مشهوری که بتوانم بزنم، خبر کشته شدن «اسامه بن لادن» است که از حدود ساعت ۷ شب اعلام شد رئیس جمهوری آمریکا خبر مهمی دارد. رسانه ها یک ساعتی منتظر ماندند و در این میان مدام گمانه زنی شد تا در نهایت ساعت ۹ شب، باراک اوباما خبرداد که مهمترین دشمن آمریکا به قتل رسیده است.

حال چه می شود؟ روسای جمهوری ایران و آمریکا هر دو پرایم تایم خود را دارند. هر کدام می خواهند این خبر مهم را به مردم خود بگویند. اشکال این است که تفاوت ساعت هشت و نیم ساعتی وجود دارد.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG