لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۵۴

مقاله ای از دنیس راس برای نشریه پولتیکو

حامیان توافق هسته ای ایران طوری از آن صحبت می کنند که گویی هیچ نقطه ضعفی ندارد و گزینه دیگر هم جنگ است. مخالفان می گویند توافق به هیچ دردی نمی خورد و جایگزین ساده آن هم بازگشت به میز مذاکره و دستیابی به یک توافق بهتر است که راه آن فشار بر متحدان ما برای انتخاب میان تجارت با ما یا ایران است. تا این جای کار هیچ کدام من را مجاب نمی کنند.

جایگزین یک توافق، جنگ نیست آشفتگی روابط ما با متحدان مان است. اگر ایرانی ها حاضر به مذاکره مجدد نباشند تا زمانی که آمریکا به توافق عمل نکند آن ها هم کاری انجام نخواهند داد؛ در این شرایط اعضای ۱+۵ طرف چه کسی خواهند ایستاد؟ آیا نظام تحریم ها در چنین شرایطی قابل دوام خواهد بود؟ از سوی دیگر، اگر ایرانی ها اعلام کنند به توافق عمل می کنند آیا اتحادیه اروپا و دیگران هم چنین خواهند کرد؟ در این شرایط اروپایی ها که بر مبنای «برنامه جامع اقدام مشترک» یا «برجام» تعهد کرده اند در صورت عمل ایران به تعهداتش تحریم های ایران را بردارند به مسئولیت خود عمل خواهند کرد. به هر شکل، متحدان ما در برابر فشار برای حفظ تحریم مقاومت خواهند کرد و سوابق تاریخی درباره تحریم های ما علیه شرکت های اروپایی در صورت مقاومت دولت های مطبوع شان خیلی قابل توجه نیست.

در عین حال، این استدلال که توافق هیچ ایرادی ندارد و نیازی به تصحیح آن نیست اشتباه است. خاطر ما نسبت به توافقی که پس از ۱۵ سال به ایران اجازه می دهد اورانیوم با غنای بالای را تغلیظ کند و چنان زیر ساخت هسته ای بزرگی بسازد نباید آسوده باشد. درست است که توافق ۱۵ سال زمان در اختیار ما قرار می دهد اما اگر آن زمان ایران تولید اورانیوم با غنای بالا را شروع کند زمان لازم برای تهیه مواد جنگ افزار هسته ای به تقریبا صفر کاهش می یابد.

این آسیب پذیری انکارناپذیر است. اما اگر تمرکز ما بر جلوگیری از فریبکاری ایران باشد مساله قابل رسیدگی است. باراک اوباما تاکید دارد که مبنای توافق تایید است نه اعتماد. اما آگاه شدن ما از فریبکاری ایران در مقابل بهایی که ایرانی ها باید در صورت لو رفتن بپردازند اهمیت چندانی ندارد. بازدارندگی باید در طول عمر توافق به کار گرفته شود. بازدارندگی پس از توافق، زمانی که ایران یک کشور در آستانه دسترسی به جنگ افزار هسته ای است اهمیت بیشتری می یابد.

در آن نقطه، بهای عبور ایران از آن آستانه باید گزاف باشد. ایرانی ها باید باور داشته باشند که حرکت به سوی جنگ افزار هسته ای در شرایطی که در آستانه دسترسی به آن باشند ماشه اقدام نظامی علیه شان را خواهد کشید؛ هر چیزی کمتر از این بعید است مانع آن ها شود. ایرانی ها ممکن است فکر کنند جهان به تدریج با واقعیت برخورداری آن ها از جنگ افزار هسته ای و کاستن از تحریم ها طی زمان کنار خواهد آمد و در نتیجه بخواهند بهای اقتصادی آن را بپردازند.

بازدارندگی پس از ۱۵ سال نیازمند این است که ایران و جهان به این واقعیت مقید شوند که اگر سعی کنند از آستانه تولید جنگ افزار هسته ای به وضعیت برخورداری از جنگ افزار حرکت کنند با اقدام نظامی ما روبرو خواهند شد. این یعنی ایجاد یک الگوی رفتاری تا ایرانی ها متقاعد شوند ما به آن چه می گوییم عمل می کنیم و جلوی هر حرکت ایران به سوی بمب هسته ای را خواهیم گرفت.

به یاد داشته باشیم که ایرانی ها در توافق تعهد داده اند که در پی «تولید و تهیه هر گونه جنگ افزار هسته ای» نخواهند بود. رئیس جمهوری آمریکا برای تاکید بر پایبندی ایران به این تعهد دلایل بسیاری دارد. این که گفته شود تمام گزینه ها روی میز است کفایت نمی کند. ضروری است که گفته شود ما اجازه نخواهیم داد ایران به یک کشور مسلح به جنگ افزار هسته ای بدل شود و اگر توافق نتواند مانع این امر شود ما با اقدام نظامی زیرساخت هسته ای ایران را نابود خواهیم کرد.

برای اینکه به گفته خود اعتبار بیشتری بدهیم باید پیش از پایان پانزده سال بمب های بتن شکن ۱۳ هزار کیلویی و هواپیمایی برای حمل آن را در اختیار اسرائیل قرار دهیم. اسرائیل بدون این بمب ها که برای تخریب تاسیسات زیرزمینی فردو در اعماق کوهها ساخته شده اند نمی تواند تمامیت برنامه هسته ای ایران را به عقب بازگرداند. هر چند عده ای درباره دست زدن آمریکا به اقدام نظامی پرسش هایی را مطرح می کنند اما کسی تردیدی ندارد که در صورت حرکت ایران به سمت جنگ افزار هسته ای اسرائیل دست به کار خواهد شد. ما با تحویل بمب های بتن شکن و ابزار حمل آن طی عمر توافق هسته ای این پیام را می فرستیم که از اسرائیلی ها در صورت لزوم حمایت می کنیم.

ارنست مونیز، وزیر انرژی آمریکا، در جلسه رسیدگی در کنگره به قانونگذاران گفت اگر ایرانی ها «غنی سازی اورانیوم را در سطح نود درصد انجام دهند تمام زنگ خطرها در جهان به صدا درخواهد آمد زیرا دلیلی برای آن وجود ندارد.» باراک اوباما باید اعلام کند که تولید اورانیوم غنی شده با درصد بالا برای او برابر با کشیده شدن ماشه استفاده از قوه قهریه است و تاکید کند که اطمینان دارد جانشین او نیز چنان خواهد کرد. کنگره با تصویب قطعنامه یا قانونی می تواند از این موضع حمایت کند.

در چارچوب تقویت قابلیت بازدارندگی، نباید به ایران اجازه دهیم توازن قدرت در منطقه را تغییر دهد. ما باید با متحدان عمده عرب و اسرائیل گزینه هایی را برای واکنش به افزایش کمک های ایران به حزب الله، حماس، حوثی ها و دیگران در نظر بگیریم.

باراک اوباما درباره اقدامات بی ثبات کننده ایران در منطقه صحبت کرده است و به درستی از منتقدان توافق خواسته است تصور کنند وضعیت با یک ایران مسلح به جنگ افزار هسته ای می تواند چقدر دشوارتر شود. همین منطق در مورد برداشتن تحریم ها هم مصداق دارد: اگر ایرانی ها می توانند زیر تحریم این همه خرابی در منطقه به بار بیاورند تصور کنیم در صورت برداشته شدن تحریم ها و دسترسی قابل توجه به منابع دیگر چه می توانند انجام دهند. ایرانی ها باید بدانند که افزودن به بودجه شبه نظامیان شیعه تحریم های هدفمند غیر مرتبط با فعالیت های هسته ای را به دنبال خواهد داشت. کنگره می تواند در این باره قانون تصویب کند.

ایرانی ها باید بدانند که هر گونه نقض توافق هر چند کوچک هزینه هایی را برایشان در پی خواهد داشت. توافق به شکل هوشمندانه ای از مکانیزم بازگشت سریع تحریم ها برخوردار است و رای تایید شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ادامه تعلیق تحریم ها لازم است. آمریکا می تواند آن رای گیری را وتو کند و تحریم ها به شکل خودکار از سر گرفته خواهد شد. اگر چه در برجام بازگشت تنها بخشی از تحریم ها برای موارد کوچکتر نقض توافق در نظر گرفته شده است اما ایرانی ها در همان پاراگراف اعلام کرده اند که اگر این بند به اجرا گذاشته شود آن ها دیگر به تعهداتشان پایبند نخواهند بود. اگر این روند به سقوط کامل توافق منجر شود آیا ما آن را به اجرا خواهیم گذاشت.

من از افرادی در دولت اوباما مطلع شده ام که رئیس جمهوری به این مشکل بالقوه آگاهی دارد و وزارت خزانه داری را مامور کرده است تا برای وضع جریمه های کوچکتری علیه ایران آماده باشند. این حرکت به جایی است اما در حال حاضر این مسائل با اروپایی ها، ایرانی ها، یا کنگره در میان گذاشته نشده است. این اقدامات باید چنان عزم ما را به تصویر بکشد که روشن شود هر تخطی کوچکی بهایی خواهد داشت. این امر موجب می شود که بازدارندگی طی زمان برقرار بماند.

تا زمانی که هیچ نشانه ای از تغییر رفتار ایران یا تغییر اهداف بنیادی اش وجود ندارد به «برجام» باید به عنوان توافقی نگاه شود که گزینه جنگ افزار هسته ای را چند سالی به عقب می اندازد اما آن را از بین نمی برد. برای حامیان توافق پانزده سال زمان با ارزشی است و نتیجه ای بهتر از هر گونه آلترناتیو موجود خواهد داشت. استدلال آن ها در شرایطی موثرتر خواهد بود که دولت اوباما گام هایی را با گفتار و کردار بردارد که نقاط ضعف توافق را به حداقل می رساند.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG