لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۲۰

چکیده ای از مقاله استیون کینزر برای گلوبال پست

وقتی تصاویر تهران را نشان می دهم چشم ها از شگفتی درشت می شوند. همیشه نفسی عمیق می کشند. بعد از چند ثانیه بعضی با تعجب می گویند "این ایران است؟"

تهران مملو از بلوارهایی عریض و تمیز و پر ترافیک، پارک هایی زیبا، مجموعه ای از آثار هنری شهری، یک مرکز شهر پر ازدحام، و محله هایی پر جنب و جوش است که با وجود سال ها تحریم اقتصادی حسی از موفقیت را منتقل می کند و بیش از این که شبیه قاهره و بمبئی باشد مانند مادرید و استانبول است. برای افرادی که از بیرون به مساله نگاه می کنند این واقعیتی حیرت آور است. چیزی که به آنها گفته شده آنها را به این باور رسانده که ایران جهنمی است که مردم در آن در ترس و بدبختی زندگی می کنند.

این پدیده محدود به آمریکا نیست. در ملاقاتی که با یک توریست آلمانی داشتم وقتی درباره تصویری که مردم کشورش از ایران در ذهن دارند پرسیدم با تکان دادن سرش گفت: "شبیه آمریکا. رژیمی بیرحم، دولت ترور، محور شرارت، و این که سرت را خواهند برید."

ایران بیش از هر کشوری در جهان بد فهمیده شده است. ایران دهه ها با غرب ارتباط نداشته است و طی این دوره بیشتر رسانه ها که دسترسی محدودی به داخل کشور داشته اند تصویری شریرانه از آن نشان داده اند.

این تصور غلط از ایران، وقتی شش قدرت جهان با ایران در تیر ماه به توافق هسته ای رسیدند رو به تغییر گذاشت. این توافق در عمل، ایران را دوباره به جهان معرفی کرد و جهان را به سوی ایران بازگرداند. یک کارمند اداری در تهران در سفر خرداد ماه من به ایران به من گفت "مردم خیلی هیجان زده اند!" من این هیجان را همه جا حس می کردم.

آمریکایی هایی که به ایران سفر می کنند همیشه از استقبالی که از آنها می شود تعجب می کنند. ایران از جمله کشورهایی است که مردمش بسیار به آمریکایی ها علاقه مند هستند. وقتی ایرانی ها با آمریکایی ها روبرو می شوند با شوق و سر و صدا از آن ها استقبال می کنند و عکس های سلفی می گیرند تا نشان بدهند که با شهروندی از کشوری بزرگ در تماس بوده اند.

من به دفعات از ایرانی ها شنیدم که وقتی انزوای بین المللی شان تمام شود، شراکت با آمریکا را به شراکت با دیگر کشورها ترجیح می دهند. آن ها از بریتانیا و روسیه به خاطر سوء استفاده هایشان در گذشته منزجرند، نسبت به اسراییل موضعی محتاطانه دارند، و به چین بی اعتمادند. از نظر آنها آمریکا قابل اعتمادترین کشور به نظر می رسد.

آمریکایی هایی که به ایران سفر می کنند همیشه از استقبالی که از آنها می شود تعجب می کنند. ایران از جمله کشورهایی است که مردمش بسیار به آمریکایی ها علاقه مند هستند.

بعد از خوردن کباب بره با ریحان تازه و نان داغ در رستورانی در تهران و گردش در خیابان ها به نمایشگاه ماشینی مملو از پورشه رسیدم. صاحب نمایشگاه گفت با وجود صد درصد مالیاتی که بر خودروهای لوکس اعمال می شود تقاضا بسیار بالا است. او سپس، از سفرش به میامی، لاس وگاس و لس آنجلس صحبت کرد: "من دیدم ما به لحاظ اجتماعی خیلی شبیه هم هستیم. من احساس خوبی نسبت به آمریکایی ها دارم. بیشتر ایرانی هم همین طور. اما ما باید این احساس خوب مان را به سوی چیز بزرگتری هدایت کنیم. مردم ایران می خواهند که این توافق دوباره ما و آمریکا را به هم نزدیک کند. این امید ما است،" او بعد از لبخندی مشتاقانه گفت "من هم می خواهم دوباره به لاس وگاس بروم."

