لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۳۰
افشاگری های اخیر «آژانس بین المللی انرژی اتمی» در مورد این که ایران نه تنها فعالیت های خود در زمینه غنی سازی اورانیوم را ادامه داده بلکه در زمینه توسعه این فعالیت ها نیز قدم برداشته است، توجه جدیدی را به سیاست ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی و اتخاذ اقدامات بیشتر برای توقف حرکت ایران به سمت ساخت بمب متمرکز کرده است.

این تلاش ها بیشتر بر اعمال تحریم ها متمرکز هستند. با توجه به پیشرفت برنامه اتمی ایران و این احتمال که کشورهایی همچون اسراییل برای توقف این فعالیت ها به زور متوسل شوند، دلیل موجهی برای تشدید تحریم های اقتصادی و مالی ایالات متحده با هدف پیشگیری از تهدید ایران بوده اند. اما این تحریم ها بازدارنده نبوده اند.

واقعیت این است که تحریم های کنونی هم گسترده و جامع بوده اند و هم سست و ناکارآمد. این تحریم ها حوزه وسیعی از فعالیت های بازرگانی را «قابل تحریم» کرده اند. اما تحریم ها، به استثنای موارد خاصی به طور واقعی اجرا نشده اند.

هم خبرنگاران و هم کارشناسان در نادیده گرفتن این تمایز مهم نقش داشته اند. شاید آگاهی از این مسئله برای بسیاری تعجب آور باشد که تقریباً هر تبصره از قوانین تحریمی و هر دستور اجرایی که طی شانزده سال گذشته علیه ایران اعمال و به عنوان «تنگ تر کردن حلقه محاصره» برای آن تبلیغ شده است، برای رئیس جمهوری آمریکا روزنه ای باز می کند که کدام ناقض تحریم ها را بر اساس صلاحدید خود هدف قرار دهد و بر اساس مصلحت نام کدام را اعلام و کدامیک را مجازات کند.

ثمره این سیاست ها این بوده است که تعداد بسیار اندکی از شرکت هایی که «قابل تحریم بوده اند»، در واقع هنوز مجازات و حتی شناسایی نیز نشده اند. در عوض دولت های هر دو حزب (جمهوری خواه و دموکرات) مقررات سختگیرانه ای برای مجازات اقتصادی سنگین علیه کشورهایی که با ایران مبادلات بازرگانی دارند، اعمال کرده اند.

پرزیدنت اوباما به عملکرد دولت خود و اعمال گسترده ترین و سنگین ترین تحریم ها علیه حکومت ایران افتخار می کند. واقعیت هم همین است. دولت اوباما بسیار بیشتر از دولت های پیشین حلقه تحریم ها را تنگ تر کرده است. دولت اوباما فعالانه بخش انرژی ایران را هدف قرار داده است. قانون تحریم های جامع ایران معروف به «CISADA» مهمترین و قابل توجه ترین تلاش دولت اوباما بوده است که با تمرکز بر نیاز ایران برای واردات نفت تصفیه شده از منابع خارجی، آسیب پذیرترین و مهم ترین بخش اقتصاد این کشور را هدف قرار داده است.

اما اجرای این تحریم ها با تاخیر و تعویق بسیار روبرو شده اند. قانون «تحریم های جامع ایران» در موارد نادری که کاخ سفید اجرای آن و سایر اقدامات را در نظر داشته است، فقط تعداد بسیار اندکی از متخلفان را مجازات کرده و این اقدام حداقل تاثیر را بر اقتصاد جهانی و بدنه اقتصاد ایران داشته است. شرکت نفت دولتی ونزوئلا معروف به «PDVSA» مهمترین و سرشناس ترین نهادی بوده که هدف تحریم های قانون معروف به «CISADA» قرار گرفته است اما حتی مناسبات بازرگانی این شرکت با بازار ایالات متحده نیز تا حدود زیادی دست نخورده مانده است.

دلایلی که موجب ناکارآمدی سیاست تحریم های ایالات متحده علیه ایران شده است، قابل فهم، اما عمیقاً مایه تاسف هستند. دولت های ایالات متحده، یکی پس از دیگری برای اجرای تحریم ها علیه شرکت های خارجی که با ایران مناسبات دارند، تردید به خرج داده اند چون چنین تصمیمی پیامدهای دیپلماتیک به همراه خواهند داشت.

بیشتر اوقات فاحش ترین موارد نقض قوانین تحریمی را می توان از جانب شرکت هایی مشاهده کرد که دفاتر آن ها در کشورهایی تاسیس شده اند که یا از متحدان نزدیک ایالات متحده هستند و یا آمریکا با آن ها روابط راهبردی کلیدی دارد. روسیه و چین نمونه خوبی برای این ادعا هستند. اجرای کامل تحریم های ایالات متحده به معنای اراده سیاسی برای پافشاری بر مفاد آن ها و در نهایت احتمال تیرگی موقت روابط بین دو کشور خواهد بود.

اجرای کامل تحریم ها، راه حلی منطقی پیش از بهره گیری از زور است. ناکامی های دولت در این زمینه حاکی از آن است که کاخ سفید جنگ واقعی را به تیره کردن مناسبات دیپلماتیک خود با کشورهایی همچون چین ترجیح می دهد. چین ناقض اصلی فعالیت های «قابل تحریم» است. چنین رویکردی احتمال وقوع جنگی عظیم پیرامون برنامه اتمی ایران را افزایش می دهد.

برگرفته از روزنامه واشنگتن پست
XS
SM
MD
LG