لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۵۱

کنفرانس ٣ روزه گذار دموکراتیک در ایران کار خود را آغاز کرد.


کنفرانس ٣ روزه گذار دموکراتیک در ایران کار خود را آغاز کرد.

این کنفرانس که روز شنبه دوم بهمن در دانشگاه جورج واشنگتن آغاز بکار کرد، روز دوشنبه در کنگره آمریکا به کار خود پایان خواهد داد.

کنفرانس ٣ روزه "گذار دموکراتیک در ایران" با کمک انستیتوی سیاست های جهانی و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی تشکیل شده است. این کنفدراسیون، یک جنبش مستقل با گرایش به غرب است که دفاتری در کشورهای ایران، ایالات متحده آمریکا، کانادا، بریتانیا، فرانسه، بلژیک، هلند، ایتالیا، عراق، ترکیه و مالزی دارد.

کنفرانس "گذار دموکراتیک در ایران"، برخوردی واقع گرایانه به انجام تغییرات در ایران و همچنین هموار کردن راه برای تاًسیس یک دولت سکولار دارد. علاوه بر آن، به تعدد حزبی و وجود یک حکومت دموکراتیک نیز پای بند است.

در این کنفرانس تعدادی از کارشناسان بین المللی مسائل سیاسی، اجتماعی و همچنین استراتژی امنیتی شرکت داشتند.

نخستین روز کنفرانس

در بین پانلیست ها و شرکت کنندگان این کنفرانس، روزنامه نگاران، زندانیان سیاسی سابق ، صاحبان رسانه های خارج از کشور و کارشناسان آمریکائی، ایرانی و اروپائی حضور داشتند.

نخستین سخنران کنفرانس، جان لنزُوفسکی ١ مؤسس و مدیر انستیتوی سیاست های جهانی بود که ازتشکیل کنفرانس گذار دموکراسی در ایران و گفتگو در باره مسئله ای چنین مهم اظهار خوشوقتی کرد. وی گفت که خود در گذشته چند بار به ایران سفر کرده است، در دریای خزر اسکی روی آب بازی کرده است و حتی دوغ آبعلی نیز نوشیده است.

دکتر لنزُوفسکی که تحصیلاتش در زمینه مطالعات بین المللی پیشرفته و پژوهش ها و تاًلیفاتش در چهارچوب اتحاد جماهیر شوروی پیشین است؛ به غنای فرهنگی و مشارکت با ارزش ایران در تمدن جهان اشاره کرد و در باره تغییر سیاسی در ایران گفت که من با ایرانیان در این مورد احساس همدردی می کنم.

وی سپس گفت پدرش در دوران جنگ جهانی دوم با نازی ها جنگیده و پس از پیوستن به میسیون لهستان به ایران رفته است. از سوی دیگر، مادرش نیز که به عنوان یک زندانی سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی پیشین بوده و در همان دوران به تهران رفته بوده با پدرش ازدواج می کند. آن دو سپس دوران ماه عسل خود را در هتل دربند آن روزگار می گذرانند و به همین سبب وی همیشه علاقه ویژه ای به ایران در خود حس کرده است.

دکتر جان لنزُوفسکی مؤسس و مدیر انستیتوی سیاست های جهانی سپس گفت واقعیت اینست که رژیم ایران مشروع نیست. وی رژیم ایران را چنین توجیه کرد " وقتی شما از مردم خود بترسید، یک سیستم درونی امنیتی برای کنترل آنها بوجود می آورید". وی سپس گفت" دروغگوئی در رژیم ایران فراوان است. رژیم هائی مانند رژیم ایران از هر گونه ایده متفاوتی وحشت دارند"

مؤسس و مدیر انستیتوی سیاست های جهانی آنگاه گفت یک جامعه آزاد نیاز به جنبش های دموکراتیک دارد.

پس از آن، پیام ارژنگ داوودی از زندان رجائی شهر برای شرکت کنندگان در کنفرانس پخش شد. وی همان کسی است که به مناسبت کمک به تهیه فیلم مستند " فوربیدن ایران" ٢ - ایران ممنوع – توسط جین کوکان٣ به زندان افتاد.

سپس نوبت به نخستین پانل کنفرانس رسید. در این پانل موضوع بر سر " خواست های نسل جدید، توانائی ها و دیدگاه سیاسی جوانان ایرانی در باره جمهوری اسلامی، جهان و آینده شان" بود.

اداره این پانل با امیر عباس فخر آور دبیر کل کنفدراسیون دانشجویان بود. در این پانل، جوانانی شرکت داشتند که یا در ایران طعم زندان را کشیده بودند یا گرفتار فشار و اختناق شده و به همین جهت سرزمین خود را ترک کرده بودند.

پری آهنگری دختر ایرانی – کانادائی از توانائی های نسل جوانی که بیرون آمده اند، سخن گفت. وی گفت که آنان فضای داخل را می شناسند و می دانند که در آنجا چه می گذرد.

خانم جین کوکان تهیه کننده فوربیدن ایران نیز یکی از اعضای پانل بود. وی در پاسخ به پرسش امیر عباس فخر آور که در ایران چه دیدی و جوان ها چطور بودند؛ گفت ارژنگ ( داوودی) آزاد بود و تو در زندان بودی.

