لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ایران ۰۵:۴۱

ایشان تارور، نویسنده واشنگتن پست در وبلاگ «ورلد ویوز» (یا نگاه به جهان ) سایت این نشریه، می نویسد: دیر زمانی ست که ایران در چشم غرب حکم لولوی آدمی‌خوار یافته است. سرزمین گروگان گیری و روسری. یکی از سه محور شرارت. رهبرانش سودای شکست اسرائیل، کشورمتحد آمریکا را دارند. ملاهایش، به گفته منتقدان، طراحان ترور و تفوق‌جویی در منطقه اند.

درحالی که دیپلمات های ایرانی و همتایان بین المللی شان در مذاکرات وین درگیر تدوین توافقی نهایی درمورد برنامه اتمی تهرانند، حامیان این مذاکرات امیدوارند که تغییری در این روایت مسلط از ایران ایجاد شود.

به نظر آنان، نزدیک شدن ایران و آمریکا می تواند نویدبخش دوران تازه ای از مناسبات آمریکا در خاورمیانه باشد. کمترین فایده آن می تواند زدودن هراس از حمله نظامی آمریکایی دیگری در منطقه باشد.

اما این سوأل که آیا این توافق نگرش غرب به ایران را تغییر خواهد داد یانه، مسئله دیگری است.

اصولاً هر جامعه یا فرهنگی به نحوی کلیشه پردازی می شود. اما ایران حتی پیش از تأسیس جمهوری اسلامی درسال ۱۳۵۷، از قربانیان نمایان این کلیشه سازی بوده است. بخشی از آن به دلیل تاریخ ایران است. ایران به عنوان وارث امپراتوری باستانی پارس، آن دیگری، آن«غیرخودی» ای ست که از عهد کلاسیک باستان غرب و با جنگ‌های مشهورش با دولت - شهرهای یونان، دشمن «غرب» صوری بوده است. در قرن هجدهم، برخی نویسندگان و اندیشه‌مندان اروپایی تصویری «منحط» و «مستبد» از ایران رواج دادند تا از آن به عنوان ابزاری تمثیلی برای انتقاد از جوامع خود استفاده کنند. یک قرن بعد، با به قدرت رسیدن امپراتوری های اروپایی، کلیشه های شرق- شناسان محکم تر شد و در خدمت تقویت حس خود برتربینی معنوی و نژادی غرب قرار گرفت.

حتی امروز هم در جریان مذاکرات هسته ای با ایران، بسیاری از این استعاره های مجازی سر به درآورده‌اند. در سال ۲۰۱۳، وندی شرمن، که خود مقام ارشد در هیئت مذاکره کننده و از مسئولان ارشد وزارت خارجه امریکاست، در توضیحاتی که در برابر کنگره ارائه داد، توصیه کرد که در معامله با رژیم ایران باید بسیار محتاط بود زیرا «ریاکاری در دی ان اِ آنهاست.» این نظرات، که خشم تهران را برانگیخت، حرکتی بود ناشی از تصور بس قدیمی تر غربیان از ایران به عنوان شیادان«مکار»ی که نمی توان به آنان اعتماد کرد.

شرمن بی شک در ارائه این کلیشه سازی تنها نیست. مخالفان او در مذاکره با ایران نیز همین کار را کرده اند. سال گذشته نشریه وال استریت جورنال در سرمقاله ای درمورد «چانه زدن در بازاری خاورمیانه‌ای» و «سوار شدن بر قالی پرنده ایرانی» هشدار داده بود. آوریل امسال، مایکل اورن، سفیر پیشین اسرائیل در آمریکا، در باره حیله های زیرکانه فرش فروشان ایرانی دست به پریشان گویی ای زد که خون را در رگ ها به جوش می آورد.
اورن نوشت: «ایرانیان تنها در فروش فرش مهارت ندارند» و سپس این استعاره زمخت را، به تیغی فرسوده آراست: «آنها تاجران ترور و تهدید متحدان آمریکا هم هستند.»

ارزیابی های دیگری نیز در همین معنی هستند که در همین دام می افتند. اوایل همین هفته بود که جیمز استاوریدیس، ادمیرال بازنشسته و مقام ارشد ناتو و رئیس دانشکده حقوق و دیپلماسی فلچر، با بزرگ‌ ترین قلم مویی که می توانست بیابد، تصویری از رژیم ایران را رنگ آمیزی کرد. او نوشت: «استراتژی ژئوپلیتیک تهران مستقیماً از الگوی سه امپراتوری نخستین پارسی، که یک هزار سال به طول انجامید، گرفته شده است.»

تعجبی ندارد که این نگرش به ایران به عنوان سرزمینی مرموز که زیر بار منت گذشته اش (و انبار عظیم فرش هایش) خم شده، برخی ناظران را بیازارد.

