لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۱۳

خلاء احساسی از پاریس تا بیروت


ادای احترام گروهی از ساکنان بیروت به قربانیان حملات انتحاری پنجشنبه ۲۱ آبان ماه که منجر به کشته شدن ۴۳ نفر شد

مقاله ای از دیوید گراهام برای وبسایت نشریه آتلانتیک

ساعاتی پیش از کشتار جمعه شب در پاریس، دو بمبگذاری انتحاری در یک منطقه کارگری در بیروت که داعش مسولیت آنها را برعهده گرفت، ۴۳ کشته و صدها مجروح به جای گذاشت. در پی حملات داعش به پاریس، توجهی که ممکن بود به بدترین بمبگذاری بیروت در ربع قرن گذشته معطوف شود، به سوی پایتخت فرانسه کشیده شد.

این الگویی آشنا است: یک اقدام خشونت بار در جهان، اقدام خشونت آمیز مشابه دیگری را تحت الشعاع قرار می دهد و موجی از واکنش ها را به این عدم تعادل در موشکافی، همدلی، و حزن و اندوه به همراه دارد. ولی این واقعیت از تلخی مساله نمی کاهد.

هر بار که حمله تروریستی بزرگی در شهرهای آمریکایی یا اروپایی - نیویورک، مادرید، لندن، پاریس، و دوباره پاریس - رخ می دهد، توجه آمریکایی ها و اروپایی ها چنان به این خشونت ها جلب می شود که قساوت ها در دیگر نقاط جهان چندان به چشم نمی آیند. به ندرت اتفاق می افتد که نمونه هایی مانند بمبگذاری ها در بیروت و حملات وحشیانه در پاریس پیش بیایند و امکان مقایسه تطبیقی روشنی را فراهم کنند.

هر بار که حمله تروریستی بزرگی در شهرهای آمریکایی یا اروپایی رخ می دهد، توجه آمریکایی ها و اروپایی ها چنان به این خشونت ها جلب می شود که قساوت ها در دیگر نقاط جهان چندان به چشم نمی آیند.

نوشته های فراوانی در فیسبوک دست به دست می شوند که می خواهند بدانند چرا به بمبگذاری های بیروت توجه کافی نشد. لبنانی ها از این تفاوت در برخورد، ابراز تأسف کردند. بسیاری می پرسند چرا فیسبوک پس از حملات بیروت امکان افزودن پرچم لبنان را به زمینه عکس های کاربران ایجاد نکرد، اما در مورد پاریس چنین امکانی فراهم شد.

علت اصلی این خلاء و شکاف احساسی آشکار نسبت به پاریس و بیروت چیست؟

یک توضیح بالقوه ساده این است: تعداد کشته شدگان در پاریس سه برابر بیروت بود. فرای این پاسخ، مجموعه ای از دلایل در هم پیچیده هم وجود دارد. شاید مهم ترین آنها، آشنایی است. آمریکایی ها احتمالا بسیار بیشتر از بیروت یا قاهره یا نایروبی یا دیگر شهرهایی که هدف حملات خونین بوده اند، از پاریس دیدن کرده اند. اگر هم خودشان به پاریس نرفته باشند صدها فیلم و برنامه تلویزیونی دیده اند که داستانش در پایتخت فرانسه گذشته است و از این رو می توانند اسامی اماکن معروف شهر را به یاد بیاورند.

بسیاری از آمریکایی ها با شنیدن اسم پاریس به یاد برج ایفل می افتند و با شنیدن نام بیروت در خاطرشان جنگ زنده می شود.

پاریس خصوصا به گونه ای نماد اعتلای فرهنگ است. همانطور که یک رویداد ناگوار در شهر و روستای شما بیشتر از اتفاقی در شهر و روستای مجاور بر شما اثر ناخوشایند می گذارد، توده جامعه آمریکا با خشونت ها در پاریس بیش از دیگر نقاط جهان ارتباط برقرار می کنند. البته یک مؤلفه ناخوشایند تباری یا نژادی هم در مورد فاکتور آشنایی وجود دارد: مردم وقتی خود را در جایگاه قربانی می بینند، بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند.

نکته دیگر، واگرایی در انتظارات است. مت شیاونزا در ماه ژانویه در مقاله ای در نشریه آتلانتیک نوشت یک تفاوت آشکار بین کشتار در دفتر نشریه شارلی ابدو در پاریس و بمبگذاری انتحاری حدودا همزمان در نیجریه توسط یک کودک ۱۰ ساله این بود که فرانسه کشوری با دولتی درمانده و در حال سقوط، یا درگیر مناقشات طولانی و شدید نیست. از این رو حملات پاریس شوک آورتر بود.

بسیاری از آمریکایی ها با شنیدن اسم پاریس به یاد برج ایفل می افتند و با شنیدن نام بیروت در خاطرشان جنگ زنده می شود. هر چند بیروت زمانی که چند نسل پیش درگیر جنگ داخلی شد مترداف با خشونت بود، اما حملات هفته اخیر مرگبارترین بمبگذاری انتحاری از پایان ۱۹۹۰ بود.

بیروت زمانی پاریس خاورمیانه شناخته می شد و هر چند اکنون چنین تعبیری دیگر به کار نمی رود، اما هنوز مشابهت های بسیاری با پاریس دارد.