وی گفت ما اکنون ٤ میلیون دانشجو در ایران داریم. ایران یکی از بزرگترین کشورهائی است که بازار بلاگ در آن رواج دارد. جین کوکان سپس گفت که ارژنگ ( داوودی) از زندان به من ای میل زد. جین که دوست نزدیک زهرا کاظمی بوده است،گفت که به عنوان یک فیلم ساز خیلی احساس گناه می کنم. من از ارژنگ پرسیده بودم آیا مطمئن هستی که می خواهی در این فیلم مستند باشی و او گفت که من افتخار می کنم. ارژنگ گفته بود من می خواهم باشم و صورتم را نشان بدهم. جین کوکان آنگاه گفت برای همین است که من احساس گناه می کنم چون یکی از اتهاماتی که به ارژنگ داوودی زده اند اینست که در این فیلم مستند شرکت داشته است.

و از پشت سر امیر عباس فخر آور که در صندلی وسط پانل نشسته است، دو جوان – یک پسر ١٧ ساله که نتوانسته است فشارها را در ایران تحمل کند و ناهید کلهری یک دانشجوی دختر که در قم زندگی و تحصیل می کرده و اکنون در مالزی است – با استفاده از تماس تصویری، تلفنی اسکایپ در انتظار آن هستند که حرف هایشان را به گوش همه به ویژه دنیای خارج برسانند.

امیر گل علیپور که یکی از اعضای پانل است و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه تهران بوده است؛ در پاسخ به پرسش امیرعباس فخر آور اداره کننده پانل که می پرسد نسل جوان و خواسته هایشان را چگونه دیدی و از اوپوزیسیون خارج از کشور چه می خواهند گفت این نسل جوان، اول دوران طفولیت و کودکی شان مصادف با جنگ تحمیلی و رکود اقتصادی بود. کمی بعد که بزرگتر می شوند به دورا ن ریاست جمهوری خاتمی میرسند که نسبتاً دوران آزادتری بوده است اما اکنون با دولت فعلی مخالف هستند.

امیر گل علیپور سپس خواسته های جوانان را به سه بخش تقسیم کرد و گفت خواسته های آنان در درجه نخست فردی است. پس از آن به خواسته های اجتماعی میرسند و سپس خواسته های سیاسی دارند.

سپس به توضیح در باره خواسته فردی جوانان پرداخت و گفت این خواست، آزادی در انتخاب مذهب است که می تواند چیزهای دیگری از جمله انتخاب پوشش را نیز به همراه داشته باشد، انتخاب پوشش اکنون یکی از مسائلی است که جوانان را آزار میدهد.

در آنچه آزادی اجتماعی نامیده می شود، وی گفت منظور این نیست که جوانان در ایران طالب آزادی بی حد و حصر هستند بلکه به عنوان مثال می خواهند بتوانند با کسی که دوستش دارند اگر خواستند به یک پارک بروند؛ این آزادی را داشته باشند. امیر گل علیپور سپس به این اشاره کرد که وقتی در بین گروهی از آمریکائی ها به این مطلب اشاره کرده است، درک آنان از این مسئله بسیار مشکل بوده است.

" مگر گردش کردن در پارک گناه است" ؟ و این پرسش یکی از شنوندگان متعجب بوده است. امیر گل علیپور می گوید " چیزی که نسل ما می خواهد جامعه ای بدون تبعیض است"، نه تبعیض جنسی، نه تبعیض مذهبی و نه تبعیض حکومتی.

وی آنگاه می افزاید که بنظر من پویائی و رشد یک جامعه در یک رنگ بودن آن نیست بلکه در چند رنگ بودن آنست.

سپس نوبت به ناهید کلهری میرسد که ساعت ها در اسکایپ در انتظار نشسته است. وی در پاسخ به پرسش امیر عباس فخر آور که چرا علیه حکومت مبارزه را شروع کردی می گوید به خاطر فشارهائی که در ایران وجود دارد و به اشکال مختلف تقسیم میشود.

وی می گوید در شهری که من زندگی می کردم – در قم – اگر فرض کنیم که تهران پایتخت سیاسی است باید گفت که قم پایتخت سیاسی- مذهبی است، در آنجا سانسور بسیار شدید است و این سانسور حتی در درس هائی که به دانشجویان داده میشود، نیز دیده می شود. در قم کنترل حراست بسیار زیاد بود و حتی در یک ترم، بسیاری از دانشجویان را برای پوشش اخراج کردند.

در آنجا نمی شد ساکت نشست، بالاًخره باید یکی حرف بزند. آنگاه ناهید کلهری که از مالزی با شرکت کنندگان در کنفرانس صحبت می کرد گفت، من در سال ١٣٨٥ نوشتن را شروع کردم، از اعدام هائی که کسی خبر نداشت یا از دانشجویانی که در قم اخراج شده بودند؛ نوشتم. بالاًخره من را پیدا کردند، تحت فشار قرار دادند، ممنوع الخروج کردند و من پس از ماه ها توانستم از ایران بیرون بیآیم و از همان ساعت اول شروع کردم به کسانی که در داخل ایران هستند؛ کمک کنم. وی گفت که سعی می کند با " بچه ها" در داخل ایران صحبت کند و صدایشان را بشنود و به آگاهی دیگران در خارج برساند.

داستان این جوانان هنوز ادامه دارد.

١Dr. John Lenczowski

٢Forbidden Iran

٣Jane Kokan

XS
SM
MD
LG