لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۵۳

گفتگو با کارگردان "شاه باب"؛ امیدوارم جوانهای ایرانی به هویت خود افتخار کنند


نمایی از فیلم "شاه باب"

"شاه باب" عنوان فیلم جدیدی است از بابک شکریان کارگردان ایرانی ساکن لس آنجلس. این دومین فیلم سینمایی این هنرمند است. او فعالیتهای حرفه ای خود را با کارگردانی "آمریکای زیبا" شروع کرد؛ فیلمی در ژانر سینمای مهاجرت که با استقبال مناسبی از سوی هنردوستان همراه شد.

شاه باب داستان زندگی یک پسر جوان ایرانی تبار در لس آنجلس است که علی رغم مخالفت پدرش ، تلاش می کند تا یک فیلم سینمایی بسازد و در این میان درگیر ماجراهای مختلفی میشود. در این فیلم هنرمندانی چون رضا سیکسو صفایی ، پرویز صیاد و نیکی سولماز کرمانی حضور دارند.

بابک شکریان در گفتگو با بهنود مکری خبرنگار صدای آمریکا درباره این فیلم و ویژگیهای آن توضیحاتی داد که در تلویزیون بخش فارسی صدای آمریکا پخش شد ، متن زیر نسخه نوشتاری این گفتگو است.

صدای آمریکا: ده سال از تولید آخرین فیلمت آمریکای زیبا گذشت ، این مدت کجا بودی ، چرا اینقدرطول کشید تا دوباره فیلم بسازی ؟

بابک شکریان: برای خودم هم عجیب است که چرا اینقدر طول کشید ، ده سال خیلی سریع گذشت ، مدتها روی یک پروژه سینمایی کار میکردم ، مشغول تحقیق و پژوهش برای نوشتن فیلمنامه بودم ، فیلمی است تاریخی که ماجراهای آن در ایران و اروپا میگذرد ، پروژه مفصلی است که وقت و انرژی زیادی صرفش شد، برای تولید این فیلم چند سالی هم به آلمان رفتم و تلاش کردم منابع مالی لازم را تأمین کنم ، به دلایل مختلفی این پروژه به تعویق افتاد و متوجه شدم ده سال گذشته و هیچ فیلمی نساختم.

خیلی از این موضوع ناراحت شدم و تصمیم گرفتم به اتفاق یکی از دوستانم پروژه دیگری را شروع کنیم ، فیلمی با داستانی ساده در همین شهر لس آنجلس که خرچ چندانی هم نداشته باشه ، خوشبختانه بازیگران و هنرمندان ایرانی زیادی در لس آنجلس هستند و گروه خوبی را تشکیل دادیم. از طرفی پیشرفت فناوری در سالهای اخیر باعث شده هزینه های فیلمبرداری و تدوین کاهش چشمگیری داشته باشه و این موضوع خیلی به من کمک کرد تا شاه باب را با بودجه کم و امکانات اندکی تولید کنم.

صدای آمریکا: درباره داستان فیلم توضیح بده ، چه مسیر و جهتی داره ؟

بابک شکریان
بابک شکریان

بابک شکریان: داستان درباره پسری است که در لس آنجلس زندگی میکنه و ده سال است که تلاش میکنه فیلمی بسازد ، در حقیقیت با رویکردی طنز آمیز زندگی خودم را به تصویر کشیدم ، نشان دادم که چرا نتوانستم فیلم بسازم. شاه باب داستان زندگی پسر جوانی است که آرزو داره فیلم بسازه ولی پدرش اصرار داره که در فعالیتهای تجاری کمکش کنه و خلاصه در عرصه اقتصاد فعال باشه . در این بین عاشق دختر جوانی میشه و داستانهای رومانتیکی را تجربه میکنه ، از طرفی به دلیل معاشرت با دوستانش درگیر ماجراهای عجیبی میشه.

همه این عوامل باعث میشه تا برای رسیدن به رویاهای خود دچار مشکل بشه و نتونه فیلم بسازه. نتیجه گیری اخلاقی این است که زندگی خیلی سریع میگذره و باید برای رسیدن به آروزهایی که داریم تلاش کنیم ، نباید هیچ فرصتی را برای رسیدن به اهدافی که داریم از دست بدهیم.

صدای آمریکا: ولی چرا تصمیم گرفتی فیلمی درباره خودت بسازی ، چه انگیزه هایی داشتی از اینکه به داستان زندگی خودت بپردازی ؟

بابک شکریان: البته فقط بخشهایی از فیلم درباره زندگی من است ، میشه گفت از زندگی خودم الهام گرفتم تا داستان را شروع کنم ولی در ادامه ، شاهد ماجراهای متنوعی هستیم و شاخه های دیگری به داستان اضافه میشه ، فیلم هم کمدی است ، هم دراما و هم تراژدی.

یکی از دلایلی که باعث شد این موضوع را برای فیلم انتخاب کنم این بود که خیلی از جوانهای ایرانی ساکن لس آنجلس با چنین دشواریهایی مواجه هستند ، یعنی برای رسیدن به آروزهای خود تلاش میکنند ، از طرفی درگیر خواسته ها و توقعات خانواده های خود هستند و باید انتظارات آنها را هم برآورده کنند ، کار ساده ای نیست و در بسیاری از موارد مشکل ساز است.

فکر کردم برای بیان چنین واقعیتی بهتر است از زندگی خودم شروع کنم ، یعنی با رویکردی طنزآمیز تجربه شخصی خودم را بیان کنم و داستانی را بگم که بسیاری از جوانهای ایرانی دیگه هم با آن رابطه برقرار میکنند. این روشی است که خیلی از کارگردانهای دیگه هم در گذشته به سراغش رفتند ، یعنی با تمرکز روی زندگی خود ، نوشتن فیلمنامه را شروع میکنند و به تدریج شخصتها یا داستان را گسترش میدهند ، من هم چنین روشی داشتم ، یعنی شاه باب فیلم مستند نیست که کاملا بر اساس واقعیت شکل گرفته باشه ، بخش عمده ای از آن خیالی و داستانی است.

صدای آمریکا: چرا این نام را برای فیلم انتخاب کردی ، شاه باب چه معنا و مفهومی در این داستان داره ؟

بابک شکریان: موقعی که فیلمنامه را نوشتم ، اسم فیلم بود " باب فیلمی میسازد " که به نظرم عنوان بدی نبود ، ولی وقتی با آقای پرویز صیاد که یکی از بازیگران فیلم است صحبت میکردم ، او گفت این فیلم شباهتهایی با سریال تلویزیونی شاهان سانست داره ، البته خیلی عمیق تر و واقعی تر، داستان را پسندید و معتقد بود میشه اسم بهتری انتخاب کرد.

مدتی در این باره فکر کردم ، میدونید شاهنشاهی سابقه طولانی در ایران داره ، یعنی تا پیش از انقلاب اسلامی همیشه فرهنگ پادشاهی در ایران وجود داشته و خیلی از مردم جهان کشور ما را با چنین نشانه ای میشناسند. سالها پیش به آمریکا مهاجرت کردم، یادم هست موقعی که به مدرسه میرفتم کتاب تاریخ پادشاهی ایران را به بچه ها نشان میدادم تا متوجه باشند که از کشوری بزرگ و باستانی آمدم ، تاریخ و فرهنگ کهنی دارم و به آن سرزمین افتخار میکنم. ولی بعد از انقلاب شرایط کمی تغییر کرد و به دلایل مختلفی ایران اعتبار خود را از دست داد ، خیلی از ایرانی های ساکن آمریکا ایرانی بودن خود را پنهان کردند ، اسامی خود را تغییر دادند ، مثلا جمشید شد جیمی ، بهروز شد بن یا باب ، مهرداد شد یا مایک.

