لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۲۴

دیدگاه: جمهوری اسلامی ایران و دولت اسلامگرای ترکیه، در رقابت آشتی‌ناپذیر رهبری اسلامی


دیدار روحانی و اردوغان روسای جمهوری ایران و ترکیه

نوشتۀ: کمال اجوت – استانبول

کوتاه مدتی پس از بروز بحران در روابط عربستان سعودی با قطر، و مطرح شدن اتهامات تروریست پروری علیه خاندان شیخ تمیم بن حمد آل ثانی که تحریم آن امیرنشین توسط چند کشور عربی را به دنبال آورد، بسیاری از تحلیلگران ارزیابی کردند که این اقدام موجب کشاندن قطر به دامان رژیم ایران خواهد شد ولی در یک جمع بندی می توان ارزیابی کرد که دولت اسلامگرای ترکیه گوی سبقت را ازایران ربوده است.

این رقابت بین دو حکومت، در بسیاری دیگر از کشورهای عرب جریان داشته و دستاوردهای ترکیه همیشه بیشتر از ایران بوده است.

آیت الله روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پیش از آنکه به قدرت برسد، در بسیاری از نوشتارها و سخنرانی های خود تاکید کرده بود که مذهب راستین در دین اسلام شیعه است و شیعیان باید رهبری جهان اسلام را به دست بگیرند و با آغاز پیکاری بی امان، رهبری معنوی جهان را نیز به خود اختصاص دهند.

در راستای همین هدف بود که از نخستین روزهای انقلاب، تلاش رهبران رژیم ایران برای صدور آن به کشورهای عرب همسایه آغازشد، که هنوز در ابعاد گسترده همچنان ادامه دارد.

آیت الله خمینی بر این باور بود که با سیاسی کردن مناسک حج، می توان جهان اسلام را برای مبارزه با «استکبار» و «منحرفین از اسلام راستین» بسیج کرد. با این هدف بود که تظاهرات موسوم به "برائت از مشرکین" در مکه به راه انداخته شد که هزینه ای گزاف داشت.

تحریک شیعیان عراق برای برانداختن رژیمی که اهل تسنن بر آن تسلط داشتند، یکی از علل حمله صدام حسین به ایران و جنگ هشت ساله ای بود که برای هر دو کشور پیامدهای فاجعه باری داشت.

ولی با بروی کارآمدن دولت رجب طیب اردوغان در ترکیه، بسیاری از ورق های بازی از دست حاکمان ایران خارج شد و رقابتی آشکار و پنهان بین دو حکومت آغاز شد.

آیت الله خمینی خود را یگانه حامی فلسطینیان در جهان اسلام می دانست و از آن جا که از دیدگاه او آشتی با اسرائیل خیانت به اسلام تلقی می شد، با جناح فتح قطع رابطه کرد و حماس را تحت حمایت مالی و معنوی خود قرار داد.

حکومت ایران با ارسال پول و اسلحه به غزه، تلاش کرد حماس را مطیع برنامه های خویش سازد. ولی از لحظه ای که اردوغان نسبت به اهالی غزه ابراز همبستگی کرد، با به راه انداختن سفر کشتی «ماوی مرمره» اسرائیل را ناچار ساخت از میزان محاصره غزه بکاهد و به ترکیه اجازه حضور در آن سرزمین را بدهد.

سران حماس در عین حال که پول های اهدایی و جنگ افزارهای ارسالی ایران را با طیب خاطر پذیرفتند، اعلام کردند که در امور دینی و برنامه های سیاسی هرگز پیرو ایران نخواهند بود.

تنها پرچم هایی که به پاس این دستاورد بر سر خانه ها در غزه به اهتزاز در آمد، پرچم ترکیه بود و نشانی از پرچم جمهوری اسلامی ایران دیده نمی شد.

سران حماس در عین حال که پول های اهدایی و جنگ افزارهای ارسالی ایران را با طیب خاطر پذیرفتند، اعلام کردند که در امور دینی و برنامه های سیاسی هرگز پیرو ایران نخواهند بود.

حماس کوتاه مدتی پس از آغاز خیزش مردمی شش سال پیش در سوریه، مرکز عملیاتی خود را از دمشق به قطر منتقل کرد و بدین سان علیه بشار اسد موضع گرفت. دولت ترکیه نیز نه تنها برخی رهبران حماس را در خاک خود پذیرفت، بلکه در جنگ سوریه علیه رژیم حزب بعث و دخالت سپاه پاسداران ایران موضع گرفت.

حکومت ایران بسیار امید داشت که بتواند به آسانی حکومت شیوخ را در امیرنشین های جنوب خلیج فارس براندازد و یا آن ها را به سوی خویش بکشاند. ولی اکنون ترکیه است که با آن ها بیشترین همکاری و همیاری را دارد.

ظاهرا امیرنشین قطر می توانست هدف خوبی برای حکومت ایران در این راستا باشد – زیرا شیخ تمیم نیز حماس و اخوان المسلمین را زیر چتر حمایت خود گرفته و تندروهای اسلامی را تشویق می کرد.

ولی قطر همکاری با ترکیه را ترجیح داد و حتی موافقت کرد که ارتش ترکیه پایگاهی در قطر برپا سازد. لایحه مربوط به آن دو سال پیش در پارلمان ترکیه مطرح شد و با بحران کنونی ارتباط مستقیم نداشت. ولی اکنون ترکیه می خواهد شمار سربازان مستقر در قطر را که حدود صد نفر است، تا پنج هزار نفر افزایش دهد.

اردوغان حتی هشدار داده که اگر قطر هدف تجاوز نظامی قرار گیرد، از آن امیرنشین دفاع خواهد کرد. دولت آنکارا هم اکنون حضور هوایی و دریایی در قطر را نیز بررسی می کند.

رژیم ایران هرگز نمی توانسته به چنین دستاوردهایی نائل شود – زیرا یک مشکل اساسی وجود دارد و آن این واقعیت است که اهل تشییع تنها ده درصد از جمعیت مسلمان جهان را تشکیل می دهند.

در واقع می توان گفت که حاکمان ایران نه تنها موفق نشده جهان اسلام را به سوی خود بکشاند، بلکه سیاست های آن در سه دهه اخیر از عوامل اساسی بروز جنگ شیعه و سنی بوده است.

جنگ در عراق و درگیری های خونین و عملیات انفجاری (که عمدتا شیعیان قربانیان آن هستند)، جنگ خانگی در سوریه که اسلام افراط گرای اهل تسنن قصد تسلط بر آن سرزمین را دارد، جنگ در یمن که امید رهبران ایران مسلط ساختن نیمه شیعیان حوثی در آن سرزمین و قطع هرگونه نفوذ عربستان سعودی در یمن است، ولی هنوز دستاوردی نداشته، همگی رنگ جنگ مذهبی بین شیعه و سنی را دارد.

مدت چهارصد سال امپراطوری عثمانی خود را خلیفه مسلمانان جهان دانسته و رهبری اسلام را به خود اختصاص داده بود. این آرزوی قلبی آیت الله خمینی و جانشینان او بوده، ولی در رقابت آشکار و پنهانی که جریان دارد، ترک ها از اوراق برنده بیشتری برخوردار هستند.

این نوشتار، ارزیابی نگارنده آن است و در چارچوب بحث آزاد انتشار می یابد و الزاما بازتاب دهنده دیدگاه های صدای آمریکا محسوب نمی شود.

https://gdb.voanews.com/DB8B35EC-8161-4D0C-8176-61890B65E8A4.gif

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG