لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۳:۵۴

پیش زمینه: جنگ جهانی دوم به پایان رسیده. متفقین نیرو، تجهیزات و ادوات جنگی خود را از ایران خارج کردند... غیر از یکی: اتحاد جماهیر شوروی هنوز دو سال پس از جنگ برخی ساختمانهای فرودگاهها، انبار نفت و تأسیسات رادیوئی در تبریز و مشهد را در اشغال دارد.

ارزیابی وضعیت کشور میزبان از وظائف یک سفیر دیپلماتیک در کشور مورد مأموریت هست... ارزیابی همه جانبه...اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و غیره. سفیر، ارزیابی و نظرات خودش را در مکاتبات دیپلماتیک به مرکز(وزارت خارجه)کشور متبوع خود ارسال میکند.

اخیراً وزارت خارجه آمریکا بخش دیگری از اینگونه مکاتبات را در مورد خاورمیانه که مربوط به سالها ۱۹۴۶ و ۱۹۴۷ میلادی( ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ خورشیدی) میشود در دسترس عموم قرار داد. کنجکاوی من را به خواندن بعضی از این مکاتبات کشاند...آنهم طبیعتاً بخش مربوط ایران. شاید نیمی از مکاتبات منتشر شده مربوط به اتحادجماهیر شوروی میشود که میخواست در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، برای خود جای پایی در ایران باز کند، و بقیه مربوط به اغتشاشات در استان آذربایجان... آنهم باز به دست روسها.

در آن سالها، جیمز بایرنز، وزیر خارجه وقت آمریکا ، و جورج الن(Allen)، سفیر او در ایران بودند. در بسیاری از این مکاتبات الن خبر از این میدهد که دولت احمد قوام تحت فشار اتحاد جماهیر شوروی است تا امتیاز نفت در دریای مازندران را بگیرد. در نامه ای به بایرنز، سفیر از محمد رضا شاه پهلوی نقل قول میکند که حسن علاء، سفیر وقت ایران در آمریکا، از شاه خواسته به هیچ وجه به فشار شوروی برای امضای قرارداد دو جانبه تن در ندهد. الن از شاه نقل قول میکند که اگر هم قرار باشد چنین قراردادی بسته شود، میخواهد طوری تنظیم شود که پس از دو سال حوزه تحت اختیار شوروی بسیار بسیار محدود شده، آنهم فقط در اطراف گرگان. شوروی میخواست قرارداد ۵۰ ساله و ۵ استان شمالی را در بر بگیرد. شاه به سفیر آمریکا گفته بود که "جولان دادن" متخصصین شوروی در ۵ استان کشور برایش غیرقابل تصور هست و ترجیح میدهد قراردادی منعقد نشود.

سفیر آمریکا در نامه ای به تاریخ ۱۱ ژانویه ۱۹۴۷، که مهر محرمانه هم داشته، به رئیس خودش، یعنی وزیر خارجه، نوشته که جان له روژتل، سفیر بریتانیا در ایران، دو بار در مدت کوتاهی برای گفتگو به دیدن او رفته...گفتگو در مورد موضوعی که در دیدگاه دیپلمات انگلیسی "خطر شدید" محسوب میشود... و این خطر اینست که مجلس ایران حاضر شود به شوروی امتیاز نفتی دهد... یا به عبارتی دیگر، قراردادی را که قوام با شوروی جهت ایجاد شرکت نفتی مشترک منقعد کرد، تصویب کند.

هیأت ایرانی به ریاست قوام پیش از سفر به مسکو (اتحاد جماهیر شوروی)
هیأت ایرانی به ریاست قوام پیش از سفر به مسکو (اتحاد جماهیر شوروی)

قوام در سفری به مسکو این قرارداد را امضا کرده بود با آگاهی به اینکه نه مجلس آن را تصویب خواهد کرد و نه شاه موافق آن بود.

سفیر آمریکا به وزیر خارجه بنقل از سفیر بریتانیا نوشته " اگر ایران، آنگونه که هم اکنون برخی ایرانیهای ضد شوروی مایلند، دادن هرگونه امتیاز نفتی به اتحاد جماهیر شوروی را در جا رد کنند، اشتباه بزرگی خواهد بود." سفیر آمریکا که با همتای بریتانیائی خود هم نظر بود خطاب به وزیر خارجه آمریکا نوشته "من به شاه و قوام اطلاع داده ام که ایالات متحده بطور اصولی اعتراضی به علاقه شوروی به نفت در شمال ایران ندارد و قبول دارد که از نقطه نظر اقتصادی و جغرافیائی مشتری نفت شمال ایران اتحاد جماهیر شوروی است."

