لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۵:۵۰

مقاله زیر را یووال استاینیتز، وزیر اطلاعات اسرائیل در روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرده که روز دوشنبه چاپ شده است.

اورشلیم - اسرائیل عمیقا نگران مسیر مذاکرات اتمی در حال انجام، با ایران است. گفتگوها به ویژه درمورد مسئله اصلی غنی سازی اورانیوم، به سمت غلطی پیش می رود.
هرچند ایران اخیرا لحن خود را تغییر داده، اما از زمانی که حسن روحانی، رئیس جمهوری که به نرمی سخن می گوید، افسار قدرت در ایران را از محمود احمدی نژاد پرخاشگر گرفت، تغییری در ماهیت [برنامه اتمی ایران] به وجود نیامد است.

هیچ کدام از دو دولت [احمدی نژاد و روحانی] از اصرار بر این دو موضوع کوتاه نیامدند که ایران باید بیشترِ ۹۴۰۰ سانتریفیوژ فعال خود را برای غنی سازی اورانیوم نگه دارد، و همچنین راکتور تقریبا کامل شده اراک را که می تواند در آینده پلوتونیوم تولید کند، حفظ کند.

ایران شعارهای ضد غربی آتش افروز خود را ملایم کرده و در مسائلی که اهمیت کمتری دارند تا حدی انعطاف نشان داده است، اما ما نباید فریب این ژست ها را بخوریم. رئیس جمهور اوباما باید پای حرف خود بایستد که نرسیدن به توافق بهتر از رسیدن به یک توافق بد با ایران است.

اسرائیل همچنین نگران آن است که هزینه کمپین در حال انجام علیه «دولت اسلامی» (داعش)، تلاش حیاتی علیه برنامه اتمی ایران باشد.

نبرد با «دولت اسلامی» حیاتی است و اسرائیل بدون هیچ ابهامی از تلاش جهانی برای جلوگیری از تشکیل یک خلافت جدید اسلامی در خاورمیانه حمایت می کند. اما حتی مهم تر [از آن کمپین]، این است که از دستیابی جمهوری تاسیس شده اسلامی ایران - با سابقه بدنام خود در زمینه های حمایت از گروه های تروریستی، نقض حقوق بشر، درخواست برای نابودی اسرائیل و دروغگویی بی شرمانه درباره برنامه اتمی اش به مدت حدود ۲۰ سال - به توانایی سلاح هسته ای جلوگیری کنیم.

بسیاری از کارشناسان می گویند به خاطر اینکه توافق با ایران لزوما شامل برخی محدودیت ها درمورد پروژه اتمی ایران می شود، یک توافق ناقص بهتر از نبود توافق است. آنها اشتباه می کنند.

اشتباه آنان به این دلیل است که ایران هم اکنون پیشرفت قابل توجهی در تلاشش برای پیشروی به سمت تسلیحات اتمی داشته است. هر توافقی که به ایران اجازه دهد در محدوده فعلی پرواز کند، مشابه اتفاقی خواهد بود که پس از توافق سال ۲۰۰۷ با کره شمالی رخ داد، که بخش های زیادی از قابلیت های اتمی پیونگ یانگ را دست نخورده باقی گذاشت و به کره شمالی امکان داد سال های بعد چندین بمب اتمی تولید کند. تحت چنین شرایطی، هیچ چیز ملاهای ایران را از فرود در مقصد نهایی خود، زودتر یا دیرتر، باز نمی دارد.

دوم اینکه یک قرارداد معیوب، به ایران، در ازای بدست آوردن هیچ چیز[برای طرف مذاکره کنند] مزایایی کاربردی می دهد. در ازای کاهش غیرقابل توجه و موقت قابلیت های غنی سازی اورانیوم، ایران پس از برداشته شدن تحریم ها سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار بدست می آورد، برای فعالیت های غنی سازی اورانیوم مشروعیت رسمی بدست می آورد، و به رغم سابقه تقلب و پنهانکاری، قابلیت تولید تسلیحات اتمی را در زمانی که آن را مناسب بداند برای خود حفظ می کند.

سه عامل، تعیین کننده ی «زمان گریز هسته ای» است که ایران برای تولید تسلیحات اتمی به آنها نیاز دارد: کمیت، کیفیت و باقی مانده سانتریفیوژ های فعال، میزان اروانیوم غنی شده ۳.۵ درصدی که اجازه می یابد ذخیره کند، و سرنوشت نهایی سانتریفیوژ های باقی مانده و تاسیسات آنها. جامعه جهانی باید درباره این مسائل بنیادین به طور تمام و کمال با شفافیت بداند.

و آخر، یک توافق بد، مسیر اشاعه اتمی و منادی طلوع مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه بی ثبات خواهد بود. کشورهای دیگر منطقه به سرعت به سمت ایجاد برنامه های غنی سازی مشابه می روند، و جامعه جهانی دیگر نخواهد توانست با آنها با وجدانی آسوده مخالفت کند، و این به شدت خطر افتادن تسلیحات اتمی به دست رادیکال های اسلامگرا را افزایش می دهد.
این [مسائل] مذاکره کنندگان را در حقیقت تنها با دو گزینه واقعی در این زمان روبرو می کند: یک توافق بد، یا اصلا هیچ توافقی. به جز در صورتی که موضع ایران در مذاکرات به طور غیرقابل منتظره ای تغییر کند، احتمال رسیدن به یک توافق خوب قبل از ضرب الاجل ۲۴ نوامبر(۳ آذر ماه) صفر است.

انتخاب گزینه «عدم توافق» به احتمال زیاد فشار بیشتری را - از جمله تحریم های جدیدتر - روی ایران می آورد و در نتیجه ممکن است مسیر برای توافق بهتری را در آینده ایجاد کند.

ایستادن پای اصول باعث می شود که یک پیام روشن به رهبران در تهران منتقل شود که تنها راه فرار از فشار های رو به افزایش از طریق مصالحه های ضروریِ قابل توجه خواهد بود.

نرسیدن به توافق اتمی در این مرحله به معنی شکست نیست. حتی می تواند به معنی یک موفقیت شایسته تلقی شود، از آنجایی که بیانگر یکپارچگی جامعه بین المللی در پایبندی به اصول است، و نه اینکه آینده امنیت جهانی، قربانیِ هواس پرتی با جنگ با ارزش با تروریست های «دولت اسلامی» شده است.

هزینه جنگ ۲۰۰۳ در عراق [نپرداختن به] یک خطر بزرگتر بود: پروژه اتمی ایران که آن زمان تنها در مرحله جنینی بود. جامعه بین المللی نباید این اشتباه را دوباره در سال ۲۰۱۴ تکرار کند. جمهوری اسلامی ایران همچنان مهمترین تهدید در جهان است. ما باید تضمین کنیم که [جمهوری اسلامی] هیچوقت به تسلیحات اتمی دست پیدا نمی کند.

XS
SM
MD
LG