سفر فروشنده پورشه به لاس وگاس احتمالا به زودی امکان پذیر نخواهد بود. نیروهای پر قدرتی در هر دو کشور مدت های مدیدی در پارادایم خصومت زندگی کرده اند از این رو به سختی می توانند گزینه دیگری را تصور کنند.

کاندیداهای انتخابات آمریکا در تقبیح ایران با هم رقابت دارند. در ایران، نظامیان از نفوذ خود بر نظام قضایی برای بازداشت مخالفان با هدف ارعاب و ممانعت از هر گونه آشتی استفاده می کنند.

با این وجود، توافق هسته ای به ایران و آمریکا پایه ای برای اعتماد بیشتر خواهد داد. این یکی از مهمترین تحول های دیپلماتیک در صحنه جهانی از زمان آشتی آمریکا و چین طی بیش از چهل سال گذشته است.این توافق تامین کننده منافع بنیادی ایران، آمریکا و بیشتر جهان است.

توافق عملا به احتمال حمله نظامی غرب به ایران پایان داد. همچنین به توانمندی میانه روها در ایران به شکلی افزود که می تواند به گشایش سیاسی ترقی خواهانه ای در آن کشور بیانجامد. توافق بر این اصل استوار است که تعامل با کشورها به مسولیت پذیری بیشتر آن ها منجر می شود.
توافق اتمی تامین کننده منافع بنیادی ایران، آمریکا و بیشتر جهان است. این توافق عملا به احتمال حمله نظامی غرب به ایران پایان داد.

روابط سیاسی آمریکا و ایران در شصت و پنج سال گذشته طیفی از عالی تا وحشتناک را طی کرده است. همیشه این روابط برای مردم ایران بد بوده است. از ماجرای سرنگونی دولت مصدق با کمک سی.آی.ای، مردم ایران آمریکا را مقصر روش های سرکوبگرانه شاه و فساد آشکار آن دوره می دانستند. این خشم در جریان گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی پس از انقلاب خود را نشان داد. آمریکا هم تحریم هایی را وضع و از صدام حسین در جنگ عراق با ایران حمایت کرد.

در روزهای پایان جنگ پس از این که شلیک یک موشک آمریکا به سقوط هواپیمای مسافربری ایران و مرگ تمام ۲۹۰ سرنشین آن منجر شد؛ جرج اچ دبلیو بوش (پدر)، رییس جمهوری وقت آمریکا، اعلام کرد "واقعیت هر چه که باشد من هرگز از طرف آمریکا عذرخواهی نخواهم کرد." از آن زمان به بعد، آمریکا ایران را با پایگاه های نظامی اش در منطقه محاصره کرد. جرج بوش (پسر)، رییس جمهوری پیشین آمریکا، ایران را در کنار عراق و کره شمالی در "محور شرارت" قرار داد.

ایران هم به سهم خود در مسموم کردن این روابط طی سال ها نقش داشت. رهبران ایران و گروه های وابسته اش در ضربه زدن به منافع آمریکا در سراسر جهان کم نگذاشتند. بمبگذاری سفارت آمریکا و پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳، ربودن و شکنجه و مرگ رییس دفتر سی آی ای در بیروت در سال ۱۹۸۴، ربودن هواپیمای تی دبیلو ای و کشتن یک غواص نیروی دریایی آمریکا در آن پرواز در سال ۱۹۸۵، بمبگذاری برج های خبر در عربستان در سال ۱۹۹۶ که کشته شدن ۱۹ هوانورد را در پی داشت، و آموزش شورشیان عراقی در جنگ با آمریکا، بخشی از فهرست اتهاماتی است که حتی اگر گوشه ای از آنها حقیقت داشته باشد، تصویری ترسناک را نشان می دهد.

تمام سیاستگذاران کنونی در واشنگتن و تهران در این فضا بزرگ شده و رشد کرده اند؛ اما جهان آنها در حال تغییر است. توافق جدید پر از قابلیت های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و استراتژیک است.

روابط دو کشور به یکی از مهلک ترین روابط دو جانبه در جهان بدل شد. خصومت میان ایران و آمریکا برای ۳۵ سال واقعیتی آشکار در سیاست بین الملل بوده است. تمام سیاستگذاران کنونی در واشنگتن و تهران در این فضا بزرگ شده و رشد کرده اند؛ اما جهان آنها در حال تغییر است. توافق جدید پر از قابلیت های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و استراتژیک است.

در هر یک از سفرهای من به ایران موضوعی خود را بیشتر نشان می داد. این بار "بد حجابی" بود. البته همچون گذشته دیگر شاهد گشت های ارشاد که موجب ترس مردم می شدند نبودم. اعتماد به نفس و اشتیاق برای تغییر اجتماعی بیش از هر زمانی در ایران قابل مشاهده است. ایران کشوری جوان با میانگین سنی ۲۸ سال است. بیشتر مردم حکومت شاه، گروگانگیری، یا حتی جنگ ایران و عراق را به خاطر ندارند. نسل جوان مدافع جمهوری اسلامی نیست و در برابر نظامی که می کوشد در زندگی خصوصی مردم مداخله کند مقاومت می کند.

در بعضی کشورها چنین وضعیتی می تواند زمینه ساز بی ثباتی باشد و خواست تغییرات سریع به آشوب منجر شود. تاریخ نشان می دهد این اتفاق در ایران بعید است رخ بدهد. در جریان "جنبش سبز" مردمی که مورد ضرب و شتم قرار گرفتند به جای این که با خشونت به سرکوب واکنش نشان بدهند به خانه هایشان بازگشتند. آنها حفظ آرامش اجتماعی را به فرو بردن کشور در آشوبی با عواقب ناروشن ترجیح دادند.

ایرانی ها نگاهی بلندمدت و متفاوت از غربی ها به دنیا دارند. آخرین باری که ایرانی ها به دنبال تغییرات اساسی رفتند رژیمی نصیبشان شد که از جهاتی بدتر از قبلی بود. مردم ایران همچنین شاهد فرو رفتن کشورهای همسایه در خشونت و ناامنی هستند؛ کشورهایی که مردمش در پی سرنگونی دیکتاتورهایشان بودند.

در جریان "جنبش سبز" مردمی که مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، به جای آن که با خشونت به سرکوب واکنش نشان دهند، به خانه هایشان بازگشتند. آنها حفظ آرامش اجتماعی را به فرو بردن کشور در آشوبی با عواقب ناروشن ترجیح دادند.

طغیان ایران امری فرهنگی است، نه سیاسی. مردم حاضرند تا زمانی که از آزادی در زندگی خصوصی شان برخوردار هستند حتی یک رژیم نامطلوب را تحمل کنند. این امر ممکن است دلیل ادامه تسلط حکومت اسلامی طی سال های آتی باشد. یک ایرانی طبقه متوسط که به آمریکا هم سفر کرده است گفت: "از شما آمریکایی ها انتظار می رود که حکومت تان را دوست داشته باشید. ما نه. ما هزاران سال حکومت های بد داشته ایم. تا زمانی که آنها بر زندگی خصوصی ما تاثیری نگذارند می پذیریم شان."

زنان "بد حجابی" که من در ایران دیدم هیچ شباهتی به انقلابی های کلاسیک ندارند. اگر انقلاب ایران یک انقلاب فرهنگی و نه سیاسی باشد، این زنان پیش‌قراولان آن هستند. با ادامه تعامل ایران با جهان بلندپروازی آنها بیشتر خواهد شد. سنت گرایان از این ترس دارند. آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، از همین رو تاکید کرد که تهدیدهای اقتصادی و امنیتی کم اهمیت تر از تهدیدهای فرهنگی و سیاسی است و نسبت به مقاومت مردم در برابر رخنه آنهاهشدار داد.