بنظر سفیر آمریکا محمد سعید، نخست وزیر پیشین ایران در رد ایده امتیاز نفتی دادن به شوروی اشتباه کرده بود و شاید همین باعث برکناری او توسط عوامل همسایه کمونیست شمالی شده بود. تفسیر الن از اینکه چرا بریتانیا نگران رد این امتیاز بود، قابل توجه هست: "بریتانیایی ها امیدوارند اتحاد جماهیر شوروی امتیاز نفتی در ایران بگیرد زیرا فکر میکنند امتیاز خودشان امن تر خواهد شد و هیچ دولت آینده ایران نخواهد توانست نفت کشور را با وجود امتیازهایی در دست دو کشور، ملی کند."

سفیر آمریکا نوشته که بنظر او تأمین منافع سیاسی و اقتصادی ایران برای بریتانیایی ها بی اهمیت هست: "این موضع، در واقع، یعنی بازگشت به سیاست سال ۱۹۰۷ است: نادیده گرفتن منافع کشور دیگر به نفع تأمین خواستهای قدرتهای بزرگ." الن به وزیر نوشته که لندن انتظار داره واشنگتن هم موضع مشابه بگیرد اما "اگر ما اینکار را کنیم ایرانی ها احساس خواهند کرد هیچ کس از آنها پشتیبانی نمیکند و باید تقریباً هر آنچه شوروی ها میخواهند به شوروی ها داد. بنظر من بهترست ما همان موضعی را که بالا شرح دادم حفظ کنیم."

در همین مکاتبه، سفیر آمریکا در ایران به رئیس خود نوشته عملکرد چند ماه گذشته شوروی در مورد نفت، اعتماد ایرانیها را نتوانسته جلب کنه : "قول تسلیم پیشنهاد نفت به مجلس در آوریل گذشته از قوام درحالی گرفته شد که نیزه به شقیقه اش گذاشته بودند." الن میگوید شاید شوروی ها توافق ۵۰-۵۰ خاویار را مد نظر دارند و میخواهند آنرا تکرار کنند. اینطور که سفیر آمریکا در نامه توضیح داده اگر شوروی ها سهم ۵۰-۵۰ از نفت ایران میخواستند "پول آن به روبل روسیه و آنهم بلوکه شده به نرخ تصنعی در مسکو و بدون هیچ ارتباطی با نرخ جهانی ارز داده میشد. تلاش ایران برای خرج آن روبل ها بی فایده می بود.

چنین امتیازی، بجای آنکه سود ده باشد حتی هزینه های عمران و توسعه را پوشش نخواهد داد و احتمال دارد ایران ناچار شود خود سرمایه گذاری کند در حالیکه نفتش را هم از دست داده است". بنوشته سفیر آمریکا در صورت تحقق این قراردادی میان دو دولت میشد و اگر کسی در دولت ایران جرأت میکرد سؤالی در مورد منافع ایران کند، به فهرست سیاه کرملین اضافه میشد. در جائی دیگر در همین نامه، سفیر آمریکا گفته نگران این نیست که مجلس ایران درجا پیشنهاد دادن امتیاز نفت به شوروی را رد کند بلکه نگرانست که "مجلس به شروطی تن در دهد که به ضرر منافع و حاکمیت ایران باشد." جورج الن، سفیر آمریکا در ایران، گزارش خودش به وزیر خارجه آمریکا در این مورد را با این تمام میکند که شوروی دولتی دارد که نقض حاکمیت کشور دیگری برایش اهمیت ندارد و با وجودیکه شرکتهای نفتی، هوانوردی بخش خصوصی و غیره میتوانند در ایران مطابق با قوانین آن کشور کار کنند، "شاید ایران که کشوری کوچک و ضعیف است نتواند از منافع مردم که بهره بری از عایدات این ذخیره طبیعیست دفاع کند...هر قدر هم در تنظیم قرارداد هوشیارانه عمل کند."

۷ ماه پس از این نامه، مجلس ایران پیشنهاد تشکیل شرکت نفتی ایران- شوروی و به تبع آن دادن امتیاز نفت شمال ایران به آنکشور را رد کرد.

و در یکی دیگر از نامه های سفیر به وزیر خارجه آمریکا آقای الن نوشته شاه درخواست وام دارد تا هزینه تأمین رفاه مردم کند و کشور را بسازد.

بعد از خواندن این مکاتبات تجاوز آشکار امروز ولادیمیر پوتین به اوکراین و قبل از آن گرجستان جلوی چشمانم آمد. اگر ایران سابق پشتیبانی ثابت قدم آمریکا را نداشت، شاید پس از چندی "ایرانستان" میشد و بعد...

  • 16x9 Image

    گیتا آرین

    خبرنگار ارشد بخش فارسی صدای آمریکا، عمدتا ً متمرکز بر خبرهای مربوط به حوزه سیاست خارجی او حرفه خبرنگاری را از سال ۱۳۶۶ با کار در رادیو شروع کرد و در سال ۱۳۸۳ به صدای آمریکا پیوست.

XS
SM
MD
LG