لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ ایران ۰۵:۰۶

جنبش اشغال وال استريت به جنبشی اعتراضی در اروپا و آسيا گسترش يافت و هيچ نشانی از توقف آن ديده نمی شود.

اين جنبش چگونه آغاز شد و سازماندهندگانش از چه ابزاری برای ادامه آن استفاده کردند؟

«روز خشم در آمريکا» يک گروه اعتراضی صلح آميز است که توسط «اَلکس اوبراين» متشکل شده است؛ اين گروه يکی از سازماندهندگان جنبش اشغال وال استريت است.

اَلکس اوبراين می گويد: جريان کاملاً يک فعاليت عملی بود. فکر نمی کردم يک هزار نفر ظرف يک هفته پشتيبان پيدا کند. در آن موقع فقط فکر می کردم، بايد فضايی برای بازتاب صدای اعتراض آمريکايی ها وجود داشته باشد.

جنبش اشغال وال استريت در پيوند با ديگر شبکه های اجتماعی قوت گرفت. جنبشی که در خيابان های قدرتمندترين بانکداران وال استريت آغاز شد و به بيش از يکصد شهر جهان، در آمريکا، اروپا و آسيا گسترش يافت.

اوبراين می گويد: اشغال وال استريت با اينترنت شکل گرفت. اين جنبش، يک گروه از فعالان بود که بعداً رشد و گسترش يافت. گويی هورمون افزايش فشارخون به آن تزريق شد. دليل آن که اين همه صدای متفاوت در آن وجود دارد، اين است که اين جنبش تجلی فيزيکی شبکه اينترنت است که يک فضای مدنی است.

در حالی که اينترنت به گسترش نگرانی های جنبش وال استريت کمک کرد، شبکه های رسانه های اجتماعی نيز برای افشای سوءرفتارهای پليس مورد استفاده قرار گرفتند.

اَلکس اوبراين می افزايد: در عصر رسانه های اجتماعی نمی توان با مردم بدرفتاری کرد. نمی توانيد مردم را آزار و اذيت کنيد، زيرا چهره شما در توييتر و سراسر اين شبکه اجتماعی ديده خواهد شد.

جسی لاگِرِکا، گواهی بر قدرت رسانه های اجتماعی است. او در يک مصاحبه ويديويی ديده شد که در آن، شبکه خبری فاکس را مورد انتقاد قرار داد. اين مصاحبه در شبکه آنلاين به سرعت تکثير شد به صورتی که بيش از يکصد هزار ببينده در يوتيوب داشت. او می گويد: اين دقيقاً آن چيزيست که رسانه های اصلی هنوز متوجه آن نشده اند.

جسی لاگِرِکا اضافه می کند: رسانه اجتماعی اجازه می دهد جنبش از محدوده رسانه های سنتی خارج شود. رسانه های سنتی از رسانه های اجتماعی عقب افتاده اند. منسوخ شده اند. همه يوتيوب نگاه می کنند. همه توييتر استفاده می کنند. همه فيس بوک دارند.

جسی لاگِرِکا اضافه می کند: جنبش وال استريت از طغيان های اجتماعی اخير در جهان عرب الهام گرفت. اما، در مقايسه با بهار عرب تفاوت هايی دارد. آن ها برای خواست هايی بزرگتر از خواست های ما می جنگند. اما، اين بدين معنی نيست که آنچه ما برايش می جنگيم، اهميت ندارد. به نظر من، شرکت در اعتراض ها در اينجا، با شرکت در بسياری از اعتراض ها در کشورهای ديگر متفاوت است. درست است که در اينجا ممکن است بازداشت شويد، اما نگران نيستيد که پليس با باتون بر سر شما بکوبد و يا با گلوله های واقعی به شما تيراندازی کند. اين در کشورهای ديگر، خصوصاً خاورميانه اتفاق می افتد.

جسی ادامه می دهد: اما، نقاط مشترکی نيز وجود دارد. اين طور نيست که مردم مصر نيازی به رسانه های اصلی آن کشور داشتند که پيامشان را منعکس کنند. آن ها خودشان اين کار را می کردند. ما هم تقريباً از همان الگو پيروی می کنيم.

جنبش وال استريت از روش های ابتدايی تر نيز استفاده می کند. ميکرفون انسانی! وقتی يک نفر سخنرانی می کند، جمعيت سخنان او را تکرار می کنند تا همه حرف های او را بشنوند. اين روش بازتاب فيزيکی يک شبکه اجتماعيست.

به رغم گسترش جنبش وال استريت، اهداف اين جنبش روشن نيست و شرکت کنندگان در آن عمداً کسی را به عنوان رهبر خود معرفی نکرده اند.

لاگِرِکا می گويد: اولاً، موفقيت اشغال وال استريت در اين است که اين جنبش به هيچکس تعلق ندارد. به نظر من هرچه جنبش اشغال وال استريت متنوع تر باشد، بهتر است، زيرا کمتر کسی ادعای مالکيت آن را خواهد داشت و کمتر از مرکزيت برخوردار خواهد بود.

با گسترش جنبش وال استريت در سطح جهان، پيام نارضايتی مردم از وضعيت موجود شنيده می شود، پيامی که نمی توان به آن بی توجه بود.

XS
SM
MD
LG