خامنه ای پس از امضای توافق هسته ای در پیامی در توییتر خود نوشت: "آنها قول می دهند ایران ظرف ده سال کاملا متفاوت خواهد بود. ما نباید اجازه دهیم چنین افکار و برداشت های شیطانی در مغز دشمن شکل بگیرد."

ده ها هزار آمریکایی در دهه شصت و هفتاد میلادی به ایران سرازیر شدند و در کارخانه هلی کوپترسازی بل در اصفهان و دیگر مجتمع های بزرگ دوران شاه مشغول کار بودند. حال نفوذ خارجی از طریق تجارت بار دیگر در راه بازگشت به ایران است.

ایران برای بازسازی بخش انرژی اش که طی سی و پنج سال گذشته مورد غفلت قرار گرفته است به ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی نیاز دارد. هواپیمایی فرصت بزرگ دیگری برای شرکت های خارجی است. ایران خواهان چند صد هواپیمای مسافربری است. فهرست این موارد بی پایان است. ایران باید ناوگان حمل و نقل زمینی و صنایع خودروسازی اش را نوسازی کند. صنعت توریسم و هتلداری در مسیر توسعه خواهد بود. ایرانی ها مردمی بسیار علاقمند به فناوری های نو هستند و از این رو بازار تجهیزات الکترونیک هم قوی می شود. یکی از دوستان ایرانی آمریکایی ام اخیرا برایم نوشت: "من فقط امیدوارم استارباکس و مک دونالد به این زودی ها پایشان به ایران باز نشود."

پیامدهای استراتژیک توافق هسته ای حتی بزرگ تر از دیگر جنبه های آن است. ایرانی ها دشمن سرسخت داعش و گروه های تروریستی سنی در منطقه هستند. این امر ایران را به کشوری جذاب تر تبدیل می کند.

در سفر اخیرم به تهران در هتل با مهمان های خارجی فراوانی روبرو شدم: مدیر یک شرکت نرم افزاری در کره جنوبی، رییس یک صندوق سرمایه گذاری در بحرین، یک بازاریاب اهل اسلوونی. پولی که می تواند از توافق هسته ای به دست بیاید بخشی از این واقعیت است که توافق هسته ای بزرگتر از آن است که به شکست بیانجامد.

پیامدهای استراتژیک توافق هسته ای حتی بزرگ تر از دیگر جنبه های آن است. ایرانی ها دشمن سرسخت داعش و گروه های تروریستی سنی در منطقه هستند. این امر ایران را به کشوری جذاب تر تبدیل می کند.

بدون این توافق، ایران ممکن است بدون نظارت و محدودیت های لازم، برنامه هسته ای اش را گسترش داده و به سوی تکمیل ساخت جنگ افزار هسته ای حرکت کند. اگر متعصب ها در ایران یا در یک رژیم دشمن ایران قدرت را در دست بگیرند رو در رویی آخر الزمانی دور از تصور نیست.

هدف این توافق قرار دادن ایران در کانون سیاست خارجی آمریکا نیست، بلکه هدف گسترده تر کردن آلترناتیوهای استراتژیک است؛ امری که همیشه ارزشمند است.

ایران نفوذ قابل توجهی در میان شیعیان افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن، و بحرین دارد. این نفوذ تا کنون در جهت ایجاد بی ثباتی استفاده شده است. اما با تبدیل شدن ایران به بخشی از معماری امنیتی جدید منطقه و ورود دوباره اش به اقتصاد جهانی، ترویج هر چه بیشتر ثبات در جهت منافع ایران است.

بیلبوردهایی با شعارهای ضد عربستان سعودی در تهران به روشنی به چشم می خورد. ایران و عربستان تنها قدرت های باقیمانده در خاورمیانه هستند که رو در روی یکدیگر ایستاده اند. هر یک دیگری را به بی ثباتی در منطقه متهم می کند. سعودی ها تلاش فراوانی کردند که جلوی ایران را سد کنند. ولی جریان تقویت ایران در منطقه از زمان حمله آمریکا به افغانستان و عراق آغاز شد. آمریکا با از بین بردن دو دشمن آشکار ایران – طالبان و صدام حسین – زمینه را برای حضور بیشتر ایران در منطقه فراهم کرد. تضعیف مصر، سقوط عراق، لیبی و سوریه، خلاء بزرگی ایجاد کرد که ایران قدم در راه پر کردن آن برداشت.

اگر هدف استفاده حداکثری از پتانسیل توافق هسته ای باشد، ایران باید به همسایگانش اطمینان بدهد تهدیدی برای آنها نیست. ایران باید با عربستان سعودی به نوعی تفاهم سیاسی دست پیدا کند. این امر ممکن است خیلی زود اتفاق نیافتد.

ایران اگر می خواهد جایگاه حقیقی اش را در صحنه بین المللی به دست آورد باید این سردرگمی قدرت بین مقام های مذهبی و سکولار را حل و فصل کند و به حقوق شهروندانش بیشتر احترام بگذارد.

سعودی ها و اسراییلی ها معتقدند یک ایران ثروتمند از توان بیشتری برای اعمال قدرت برخوردار خواهد بود. این انتقادها در اصول درست است، اما ایران بازیگری منطقی و عاقل است که منافعش با منافع غرب در منطقه در شکست افراطیون سنی همپوشانی دارد.

سعودی ها که قبلا از نقض توافق هسته ای توسط ایران ترس داشتند الان بیشتر از پایبندی ایران به توافق و پیامدهای مثبت اقتصادی اش ترس دارند.

رسیدن به توافقی کلی با عربستان سعودی بر سر چگونگی برخورد با مناقشات در همسایگی امکان پذیر است، اما تغییر نظر اسراییل نسبت به ایران بسیار دشوارتر خواهد بود.

روحانی در مقایسه با رهبران قبلی جمهوری اسلامی که موجودیت اسراییل را تهدید کرده و هولوکاست را رد می کردند برای یهودیان پیام تبریک می فرستد، ولی این کافی نیست. انزجار از اسراییل همچون انزجار از آمریکا بخش کانونی ایدئولوژی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است. رد این انزجار بسیار دشوار است، زیرا دست کشیدن از اصول بنیادین نظام جمهوری اسلامی است. برای رسیدن به یک تفاهم سیاسی میان ایران و اسراییل احتمالا باید تا روی کار آمدن نسلی جدید صبر کرد.

طی سفر اخیرم به تهران در هتلی مستقر بودم که به زندان اوین مشرف بود؛ زندانی هولناک برای مخالفان سیاسی سلطنت پهلوی که حال محل نگهداری زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی از جمله یکی از دوستانم، جیسون رضاییان، است.

مردم عادی ایران بیش از همتایانشان در عربستان سعودی، پاکستان، ترکیه، مصر، اسراییل، و دیگر کشورها احساس مثبتی به آمریکا و اروپا دارند.

چند سال پیش شام فوق العاده ای با جیسون در شهر بوستون صرف می کردیم. من برای انتخاب شدنش به عنوان خبرنگار واشنگتن پست در تهران به او تبریک گفتم. جیسون قبل از آن، مسائل ایران را برای گلوبال پست پوشش خبری می داد. آن موقع هیچکدام از ما نمی توانستیم چنین کابوسی را حتی تصور کنیم. جیسون که تابعیت ایرانی و آمریکایی دارد از ژوییه ۲۰۱۴ با اتهاماتی مبهم در اوین در حبس بوده و دادگاه او را به جاسوسی محکوم کرده است. وقتی از پنجره هتل به بیرون نگاه می کردم، به فکر وضعیت جیسون در سلولی در اوین در فاصله کوتاه از اتاق گرم و نرم خودم در هتل می افتادم.

زندان ها، دادستان ها، و قوه قضاییه تحت کنترل تندروهای غیرمنتخب است. آنها با نگه داشتن جیسون در زندان می توانند به حس ضد ایرانی در آمریکا دامن بزنند و روند آشتی جویی را کند کنند.

