جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز از مرحله گروهی عبور نکرده است، اما رقابتی که انتظار میرفت در هفتههای پایانی شکل بگیرد، از همان دو مسابقه نخست به اوج رسیده است؛ رقابت میان بزرگترین ستارههای نسلهای مختلف فوتبال برای کفش طلا، رکوردهای تاریخی، و شاید آخرین تصویر ماندگار از دوران حرفهایشان.
در صدر این داستان لیونل مسی ایستاده است؛ بازیکنی که در آستانه ۳۹سالگی هر پنج گل آرژانتین در دو مسابقه نخست را به ثمر رسانده، و با رساندن مجموع گلهای خود در جامهای جهانی به عدد ۱۸، از رکورد ۱۶ گل میروسلاو کلوزه آلمانی عبور کرده است.
پشت سر او، کیلیان امباپه ۲۷ساله با چهار گل در این دوره و ۱۶ گل در مجموع جامهای جهانی برای فرانسه قرار دارد. ارلینگ هالند نیز در نخستین حضورش در جام جهانی چهار بار گل زده و نشان داده است که نروژ تنها برای تجربهاندوزی به این رقابتها نیامده است.
این سه نفر اکنون سه روایت متفاوت از فوتبال را نمایندگی میکنند: مسی، اسطورهای در واپسین سالهای دوران حرفهای؛ امباپه، ستارهای در اوج که که هنوز فرصتهای فراوانی پیش روی دارد؛ و هالند، مهاجمی که تازه نخستین فصل داستان خود در جام جهانی را مینویسد.
مسی؛ بازنویسی تاریخ در آستانه ۳۹سالگی
مسی روز چهارشنبه ۳ تیر ۳۹ساله میشود. اینکه بازیکنی در چنین سنی بتواند در بالاترین سطح فوتبال ملی، ظرف دو مسابقه پنج گل بزند، رویدادی بسیار کمسابقه است.
او در مسابقه نخست آرژانتین برابر الجزایر هتتریک کرد و به رکورد کلوزه رسید. سپس با دو گل مقابل اتریش، از مهاجم پیشین آلمان عبور کرد و به تنهایی در صدر جدول گلزنان تاریخ جام جهانی مردان قرار گرفت.
ارزش این رکورد فقط در عدد ۱۸ خلاصه نمیشود. مسی نخستین بار در جام جهانی ۲۰۰۶ به میدان رفت و اکنون، بیست سال بعد، همچنان تعیینکنندهترین بازیکن مدافع عنوان قهرمانی است. فوتبال در این فاصله تغییر کرده، سرعت مسابقات بیشتر شده، و نسلی کامل از ستارگان آمده و رفتهاند؛ اما نام مسی همچنان در مرکز مهمترین داستان فوتبال یعنی جام جهانی قرار دارد.
در این سن دیگر نمیتوان از او انتظار داشت مانند دوران جوانی در سراسر زمین بدود، مدافعان را تحت فشار بگذارد و بار فیزیکی تیم را به دوش بکشد. هنر او اکنون شکل دیگری دارد: انتخاب محل مناسب، تشخیص لحظه حرکت، کنترل سرعت مسابقه، و استفاده از کمترین فرصت برای وارد کردن بیشترین ضربه.
آرژانتین نیز ساختار تیم خود را با این واقعیت هماهنگ کرده است. بازیکنان جوانتر وظیفه دوندگی و پوشش فضاها را برعهده دارند تا مسی بتواند انرژی خود را برای لحظهای ذخیره کند که سرنوشت مسابقه تعیین میشود. نتیجه این تقسیم وظایف تاکنون چشمگیر بوده است: آرژانتین پنج گل زده و هر پنج گل را کاپیتانش به ثمر رسانده است.
البته این وابستگی میتواند زنگ خطری نیز باشد. تیمی که قصد دفاع از قهرمانی جهان را دارد، نمیتواند در تمام مراحل تنها به گلهای بازیکنی نزدیک به ۳۹سالگی متکی بماند. هرچه مسابقات جلوتر برود، خستگی بیشتر، فاصله بازیها کمتر، و کیفیت خطوط دفاعی حریفان بالاتر خواهد شد. آرژانتین برای رسیدن دوباره به فینال، به گلهای دیگر مهاجمانش نیز نیاز دارد.
با این همه، تا اینجای مسابقات مسی بار دیگر نشان داده است که قواعد معمول سن و فرسودگی را نمیتوان به سادگی درباره او به کار برد.
امباپه؛ تعقیب مسی در جام و تاریخ
فاصله کیلیان امباپه با مسی در جدول گلزنان این دوره فقط یک گل و در جدول تاریخی جام جهانی تنها دو گل است. مهاجم فرانسه در هر دو مسابقه نخست تیمش دو بار گل زده و مجموع گلهای خود در جامهای جهانی را به ۱۶ رسانده است؛ عددی که او را در کنار کلوزه و پشت سر مسی قرار میدهد.
اگر مسی نماد پایداری شگفتانگیز در پایان یک دوران است، امباپه نماینده آیندهای است که هنوز بخش بزرگی از آن نوشته نشده است. او ۲۷سال دارد و در شرایط عادی میتواند دستکم در جام جهانی ۲۰۳۰ نیز در اوج یا نزدیک به اوج باشد. حتی حضور او در جام جهانی ۲۰۳۴ نیز دور از ذهن نیست.
به همین دلیل، حتی اگر امباپه در پایان این دوره نتواند رکورد مسی را تصاحب کند، همچنان جدیترین نامزد شکستن آن در سالهای آینده خواهد بود. رسیدن به ۱۶ گل در سومین جام جهانی، سرعتی استثنایی در رکوردشکنی به شمار میرود.
امباپه جام جهانی ۲۰۲۲ را با هشت گل و کفش طلا به پایان رساند. او در فینال برابر آرژانتین هتتریک کرد، اما فرانسه در ضربات پنالتی شکست خورد و جام به مسی رسید. اکنون همان رقابت، چهار سال بعد، در شکلی تازه ادامه دارد: مسی یک گل بیشتر در این دوره زده، اما امباپه از نیروی جوانی، سرعت، و احتمال حضور در چند جام جهانی دیگر برخوردار است.
فرانسه نیز از نظر کیفیت و عمق ترکیب یکی از مدعیان اصلی قهرمانی است. اگر این تیم تا نیمهنهایی یا فینال پیش برود، امباپه بازیهای کافی برای نزدیک شدن به مسی یا حتی عبور از او در همین دوره خواهد داشت.
نکته تاریخی دیگری نیز در میان است: تاکنون هیچ بازیکنی کفش طلای دو جام جهانی را به دست نیاورده است. امباپه، برنده کفش طلای ۲۰۲۲، میتواند نخستین بازیکنی باشد که به این افتخار میرسد.
هالند؛ ورود قدرتمند یک تازهوارد
در کنار دو قهرمان جام جهانی، ارلینگ هالند داستان متفاوتی دارد. نروژ پس از سالها غیبت به جام جهانی بازگشته، و مهاجم سرشناس این کشور در نخستین حضورش چهار گل در دو مسابقه به ثمر رسانده است.
هالند در فوتبال باشگاهی سالهاست یکی از بهترین تمامکنندگان جهان محسوب میشود، اما غیبت نروژ در تورنمنتهای بزرگ اجازه نداده بود توانایی خود را در مهمترین صحنه فوتبال ملی نشان دهد. شروع او در جام جهانی نشان داده است که تفاوت میان فوتبال باشگاهی و ملی دستکم تاکنون مانعش نشده است.
قدرت بدنی، سرعت در فضا، توانایی ضربه زدن با هر دو پا، و مهارت در یافتن موقعیت داخل محوطه جریمه، هالند را به رقیبی جدی برای کفش طلا تبدیل کرده است. بخش بزرگی از بازی هجومی نروژ نیز برای رساندن توپ به او طراحی شده است.
با این حال، هالند نسبت به مسی و امباپه با یک محدودیت مهم روبهروست: شانس نروژ برای رسیدن به مراحل پایانی، دستکم روی کاغذ، کمتر از آرژانتین و فرانسه است. در رقابت کفش طلا، کیفیت فردی تنها عامل تعیینکننده نیست؛ تعداد بازیهایی که یک مهاجم فرصت حضور در آنها را پیدا میکند نیز اهمیت اساسی دارد.
دیدار فرانسه و نروژ، علاوه بر تعیین سرنوشت صدرنشینی گروه، رویارویی مستقیم امباپه و هالند خواهد بود؛ دو مهاجمی که میتوانند رقابت بزرگ گلزنی فوتبال جهان را برای یک دهه آینده شکل دهند.
رونالدو؛ آخرین تلاش برای تغییر روایت
در سوی دیگر این داستان کریستیانو رونالدو قرار دارد؛ ستارهای ۴۱ساله که ششمین جام جهانی خود را تجربه میکند، اما آغاز خوبی نداشته است.
رونالدو در تساوی یک بر یک پرتغال برابر جمهوری دموکراتیک کنگو گل نزد و شماری از فرصتهای مناسب را از دست داد. پس از مسابقه انتقادها در پرتغال شدت گرفت و حتی برخی خواستار نیمکتنشینی او شدند.
مسابقه برابر ازبکستان، از این نظر، تنها دومین بازی مرحله گروهی نیست؛ فرصتی برای پاسخ رونالدو به منتقدان و اثبات این موضوع است که همچنان میتواند در برنامه اصلی پرتغال نقش مؤثری داشته باشد.
تفاوت وضعیت او با مسی نیز قابل توجه است. مسی با عقب آمدن در زمین و مشارکت در
طراحی حمله میتواند از راههای متفاوتی بر مسابقه اثر بگذارد. رونالدو در سالهای اخیر بیشتر به مهاجمی داخل محوطه تبدیل شده است؛ بازیکنی که برای گلزنی به ارسال مناسب، پاس نهایی، و حضور در فضای درست وابسته است.
اگر پرتغال نتواند توپ را با کیفیت لازم به محوطه جریمه برساند، نقش رونالدو محدود میشود. بنابراین بحث درباره عملکرد او فقط به آمادگی جسمانی یا توان گلزنی مربوط نیست؛ بلکه پرسشی تاکتیکی نیز هست: آیا استفاده ثابت از رونالدو همچنان بهترین راه برای بهرهگیری از مجموعه استعدادهای پرتغال است؟
روبرتو مارتینس و بازیکنان پرتغال از کاپیتان تیم دفاع کردهاند. آنها بر تجربه، انگیزه و تأثیر روانی رونالدو تأکید میکنند. اما در جام جهانی، گذشته پرافتخار به تنهایی تضمینکننده جایگاه فعلی نیست. مسابقه با ازبکستان میتواند مسیر روایت آخرین جام جهانی رونالدو را تغییر دهد.
یامال و نسل آینده
لامین یامال، جوانترین چهره این رقابت بزرگ، با شرایطی متفاوت وارد جام شد. مصدومیت و دوری از مسابقات باعث شد او در آغاز رقابتها از آمادگی کامل برخوردار نباشد. اسپانیا در غیاب یا محدودیت حضورش برابر کیپورد بدون گل متوقف شد، اما یامال در بازی بعدی مقابل عربستان به ترکیب اصلی بازگشت و گل نخست پیروزی چهار بر صفر تیمش را زد.
یامال فعلاً از نظر تعداد گل با مدعیان کفش طلا فاصله دارد، اما ارزش او تنها با آمار گلزنی سنجیده نمیشود. توانایی عبور از مدافع مستقیم، خلق موقعیت، تغییر ریتم بازی، و باز کردن دفاعهای متراکم، او را به یکی از کلیدیترین بازیکنان اسپانیا تبدیل کرده است.
او در ۱۸سالگی نخستین گل جام جهانی خود را زده است؛ در سنی که مسی هنوز نخستین فصلهای حضورش در فوتبال بزرگسالان را پشت سر میگذاشت. با این حال، مقایسه یامال با مسی هنوز باید با احتیاط صورت گیرد. فوتبال بارها شاهد جوانانی بوده که آیندهای خیرهکننده برایشان پیشبینی شده، اما مسیر حرفهای آنها تحت تأثیر مصدومیت، فشار روانی، یا تصمیمهای نادرست تغییر کرده است.
یامال شاید در این دوره مدعی اصلی کفش طلا نباشد، اما میتواند یکی از نامهایی باشد که در جامهای جهانی آینده جای مسی و رونالدو را در مرکز توجه جهانی بگیرد.
مدعیان پشت سر ستارهها
تمرکز رسانهها بر مسی، امباپه و هالند نباید باعث نادیده گرفتن دیگر گلزنان شود. دنیز اونداف از آلمان و جاناتان دیوید از کانادا هر کدام سه گل زدهاند و با یک مسابقه پُرگل میتوانند خود را به صدر نزدیک کنند.
در گروه بازیکنان دوگله نیز نامهای مهمی دیده میشود: هری کین، وینیسیوس جونیور، ماتئوس کونیا، کای هاورتس، میکل اویارزابال، و کودی خاکپو. هریک از این بازیکنان در تیمی حضور دارند که امکان صعود به مراحل بالای مسابقات را دارد و همین موضوع شانس آنها را زنده نگه میدارد.
هری کین بهطور ویژه نباید نادیده گرفته شود. او پنالتیزن اول انگلیس و یکی از باتجربهترین مهاجمان این رقابتهاست. کین در صورت پیشروی انگلیس میتواند به سرعت فاصله خود را با صدر کاهش دهد.
میکل اویارزابال نیز شاید کمتر از یامال مورد توجه رسانهها باشد، اما حضور در نوک حمله تیمی موقعیتساز مانند اسپانیا، او را به گزینهای جدی برای افزایش شمار گلها تبدیل میکند.
جام جهانی ۴۸تیمی و مسئله تورم آمار
یکی از بحثهای مهم درباره شروع پُرگل ستارهها، تأثیر افزایش تعداد تیمهای جام جهانی از ۳۲ به ۴۸ تیم است. منتقدان میگویند حضور تیمهایی که تجربه کمتر و کیفیت پایینتری دارند، فرصت گلزنی بیشتری در اختیار قدرتهای بزرگ قرار داده است.
این انتقاد کاملاً بیاساس نیست. جام جهانی جدید ۱۲ گروه چهارتیمی دارد و ۳۲ تیم به مرحله حذفی میرسند. تیمهای فینالیست اکنون میتوانند هشت مسابقه انجام دهند؛ که یک بازی بیشتر از قالب پیشین است.
افزایش تعداد مسابقات بهخودیخود امکان شکسته شدن رکوردهای گلزنی را بیشتر میکند. علاوه بر آن، تفاوت کیفیت میان بعضی تیمها میتواند به نتایج یکطرفهتر منجر شود.
در پنج دوره پیشین، کلوزه و توماس مولر با پنج گل، خامس رودریگس و هری کین با شش گل، و امباپه با هشت گل کفش طلا را بردند. مسی اکنون تنها پس از دو بازی به عدد نهایی آقای گل جامهای جهانی ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ رسیده است.
اما تقلیل تمام موفقیتها به ضعف حریفان نیز منصفانه نیست. گلزنی در جام جهانی، حتی برابر تیمهای کمتجربهتر، به تمرکز، کیفیت فنی، و تحمل فشار نیاز دارد. بسیاری از مهاجمان بزرگ در طول تاریخ برابر حریفان ضعیفتر نیز موفق به گلزنی نشدهاند.
معیار دقیقتر این است که رکوردهای دوره ۴۸تیمی را در بستر جدید خود بررسی کنیم. همانگونه که مقایسه مستقیم آمار فوتبال امروز با دوران جامهای جهانی ۱۶ یا ۲۴تیمی همیشه کامل و عادلانه نیست، رکوردهای قالب جدید نیز باید با توجه به تعداد بازیها و سطح متفاوت رقابت تحلیل شوند.
رقابتی میان گذشته، حال و آینده
هنوز برای پیشبینی برنده کفش طلا زود است. یک مصدومیت، حذف غیرمنتظره یا حتی یک مسابقه پُرگل میتواند جدول را کاملاً تغییر دهد. اما تا همینجا یک موضوع روشن است: جام جهانی ۲۰۲۶ تنها درباره قهرمان نهایی نیست؛ درباره مسابقه ستارگانی است که هر یک با زمان، تاریخ و میراث خود رقابت میکنند.
جام جهانی ۲۰۲۶ تاکنون بیش از آنکه رقابت تیمها باشد، به صحنه برخورد نسلها تبدیل شده است.
مسی در آستانه ۳۹سالگی رکوردی را شکسته که دستنیافتنی به نظر میرسید. امباپه در ۲۷سالگی تنها دو گل با او فاصله دارد و شاید در همین مسابقات یا جامهای بعد از او عبور کند. هالند نخستین جام جهانیاش را با چهار گل آغاز کرده است، و یامال در ۱۸سالگی نخستین نشانههای ظهور نسل بعدی را نشان داده است. رونالدو نیز در ۴۱سالگی برای آن تلاش میکند که آخرین فصل حضورش در بزرگترین صحنه فوتبال، با ناکامی و انتقاد به پایان نرسد.
هنوز برای پیشبینی برنده کفش طلا زود است. یک مصدومیت، حذف غیرمنتظره، یا حتی یک مسابقه پُرگل میتواند جدول را کاملاً تغییر دهد. اما تا همینجا یک موضوع روشن است: جام جهانی ۲۰۲۶ تنها درباره قهرمان نهایی نیست؛ درباره مسابقه ستارگانی است که هر یک با زمان، تاریخ و میراث خود رقابت میکنند.
مسی میخواهد آخرین رکوردهای باقیمانده را به نام خود ثبت کند. امباپه میخواهد نشان دهد جانشین بزرگترین ستاره نسل گذشته است. هالند میخواهد نخستین حضورش را به نقطه آغاز یک دوران تبدیل کند. یامال آینده را نمایندگی میکند. و رونالدو برای پایان شایسته گذشته میجنگد.
در چنین شرایطی، شاید کفش طلا فقط یک جایزه فردی نباشد؛ نمادی باشد از اینکه قدرت اصلی فوتبال جهان، در پایان این جام، در اختیار کدام نسل قرار گرفته است.