لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۲۸

نگاهی به روزنامه های جهان: گروگان های واقعی دولت ایران


نشان سر در سفارت بریتانیا در تهران به دست مهاجمان پایین آورده شد. ایران ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱

صبا فرزان در مقاله ای در وال استریت جورنال نوشته است اگر ده سال پیش کسی به من می گفت که در آذر ماه سال ۲۰۱۱، رویدادهای ۱۳ آبان ۱۳۵۸ تکرار خواهد شد، من باور نمی کردم. اما متأسفانه آنچه که هفته پیش در سفارت بریتانیا در تهران رخ داد، تکرار مو به موی وقایع سال ۱۳۵۸ بود. رژیم ایران باز سودای اصلی اش را که حمله به غرب باشد از سر گرفته است.

در تمام طول سه دهه ای که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، رژیم به ارزش هایی که برای هر ایرانی محترم است خیانت کرده است. از جمله این ارزش ها مهمان نوازی است: افراد غریبه به خانه ما ایرانی ها پا می گذارند، اما هر چند وقت که پیش ما بمانند، موقعی که خانه را ترک می کنند با ما صمیمانه دوست هستند. یک ارزش اساسی دیگر برای ما ایرانی ها احترام به فرهنگ ها و مذاهب دیگر است. بنابراین، شالوده قدرت حکومت اسلامی – یعنی کینه و نفرت از غرب – از منظر جامعه مدنی ایران، ارزشی کاملا غیرایرانی است.

آنچه که رژیم منبع قدرت خود به شمار می آورد، ضعف واقعی اش را آشکار می کند. دو نسل از ایرانیانی که در داخل کشور بزرگ شده اند، آموخته اند که به ارزش هایی که غرب نماینده آن است احترام بگذراند و امید داشته باشند که روزی کشور خودشان هم نماد آزادی و دموکراسی شناخته شود. با وجود تبلیغات قرون وسطایی رژیم و با وجود این واقعیت که بیشتر جوانان ایران حتی نمی توانند به بسیاری از کشورهای غربی سفر کنند، درک آنها از جامعه غربی و عوامل شکل دهنده به آن همواره دقیقتر و قوی تر از برخی از مقاماتی است که پیش از آن که کارشان را به عنوان نمایندگان رژیم بربر جمهوری اسلامی آغاز کنند در آکسفورد، کمبریج یا ام آی تی تحصیل کرده و مدرک گرفته اند.

مایلم در مورد افرادی که به سفارت بریتانیا در تهران حمله کردند، روشنتر صحبت کنم. آنها دانشجو نبودند؛ تروریست بودند.

ملل دموکراتیک اروپا برای مدتی طولانی فکر می کردند که تنها هدف تروریسم اسلامگرای ایران، ایالات متحده و اسراییل است. دیپلمات های اروپایی همان طور که سرشان به گفتگو با دولت جمهوری اسلامی – یکی از بی رحم ترین رژیم های جهان – گرم بود، نقش ایران در کشتن سربازانشان در افغانستان و عراق را نادیده گرفتند. آنها چشم خود را به روی این واقعیت بستند که دولت ایران میلیون ها جوان ایرانی را در کشور خودشان به گروگان گرفته است. تنها تابستان سال ۲۰۱۰، هنگامی که اتحادیه اروپا شروع به وضع تحریم های سنگین علیه تهران کرد، معلوم شد که دوره گفتگو به سر رسیده است.

بعد از حمله روز سه شنبه بسیجیان به سفارت بریتانیا در تهران، دوستانم از من می پرسند: چرا حالا؟ پاسخ من این است: جمهوری اسلامی اکنون ضعیفتر از آن است که تصور می شود. رژیم در داخل کشور تضعیف شده است، سقوط قریب الوقوع بشار اسد – جلاد سوریه – نوید تضعیف رژیم ایران در منطقه را می دهد و انزوای رهبران ایران در جامعه بین المللی عامل دیگر تضعیف رژیم است.

بریتانیا حق داشت که هیات دیپلماتیکش را از تهران فرابخواند و دیپلمات های ایرانی را از لندن اخراج کند. تصمیم فرانسه و آلمان برای فراخواندن سفرایشان از ایران گام محکم دیگری بود. در مورد پیامی که این اقدام مشترک می فرستد اغراق نمی توان کرد: کار اروپا با رژیم ایران تمام شده است. گام بعدی باید تحریم دیپلماتیک جمهوری اسلامی باشد.

اتحادیه اروپا سال ها پیش باید این فشار را بر حکومت ایران وارد می کرد و تهران را به انزوای کامل می رسیم: اگر اکنون وقت این کار نیست، پس کی؟

XS
SM
MD
LG