محمدعلی سپانلو شاعر، پژوهشگر، مترجم و از فعالان اولیه کانون نویسندگان ایران براثر بیماری سرطان ریه در بیمارستان جم تهران درگذشت. از محمدعلی سپانلو بیش از ۶۰ اثر در حوزه شعر، پژوهش و ترجمه باقی مانده است. شاعری که زادگاهش تهران، درونمایه بیشتر شعرهای سالیان اخیرش بود.
محمدعلی سپانلو از واپسین شاعران دوران طلایی شعر امروز ایران بود. شاعری که زادگاهش تهران را ایرانشهری میدانست که با گشادهرویی میزبان همه اقوام و پیروان آیینهاست.
سپانلو شاعر شدنش را چنین روایت کرد: «روز اول بهمن سال ۱۳۴۰، وقتی از یکی از تظاهرات دانشکده حقوق، با سر شکسته و بارانی سرخ از خون به خانه آمدم، قلم برداشتم و شاعر شدم. من فرزند هنری جنبش دانشجویی ایران هستم.»
محمدعلی سپانلوی جوان از نخستین تلاشگران ایجاد کانون نویسندگان بود که از سوی چهرههای شناخته شدهای همچون جلال آل احمد و محمود به آذین مطرح شده بود.
عباس معروفی، نویسنده و شاعر ایرانی مقیم آلمان درباره نقش سپانلو در کانون نویسندگان ایران به صدای آمریکا گفت: «سپانلو به عنوان کسی که از روزهای بنیان نهادن کانون نویسندگان حضور داشت، به مانند ناظر و داوری بود که از منشور کانون نویسندگان مراقبت میکرد و بر اجرای منشور پافشاری میکرد.» به گفته آقای معروفی، سپانلو در این سال ها به سمت گرایشهای سیاسی نغلطید و اجرای منشور کانون را مد نظر داشت.
سپانلو شاعری بود جستجوگر و در پی هویت فردی و ادبی خود که پژوهش در شعر مشروطیت نخستین نقطه عطفش بود. کتاب «چهار شاعر آزادی» دستاورد این کاوش بود که ملک الشعرای بهار یکی از این چهارتن بود؛ پژوهشی که وقتی در کنفرانس برلین آن را با مخاطبانش در میان گذاشت در بازگشت به زادگاهش مایه دردسر و دادگاهی شدن او شد.
سپانلو افزون بر ترجمه به پژوهش در حوزه ادبیات کلاسیک از جمله شناسایی ادبیات اروتیک ایران کارکرده بود. آثاری که بیگمان به دلیل حضور سانسور امکان انتشار نمییابند.
عباس معروفی در بخش دیگری از گفت و گوی خود با صدای آمریکا، سپانلو را شاعر قصهگو توصیف کرد که «یک شهرزاد قصهگو در دل خود داشت» قصهگویی که شاعر شهر تهران است و در شعرهای او نمود و نمادی از شهر تهران به چشم میخورد.
سپانلو نخستین بار به دعوت ناصر تقوایی در فیلم آرامش در حضور دیگران و سپس ستارخان ساخته علی حاتمی بازی کرد. بازی در فیلم رخساره پس از انقلاب، آخرین نقشآفرینی او در سینما بود.