لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۴۰

هواپیمایی که پیش از بلند شدن، نمی خزد. یک باره و با شتاب شگرفی از زمین برمی خیزد. مسافرانش جلیقه برتن دارند و کلاه برسر. هواپیما عایق بندی نشده؛ نه در برابر صدا و نه در برابر سرما. این هواپیما، گروهی خبرنگار را از بحرین- محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا- به مقصدشان رساند و بازگرداند؛ سفرِرفت، ساعتی به طول انجامید و سفرِ بازگشت، دو ساعت. مقصد: ناو هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا، ناوی به نام ابراهام لینکلن؛ مشهور به سی.وی.ان.۷۲.
چند هفته پیش- درنیمۀ ماه فوریه- گروه بیست و چند نفره خبرنگاران رسانه های گوناگون، در آستانۀ اندوختن تجربه ای غریب و استثنائی بودند؛ حضور بر عرشه ناو و تماشای عبور آن از تنگۀ هرمز. گیتا آرین- خبرنگار صدای آمریکا در وزارت امورخارجۀ این کشور- یکی از این خبرنگاران بود. با حکایت او همراه شدیم تا از اوج آسمان تا عمق دریا را حس کنیم.


بحرین، بدوِ ماجرایی بدیع
کوشش نیروهای دولتی بحرین برای مبارزه با مخالفان، جو امنیتی سنگینی بر شهر حاکم کرده بود. پلیس ضد شورش در شهر مستقر بود و سعی داشت امنیت را برقرار کند.
دو روز نخست اقامت در بحرین، شامل شرکت خبرنگاران در جلسات توجیهی و پرسش و پاسخ در خصوص مأموریت ناو و اهداف ارتش آمریکا بود.
هدف این مأموریت، گذر از تنگه هرمز بود. ناو ابراهام لینکلن، با خشکی بحرین، به اندازه پروازی یک ساعته فاصله داشت. گیتا آرین همراه با همکاران رسانه ای خود از صدای آمریکا و ده مؤسسۀ خبررسانی دیگر بود. هر مؤسسه، دو یا سه نفر را- برای تهیۀ خبر، عکس و فیلم، راهی ناو کرده بود.
از بحرین اما، بخش اصلی سفر آغاز شد؛ هواپیمای بی عایق، سرد و سریع، از زمین بلند شد. شتاب برخاستن از زمین، مسافران را به صندلی شان چسباند. تحمل صدا و سرما دشوار بود.
مقصد، ناو سی.وی.ان.۷۲ بود، ناوی که دو راکتور اتمی در آن مستقرند. این ناو عظیم- که هر بیست و پنج سال یک بار سوخت گیری می کند- دنیای عجیبی است. ناو لینکلن، در آبهای نیلگون خلیج فارس شناور است؛ آبهایی پاکیزه و درخشان که تنها هنگامی سبز به چشم می آیند که ناو، شتاب می گیرد. جایی از عرشه بی انتهای کشتی، سکویی است که محل آغاز یا انجام پروازهای هواپیماها است.
کشتی آرام و قرار ندارد. هیچگاه نمی خوابد. شیفتهای کار ناویها ( همۀ اعضای فعال در کشتی ناوی هستند) دوازده ساعته است. خوابگاههای سربازان ساده (صفر) بزرگ است و تختهای سه طبقه ای دارد که بسیار به هم نزدیک و فشرده، جای داده شده اند. در بزرگترین خوابگاههای سربازان ساده؛ صد سرباز جای می گیرند. خوابگاههای افسران اما، متفاوت است و شمار اندکتری از آنها در یک خوابگاه جای دارند. خوابیدن در این کشتی، دشوار است. صدای هواپیماها و صداهای فراوان دیگر، مدام در گوشند. یا باید به آنها خو کرد و یا نخوابید. برای گیتا، گزینه دوم اتفاق افتاد. صداها در خوابگاه کوچکی که به او- همچون خبرنگاران دیگر- داده بودند، به اندازه ای بلند و رسا بود که به او مجال استراحت شبانه نمی داد.
بیدارباش، پنج و نیم بامداد بود. صبحانه به دنبال آن، و آنگاه فعالیت مستمرّی که از ساعت شش و نیم رسماً برای خبرنگاران آغاز می شود.
فرمانده گروه ضربت نیروی دریایی آمریکا برای خبرنگاران شرح داد که مسیر ناو، از دریای مدیترانه تا هنگامی که کمترین فاصله را با ایران پیدا می کند، از نزدیکی جزیرۀ سیری و ابوموسی می گذرد، و با گذر از نزدیک جزیرۀ قشم، از تنگۀ هرمزعبور می کند.
این بار گذر از تنگۀ هرمز، در پی تهدید جهموری اسلامی به بستن آن انجام می شود.