ازهمین این ماجرا الهام گرفتم ، به نظرم نکته جالبی بود یعنی شخصیت اصلی داستان را در این چهارچوب قرار دادم ، یک جوان ایرانی که دچار بحران هویت شده و تاریخ و فرهنگش را گم کرده و تلاش میکنه تا خود را با جامعه میزبان وفق دهد ، میدونید این جریان خیلی غم انگیز است و امیدوارم جوانهای ایرانی به تاریخ و فرهنگ و و هویت خود افتخار کنند ، البته فیلم من کمدی است و رویکردی طنز آمیز به این ماجرا دارم.

در نهایت اسم شاه باب را انتخاب کردم ، هم اشاره ای است به شکوه و عظمت گذشته ایران و هم سردرگمی یک جوان ایرانی که هویت خود را در آمریکا گم کرده است.

صدای آمریکا: درباره بازیگران فیلم توضیح بده ، بر چه اساسی آنها را انتخاب کردی ؟

بابک شکریان: رضا سیکسو صفایی را از دوران تحصیل میشناسم ، با هم در دانشگاه یو سی ای ال ای درس میخواندیم ، چند سال پیش وقتی فیلم شرایط را تماشا میکردم ، سخت مجذوبش شدم ، بازیگر توانایی است ، در آن فیلم به زبان فارسی صحبت میکرد و خیلی هم خوب بود، ولی پیش خودم گفتم رضا باید در یک فیلم انگلیسی زبان بازی کنه چون سالهاست در آمریکا زندگی کرده و به هر حال تسلط بیشتری به انگلیسی داره.

چند وقت پیش او را در یک فروشگاه دیدم و بهش گفتم فیلمنامه ای دارم که باید حتمأ بخونی ، قرار شد صحبت کنیم ، چند بار ملاقات کردیم و در نهایت داستان را پسندید و قبول کرد در فیلم بازی کنه، باب شباهتهای زیادی به شخصیت رضا داره ، میشه گفت شخصیت باب را بر اساس خصوصیات و ویژگیهای رضا نوشتم.

مدتی پیش در جریان یک برنامه هنری در لس آنجلس ، فیلمهای مختلفی از پرویز صیاد اکران شد ، در یکی از جلسات پرسش و پاسخ شرکت کردم و به صحبتهای آقای صیاد گوش کردم ، یک آرامش و متانت خاصی در گفتارش بود. به نظرم بهترین گزینه ای بود که میتونستم برای نقش پدر انتخاب کنم ، یعنی یک مرد میانسال ایرانی که سالهاست در آمریکا زندگی میکنه ولی هنوز سنتی است و خصوصیات شرقی خود را حفظ کرده. خوشبختانه او هم پذیرفت که در این فیلم بازی کنه و در تکمیل فیلمنامه و مراحل تهیه و تولید هم خیلی به ما کمک کرد.

یکی دیگه از شخصیتهای کلیدی داستان دختری است که باب عاشقش میشه، این نقش را سولماز نیکی کرمانی بازی کرد، او هنرمند جوانی است که چند سالی است فعالیتهای حرفه ای خود را شروع کرده، نیکی تجربه کارگردانی هم داره و خیلی خوشحالم که راضی شد به این پروژه ملحق بشه. نقش دشواری هم بود، چون باید شخصیت دختر جوانی را بازی میکرد که با ماجراهای مختلفی مواجه میشه و درگیر روابطی عاشقانه میشه، در برخی از صحنه ها برهنگی وجود داره و بازی کردن چنین نقشی برای بازیگران ایرانی راحت نیست، ولی سولماز مشکلی با این قضیه نداشت و به خوبی نقش این دختر جوان را بازی کرد.

در این فیلم تعدادی از هنرمندان نامدار و توانای ایرانی هم حضور دارند، چهره هایی چون ویدا قهرمانی یا اردوان مفید، همراه با گروهی از بازیگران جوان و مستعدی که در لس آنجلس زندگی میکنند.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG