لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۳۴

واشنگتن پست زيرعنوان «ثروتمندان ايران بستنی طلایی می خورند و فقرا برای بقای خود تقلا می کنند» می نويسد بستنی طلایی بخشی از تصويری نبود که روحانيون مسلمان شيعه در جريان انقلاب ايران، هنگامی که از بين بردن فقر را از طريق توزيع درآمدهای کلان نفتی به نسبتی مساوی در تمامی جامعه وعده می دادند، مجسم می ساختند.

اما سه دهه بعد، با تحقق درآمدهای ميلياردی حاصل از منافع بی سابقه نفتی، بعضی از مردم طعم چنين دسر گران قيمتی را چشيده اند. مشکل در اينجاست که اين دسر فقط نصيب گروهی کوچک از خانواده های ثروتمند می شود.

به رغم وعده های انقلاب، بسياری در ايران می گويند شکاف ميان ثروتمند و فقيرهيچگاه به اين بزرگی نبوده است.

طبقه جديد ثروتمند ايران در بهره برداری از فرصت هایی که يک بازار بزرگ محلی عرضه می کند، و گاه به کمک فساد و سياست های بی قاعده و دمدمی دولت، موفق بوده است. اين طبقه شامل فرزندان افراد دارای ارتباط نزديک با بعضی از حکمرانان بر ايران و نيز خانواده های کارخانه داران و آنهایی است که توانسته اند از بانک های دولتی وام هایی کلان با بهره هایی پایين دريافت کنند.

جريان اين ثروت بادآورده نفتی - نزدیک به پانصد ميليارد دلار آن در پنج سال گذشته - در ايجاد اين گروه کوچک که آشکارا از مزايای آن لذت می برد نقشی اساسی داشته است.

ثروتمندان جديد اتوموبيل های پورشه می خرند، برايشان در پارتی هایی که شب ها تا دير وقت برپاست خاويار می آورند و بستنی های طلایی ۲۵۰ دلاری رستورانی را می خورند که مرتفع ترين رستوران گردان در جهان توصيف شده است.

اما اين شيوه زندگی مجلل و شيک، در شرايطی که ميليون ها مردم عادی ايران درگير مشکلات روزافزون اقتصادی هستند، به انتقادهایی علنی منجر شده است و مردم با نوشتن نامه های سرگشاده ازافزايش نابرابری ها شکايت می کنند.

مطالب مرتبط

XS
SM
MD
LG