احترام متقابل دریایی
کشتی های ایران و آمریکا تقریباً هر روز از کنار یا از برابر یکدیگر رد می شوند؛ این طبیعتِ ارتباط حرفه ای دریایی است و این عبور، به گونه ای حرفه ای انجام می گیرد. دو طرف، یکدیگر را شناسایی می کنند و هرکدام به راه خود می روند. در این میان، بی توجه به کشتی های نظامی، کشتی های کوچکِ حامل کالاهای قاچاق میان ایران و عمان، اغلب در رفت و آمدند. این عبور و مرور طبعاً غیرقانونی و از سویی دیگر خطرناک است و مایۀ نگرانی.
نیروی دریایی ایالات متحده، هدف حضور خود در این آبراه را تأمین امنیت آن می داند. در این حال، نیروی دریایی آمریکا از پدافند و امکانات نظامیِ دریایی ایران کاملاً آگاه است و برای حق حضور نظامی آن کشور در این آبراه و برخورداری از پدافند دریایی احترام قائل است.
نیروی دریایی آمریکا هدف از حضور در منطقه خلیج فارس را، به ویژه پس از سال ۲۰۰۰، این سه مورد می داند:
مبارزه با محدودیتهایی که ممکن است برای آمد و رفت ایجاد شود، مبارزه با تروریسم و مقابله با دزدان دریایی. جدا از اینها، حمایت از امنیت و کمک به تأمین نیازهای افغانستان نیز برای ایالات متحده مطرح است.
ناوهای آمریکا، درنزدیکی تنگۀ هرمز سرعت خود را افزون می کنند؛ و از آن زمان تا وقتی که از تنگه عبور می کنند، بیشترین سرعت را می گیرند.
بیست و پنج کشور در آبهای بین المللی این منطقه، نیروی مستقر دارند.


شش ماه روی آب
جدا از مأموریت نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس و آنچه خارج از ناو انجام می شود، زندگی برعرشه و درون این کشتی عظیم نیز عالمی دارد که گیتا آرین توانست چند روزی آن را تجربه کند.
تمامی اعضای خانواده ناو سی.وی.ان. ۷۲، ناوی – عضو نیروی دریایی آمریکا- هستند؛ از مستخدم تا فرمانده و پزشک . جالب آن است که در کنار ناخدای کشتی، همواره یک افسرخلبان- اما خلبان نیروی دریایی- حضور دارد. ناخدا، تصویر کلی مأموریت کشتی را در ذهن دارد و آن را در راستای مسیر معینش هدایت می کند، و افسری که کنار اوست، که در کنار ناخدای کشتی برای کسب این تخصص تکمیلی، دورۀ دو ساله ای را طی می کند، بر تمامی جزئیات دیگر- که فراز و فرود هواپیماهای سوار بر ناو را نیز در بر دارد- مسلط است.
همه نوع خوراک در کشتی در دسترس است. چهار آشپرخانه، مرتب فعالند. میوۀ تازه هر دو روز یک بار، از کشورهای اطراف، به ناو می رسد. داشتن یا مصرف الکل، مطلقاً ممنوع است. نظافت- و حتی رنگرزی برای تمیزی- مستمراً انجام می گیرد.
جوّ ناو، نظامی و منضبط است. شش ماه دوری از خانواده، و از آن مهمتر، قطع شدن ارتباط ناویها با دنیایشان، کار در ناو را دو چندان دشوار می کند. ناویها باید همه چیز را- ازغذا و یونیفرم تا کارت تلفنی که با آن بتوانند هفته ای یک بار با عزیزانشان تماس بگیرند- بخرند. چند اتاق کامپیوتر در کشتی هست که هراز گاه می توانند از آنها استفاده کنند. تلویزیون، یعنی کانال نیروی دریایی، که آن هم برنامه های خیلی متنوعی پخش نمی کند و برخی برنامه های تلویزیونی را ضبط می کند و آنها را روی آنتن می فرستد.
در جای جای کشتی- هرجا که فضای اندکی هست- وسایل ورزشی جای داده شده. و البته، جای هواپیماها نیز در ناو محفوظ است!
دو فروشگاه- که محصولاتی که عرضه می کنند محدود است- در ناو هست. کلیسایی دارند و چهار کشیش و مراسم نیایش یکشنبه برای آنان که خواهان آنند. گیتا در مورد مذاهب دیگر از یکی از کشیشان پرسید. پاسخ این بود که او تاکنون دوازده مسلمان در کشتی یافته ومی کوشد آنها را گرد آورد.
در کشتی کتابخانه ای هست، نیز بهداری مجهزی که به اتاق عمل نیز مجهز است، و پنج پزشک در آن فعالند، که یکی از آنها زن است. او یکی از هفتصد و هفتاد زنی است که در ناو لینکلن مشغول خدمتند. این ناو، درمجموع ۴۵۰۰ تن پرسنل دارد. ناو هواپیمابر ابراهام لینکلن- که سوخت آن، چون برخی دیگراز ناوهای هواپیمابر آمریکا هسته ای است- محلی مناسب برای تعلیم و تمرین حرفه های گوناگون است.


باز بحرین...و بازگشت
گیتا آرین نقل می کند که در پی خروج از هواپیمایی که خبرنگاران را از ناو به خشکی بحرین رساند؛ تقریباً تمامی آنها بی درنگ تلفنهای همراه خود را روشن کردند و مشغول تماس با محل کارشان شدند. دو روز دوری از دنیا، تجربه دشواری بود. دو روزی اما، که نقطۀ عطفی در زندگی حرفه ای هر خبرنگاری تلقی می شود. بازگشت این خبرنگار به صدای آمریکا، با حکایت او از این سفر و عکسهایی که خودش گرفته، ماندگار می شود.

XS
SM
MD
LG