لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۰۷

مقاله ای از ابراهام میلر برای روزنامه واشنگتن تایمز

باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، و جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، به خوبی می دانند که توافق هسته ای ایران قابل اجرا نیست. غول تحریم ها از چراغ بیرون آمده است و مفاد این توافق که قراردادهای کنونی را از تحریم مستثنی می کند ناقض بند افسانه ای اعمال دوباره تحریم ها است.

برخلاف گزافه گویی ها و پتشین های اینترنتی، مخالفان توافق "جنگ طلب" یا تحت تاثیر لابی گرها نیستند و وفاداری دوگانه ندارند. دولت اوباما هم این را می داند.

این توافق یک کج روی بزرگ است و اتهامات ناروا به این انحراف می افزاید.

این روند هیچ ربطی به یک توطئه بزرگ ندارد بلکه مربوط به روند کار سیاسی در پس ظواهر است. این روند به این واقعیت که مردم آمریکا چه چیزی را می توانند و چه چیزی را نمی توانند بپذیرند ارتباط دارد.

بگذارید با بدیهیات شروع کنیم. هیچ چیز غیر از عملیات نظامی مانع دسترسی ایران به جنگ افزار هسته ای نخواهد شد. ملاها اقتصاد کشور، جایگاهشان در جهان، و مشروعیت حکومت شان را برای دستیابی به جنگ افزار هسته ای به خطر انداخته اند.

جنگ برای دولت اوباما و بیشتر متحدان ما گزینه ای مورد نظر نیست.

سیاست دولت اوباما این بوده که آن چه را ایرانی ها به هر حال به دست خواهند آورد در اختیارشان قرار دهیم. به گفته سه وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، دولت اوباما موضع متفاوتی از سه دولت پیشین ایالات متحده اتخاذ کرد؛ آن دولت ها حاضر بودند برای جلوگیری از دستیابی ایران به جنگ افزار هسته ای به جنگ بروند. دولت جرج بوش حتی اعتماد نداشت ایران به غنی سازی اورانیوم بپردازد زیرا باور عمومی بر این بود که ایران در سال ۱۳۸۳ فراتر از سطح لازم برای مصارف صلح آمیز اورانیوم را غنی کرده بود.

پس تغییر چرا؟ دولت اوباما می داند که آمریکای خسته از جنگ حاضر نیست برای متوقف کردن داعش به خاورمیانه لشکرکشی کند. آمریکا از خاورمیانه خسته شده و دارد آن جا را ترک می کند. از منظر اوباما، آمریکا نباید خود را در خاورمیانه گرفتار کند و پیشتر هم عملکرد خوبی نداشته است.

باراک اوباما برخوردی کاملا متفاوت با آن چه او جریان اصلی اسلام می داند دارد. این امر در سخنرانی اش در باره اسلام در قاهره در سال ۱۳۸۹ مشهود بود جایی که او از "احساس خوب" مسلمانان در باره نقش ناسا در اکتشافات فضایی و از تاریخ فریبنده اش از نقش اسلام در آمریکا صحبت کرد.

توافق هسته ای ایران ربطی به جنگ افزار هسته ای ندارد. ایران به هر شکل به این تسلیحات دست پیدا می کرد. مساله بازگرداندن ایران به جامعه بین المللی به عنوان نیروی نیکی است؛ امری که بر افراط گرایی سنی انعکاس یافته در رفتار داعش و پیشتر القاعده نقطه پایان خواهد گذاشت.

رییس جمهوری آمریکا با بازگرداندن ایران به جامعه بین المللی آینده خاورمیانه را بر سر ایران قمار می کند تا بلکه ابتدا داعش را متوقف کرده و سپس دچار تحول مذهبی شود. اگر بهای آن نابودی کشورهای سنی حوزه خلیج فارس و اسراییل باشد از نظر اوباما هزینه زیادی نیست. به هر شکل، داعش محصول پول عرب های خلیج فارس است و اسراییل هم تسلیم نقشه اوباما برای نابودی خودش نشده است.

ایران همیشه در پی جنگ افزار هسته ای بوده و همانند چین برای منطقه اش مهتر از آن است که قابل مهار باشد. اوباما می خواهد همان کاری را که نیکسون برای چین کرد برای ایران انجام دهد. این میراث او است همان طور که گشایش آمریکا نسبت به کوبا چنین است. نگاه فرزند تربیت شده توسط یک ناپدری مسلمان و پدربزرگ و مادربزرگی چپگرا به دنیا کاملا متفاوت از ما است ولی هزینه گزافی برای منافع استراتژیک ما دارد.

ما همه محصول مناسبات اجتماعی و سیاسی اطراف مان هستیم. متاسفانه آمریکایی ها در شور و شوق کاندیداتوری اوباما در سال ۲۰۰۸ چشمان خود را بر این که اوباما کیست بستند و هر تلاشی برای روشن کردن ابعاد زندگی او را در چارچوب تاریخ ساز شدن این چهره کاریزماتیک در تصاحب کاخ سفید بی ارتباط دیدند.

باید به خاطر داشته باشیم که در سیاست حوزه هایی وجود دارد که اشتباهات قابل تصحیح هستند اما این امر در مورد منافع استراتژیک یک کشور صدق نمی کند.

باراک اوباما به قمار بزرگ و بی ملاحظه بر سر آینده آمریکا و خاورمیانه دست زده است. روشن نیست چه کسی و چگونه بهای آن را خواهد پرداخت.

XS
SM
MD
LG