نگار مرتضوی، روزنامه نگار ایرانی- آمریکایی به بخش «ورلد ویوز» واشنگتن پست گفت: «ایران تمدنی باستانی و فرهنگی غنی است و بی تردید در تاریخ کهن خود ریشه دارد. اما کلیشه سازی از ایران و ایرانیان مدرن برپایه آنچه هزار سال پیش رخ داده، نادرست است.»

مرتضوی می گوید نظیر چنین ارزیابی ساده انگارانه و افراطی را هرگز درباره متحدان آمریکا نمی‌شنوید. آیا ما به اروپای امروز به صورت سرزمین وایکینگ ها نگاه می کنیم؟ نه. آیا به عربستان سعودی از عینک امپراتوری اسلامی ای که دنیا را در تصرف خود داشت نگاه می کنیم؟ نه.»

آرش کرمی، دبیر بخش ایران در سایت المانیتور این نظر را که «ایران تنها به دلیل تاریخی که دارد، در خاورمیانه بلندپروازی امپریالیستی دارد» رد می کند. او می‌افزاید «آگاهی بیشتر ایرانیان از هخامنشیان باستان یا صفویه قرون وسطی بسیار مبهم است.»

این کلیشه پردازی ها گویی در جهت پشتیبانی از نظرگاه برخی «عقاب» های آمریکایی ست که برآنند که ایران دولت - بازیگر عقلانی و نرمالی نیست. منتقدان جمهوری اسلامی البته هیچ اشکالی در این نظرگاه نمی بینند. اما سابقه این گونه شخصیت سازی ها را در دوران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و فروپاشی روابط ایران و آمریکا نیز می توان یافت.

مجله «تایم» در مقاله ای که در ژانویه ۱۹۵۲(دی ماه ۱۳۳۰) نوشته، محمد مصدق، نخست وزیر ایران را که از طریق دمکراتیک انتخاب شده بود، به عنوان «مردسال» برگزید. اما این گزینش جنبه ستایش نداشت. بلکه به طرزی تمسخرآمیز ایران را «سرزمینی کوهستانی بین بغداد و دریای خاویار[به جای خزر]» توصیف کرده بود. و تا آنجا پیش رفته بود که هم به برنامه مصدق برای ملی کردن صنعت نفت ایران- که به بهای ازبین رفتن منافع آمریکا و بریتانیا تمام می‌شد- و هم به شخصیت خود مصدق حمله کرده بود.

تایم این سیاستمدار ایرانی را رسماً «پیر جادوگر عجیب و غریب» خوانده بود.
سال بعد، حاصل همکاری یاران دبیران تایم در «آیوی لیگ»، با سی آی اِ(سیا) مدیریت کودتایی بود که مصدق را ساقط کرد، دموکراسی تازه پای ایران را درهم نوشت، و شاه را به عنوان مشتری آمریکا به ایران بازگرداند. خاطره آن واقعه هنوز منبعی اطلاعاتی برای بحث های سیاسی درون ایران است، اما در غرب اثری ازآن دیده نمی شود.

کرمی می گوید «در رسانه های آمریکایی، ایرانیان با به گونه «شطرنج بازانی حرفه ای» و حسابگر تصویر می شوند که به غربی های پاکدل کلک می زنند» ویا «شلخته های احمقی» هستند که کینه «حکومت غرب بر خاورمیانه» را در دل دارند.

نویسنده مقاله واشنگتن پست می نویسد، بی تردید درباره وضع سیاسی موجود ایران امروز نکات منفی بسیاری می توان برشمرد. حکومتی مذهب سالار و سرکوبگر که مخالفان را سرکوب می کند، روزنامه نگاران را به زندان می اندازد و عملا از نایبان مسلحش در نقاط دیگر خاورمیانه حمایت می کند. اما لازم نیست از گزنوفون و موریه آغاز کنید تا به اینها برسید.

کیا مراکشی، دبیر خبری نشریه «ونیتی فر» می گوید: «اگر می خواهید درباره کشوری با ۷۷ میلیون جمعیت بنویسید و به جای داشتن درکی جدی از سیاست و فرهنگ آن کشور، از استعاره ها و نشان‌گرهای «علاءالدین و چراغ سحرآمیز» مدد بگیرید، بهتر است ننویسید و این کار را به کسی دیگر واگذارید.»

• ایشان تارور نویسنده واشنگتن پست در زمینه امور و روابط خارجی ست. او پیشتر از دبیران ارشد مجله تایم بوده و پس از هنگ کنگ، اکنون در نیوبورک زندگی می کند.

XS
SM
MD
LG