این وضعیت نشان دهنده توان محدود مقام های انتخابی در مقابل روحانیون است. روحانی حتی قادر به آزاد کردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی، کاندیداهای انتخابات سال ۱۳۸۸ نبوده است. ایران اگر می خواهد جایگاه حقیقی اش را در صحنه بین المللی به دست آورد باید این سردرگمی قدرت بین مقام های مذهبی و سکولار را حل و فصل کند و به حقوق شهروندانش بیشتر احترام بگذارد.

در واشنگتن، افراد محدودی توانسته اند از ذهنیت شان نسبت به ایران فاصله گرفته و به ایران به عنوان یک شریک امنیتی بالقوه ارزشمند نگاه کنند.

در جریان بررسی توافق هسته ای در واشنگتن، حتی حامیان توافق هم ایران را محکوم می کردند و استدلال شان این بود که این توافق ایران را محدود، محصور و دست و پا بسته خواهد کرد. واقعیت این است که ایران کمتر از دیگر کشورهای خاورمیانه غیر قابل اعتماد نیست و به همان اندازه که غرب به ایران بی اعتماد است؛ ایران هم دلایلی برای بی اعتمادی به غرب دارد.

. این توافق با دوباره چیدن مهره ها در شطرنج خاورمیانه احتمالات اقتصادی و استراتژیک امیدوارکننده ای را ارائه می کند.

ایران نیروی نظامی مهیب و مخرب منطقه نیست. عربستان پنج برابر ایران خرج نیروهای نظامی اش می کند. امارات متحده عربی که یک هفتم ایران جمعیت دارد، احتمالا از امکانات نظامی به مراتب پیشرفته تری از ایران برخوردار است. ایران هنوز از بخشی از فناوری های نظامی خریداری شده در دوران شاه استفاده می کند. از منظر توان نظامی متعارف ایران بیشتر یک کوتوله است تا یک غول.

ایران از هر دو کیفیت مورد نظر غرب برخوردار است: نخست، اشتیاق فراوانی برای خرد کردن داعش و القاعده و گروه های افراطی دارد. دوم، جامعه ایران با توجه به حضور مهم زنان در میان قشر دانشجو و تمایل مردم به موسیقی پاپ و اینترنت بیشتر شبیه جوامع اروپایی و آمریکایی است. مردم عادی ایران بیش از همتایانشان در عربستان سعودی، پاکستان، ترکیه، مصر، اسراییل، و دیگر کشورها احساس مثبتی به آمریکا و اروپا دارند.

باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا، در دفاع از توافق هسته ای خیلی متبحرانه صحبت کرد. او به آمریکایی ها گفت بی خردی است اگر باور کنیم "که می توانیم به راحتی خواستمان را بر دیگر نقاط دنیا که فرهنگ و تاریخی کاملا متفاوت دارند تحمیل کنیم" و در مورد ایران "انتخاب پیش روی ما سرانجام بین دیپلماسی و شکلی از جنگ است."

توافق هسته ای یک جهش استراتژیک کوچک است و هنوز روشن نیست که می تواند مبنایی برای روابطی جدید بین ایران و جهان بیرون و به ویژه ایران و آمریکا باشد. گروه هایی که برای متوقف کردن توافق کوشیدند، حالا بر محدود کردن تاثیراتش متمرکز خواهند شد. آنها کارزارهایی به راه خواهند انداخت تا روابط آمریکا و ایران را تا حد ممکن خصمانه نگهدارند.

اگر چه این توافق در نفس خود پیامدهای مهمی دارد، قابلیت هایش فراتر از حل یک مشاجره است. این توافق با دوباره چیدن مهره ها در شطرنج خاورمیانه احتمالات اقتصادی و استراتژیک امیدوارکننده ای را ارائه می کند. توافق هسته ای قاطعانه منافع امنیتی غرب را به پیش می برد. این توافق راهی به سوی موفقیت و جامعه ای بازتر را در مقابل ایران قرار می دهد. این مهم در منطقه ای که امید بستن به تحولات دشوار است، به شکل منحصر به فردی بسیار امیدوارکننده است.

* برگردان فارسی این مقاله تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

XS
SM
MD
LG