بیروت زمانی پاریس خاورمیانه شناخته می شد و هر چند اکنون چنین تعبیری دیگر به کار نمی رود، اما دو شهر هنوز مشابهت های بسیاری دارند: هر دو محله های مرفه نشین با رستوران ها و فروشگاه هایی مسحور کننده دارند. هر دو مناطق مسکونی کارگری دارند که محل سکونت مهاجران و فرزندان شان است. محله بانلیو در حومه پاریس محل سکونت جمعیت کثیری از مسلمانان مهاجر است؛ جایی که توریست ها و خود پاریسی ها به ندرت به آنجا سر می زنند و ساکنان آن از این شکایت دارند که خبرنگاران فقط برای گزارش بمبگذاری و تیراندازی بین گروه های قاچاق مواد مخدر به آنجا می روند. البته بسیاری از این حومه نشینان هم هرگز به فکر رفتن به پاریس نیستند. محله برج البراجنه در حومه بیروت هم محله طبقه کارگری است که محل سکونت شیعیان مهاجر، پناهجویان فلسطینی، و این اواخر پناهجویان سوری است که هدف بمبگذاری هفته پیش داعش قرار گرفت.

پاریس هم آنطور که آمریکایی ها فکر می کنند آرام نیست. تظاهرات گسترده به ویژه در محله بانلیو تقریبا به رویدادی سالانه بدل شده است؛ سال ۲۰۰۵ طی یکی از بزرگترین شورش های اخیر که در اعتراض به تعقیب سه پسر بچه توسط پلیس انجام گرفت سه نفر در درگیری با پلیس کشته شدند؛ اتفاقی که نشانه تنش بسیار عمیق است.

حتی اگر سازمان های خبری آمریکایی تمام نیرو و منابعی را که معطوف حملات در پاریس کردند متوجه بمبگذاری ها در بیروت می کردند، این حجم خواننده، بیننده، و شنونده جذب نمی شدند.

آیا این خلاء و شکاف احساسی نسبت به بمبگذاری های هفته پیش در پاریس و بیروت ناشی از پوشش رسانه های آمریکایی و اروپایی است که به شدت بر مساله حمله به "غرب" متمرکز شده اند؟ البته اعزام گزارشگر به پاریس ساده تر از فرستادن شان به عنوان مثال به نایروبی است. این هم نکته قابل توجهی است که حتی اگر سازمان های خبری آمریکایی تمام نیرو و منابعی را که معطوف حملات در پاریس کردند متوجه بمبگذاری ها در بیروت می کردند، این حجم خواننده، بیننده، و شنونده جذب نمی شدند.

این دینامیک تا حدودی محصول خلاء آشنایی و انتظارات است. جاکوبا اوریست سال گذشته در گزارشی برای نشریه آتلانتیک که مطالعه ای درباره فجایع طبیعی در سراسر جهان بود نتیجه گرفت که سطح توجه رسانه های آمریکایی ها ارتباط با فاصله جغرافیایی محل رویداد و شمار گردشگران آمریکایی بازدید کننده از آن کشور دارد.

یک منطق سرد و بی روح اقتصادی هم در این مساله دخیل است. مارک زاکربرگ بنیانگذار فیسبوک، در توضیح این که چرا امکان افزودن پرچم لبنان به زمینه عکس کاربران وجود نداشت گفت فیسبوک پس از حملات پاریس تصمیم گرفت این گزینه را در مورد بلایا و فجایع غیرطبیعی هم در دسترس بگذارد. به هر شکل منطقی به نظر می رسد که فیسبوک در مورد حملات پاریس سریع تر واکنش نشان دهد. هر چه باشد جمعیت پاریس دو برابر تمام جمعیت شهری لبنان است. حتی با فرض دسترسی تمام مردم لبنان به فیسبوک باز هم کاربران پاریس بیشتر خواهند بود.

اگر هیچ کس به این اشاره نکند که بمبگذاری های انتحاری بیروت کمتر از خشونت های پاریس حمله به شأن انسان نیستند، ساده خواهد بود که جهان را در یک جنگ بین تمدن ها دید

فارغ از عوامل پدیدآورنده این خلاء و شکاف احساسی میان پاریس و بیروت، خود این خلاء پیامدهایی واقعی دارد. در پی حملات، سناتور جمهوریخواه لیندزی گرام گفت: "این فقط حمله به مردم فرانسه نیست، بلکه حمله به شأن انسان و تمام چیزهایی است که برای ما محترم هستند." این سخنی دقیق و درست است، اما همانطور که مقاله نویس واشنگتن پست یادآوری کرده است، شمار اندکی از سیاستمداران آمریکایی واکنشی مشابه در مورد بیروت نشان دادند.

اگر هیچ کس به این اشاره نکند که بمبگذاری های انتحاری بیروت کمتر از خشونت های پاریس حمله به شأن انسان نیستند، ساده خواهد بود که جهان را در یک جنگ بین تمدن ها دید؛ جایی که کشته شدگان بیگناه یک طرف بیش از کشته شدگان بیگناه طرف دیگر سزاوار سوگواری هستند.

* برگردان فارسی این مقاله تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG