لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۳۳
۲۲۵ سال پیش جرج واشنگتن بر بالکن عمارت فدرال «هال» در خیابان «وال» شهر نیویورک ایستاد، و به عنوان نخستین رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا سوکند یاد کرد.
از آن زمان تاکنون آمریکا و جهان دستخوش تحولات و تغییرات شگرفی شده، و آمریکای نوبنیاد جوان آن روز به ابر قدرت و بزرگترین قدرت نظامی، اقتصادی، صنعتی، علمی و سیاسی جهان تبدیل شده است.

جرج واشنکتن ۵۷ ساله پس از تصویب قانون اساسی در شهر فیلادلفیا، باتفاق آرای کالج انتخاباتی به ریاست جمهوری بر کزیده شد. او خود به عنوان عضو هیئت نمایندگی ویرجینیا در کنوانسیون قانون اساسی نخستین کسی بود که آن را امضا کرد.

واشنگتن پیش از انتخاب به ریاست جمهوری به کارهای متفاوت پرداخته بود و در مناصب مختلفی خدمت کرده بود: مساحی، کشاورزی، نظامی گری، عضو شورای قانونگزاری ویرجینیا، فرماندهی کل نیروهای ویرجینیا در ۲۳ سالکی، و فرمانده کل قوای استقلال طلبان در طی جنگ استقلال - که البته پس از ۸ سال داوطلبانه از این مقام استعفاء کرد.

نخستین رئیس جمهوری آمریکا در سال ۱۷۹۳ برای بار دوم به اتفاق آراء به ریاست جمهوری انتخاب شد، اما در سال ۱۷۹۷ داوطلبانه در انتخابات شرکت نکرد و سنتی به یادگار کذاشت که تا سال ۱۹۴۰ ادامه یافت. در سال ۱۹۴۰ جهان با دو بحران عمده سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد.
در انتخابات این سال، آمریکایی ها برای سومین بار به فرانکلین روزولت رأی دادند و این کار را در سال ۱۹۴۴ تکرار کردند. تا ۱۹۴۰ هیچ فردی بیش از دوبار با پیروی از سنت واشنگتن رئیس جمهوری نشده بود. در سال ۱۹۵۱، کنکره آمریکا با تصویب متمم (اصلاحیه) ۲۲ قانون اساسی، دوره ریاست جمهوری را به دو دوره کامل یا حد اکثر ۱۰ سال محدود کرد، و سنت جرج واشنگتن را جامۀ قانون پوشاند.

واشنگتن مسئله سیاست خارجی را مهمترین نکرانی کشور تازه تأسیس می دانست. در جنگ عمده بین دو قدرت اروپایی، فرانسه و بریتانیا، علیرغم توصیه های وزیران امور خارجه و خزانه داری خود یعنی جفرسون و همیلتون اعلام بیطرفی کرد، و بر اساس اعلامیه ای از ملت آمریکا مصرأ خواست از هر نوع کمکی به طرفین جنگ خودداری ورزند.
واشنگتن در دوره زمامداریش نیروی دریایی، وزارت امور خارجه، و دیوان عالی کشور آمریکا را بنیان گذاشت و دلار را پول رسمی کشور کرد. او با پیوستن به ایالات و همکاری با آنها، دولت فدرال آمریکا را بنیاد نهاد.
نخستین رئیس جمهوری آمریکا باور ژرف و عمیق به مفهوم آزادی مذهب و یا آزادی وجدان داشت.
واشنگتن در بیشتر جنگها بازنده بود، اما رهبری او استقلال آمریکا را تضمین کرد و به همین دلیل برخی می خواستند او پادشاه کشور تازه بنیاد شود، اما او امتناع ورزید، و خواستار یک کشور متحد، دمکراتیک، آزاد با یک نظام جمهوری شد.
شجاعت واشنگتن در پذیرش رهبری کشور پس از جنگ های استقلال ضرب المثل است. او می دانست که عملکردش در مقام ریاست جمهوری پیشینه و مدلی خواهد شد برای جانشینانش، به همین دلیل وظایفش را بسیار جدی می گرفت. او تلاش کرد با سیاستها و رهبری اش سابقه ای برای جانشینانش و دیگرانی که خواهان آمریکای بهتری هستند، بر جای گذارد.
واشنگتن نهاد ریاست جمهوری و حیطه قدرت اجرایی و محدودیتهای آن را در آمریکا تعیین و تعریف کرد. وی باور داشت که هیچ فردی هرگز نباید همه قدرت را در دست داشته باشد؛ پس هرگز نظراتش را به قوای مقننه و قضائیه تحمیل نکرد، هر چند از احترام ویژه هر دو قوه بر خوردار بود و می توانست خواسته هایش را دیکته کند. نخستین رئیس جمهوری آمریکا هیچوقت از قدرت خود سوء استفاده نکرد: نه برای خواسته های شخصی و نه به منظور لطف به دوستان.
او سابقه خویشتنداری اجرایی را بنا نهاد. به مشورت با اعضای کابینه اش در تصمیم گیریها اهمیت می داد.چون کنگره انتصابات و برکناری منصوبین از سوی او را به چالش نمی گرفت، سنت انتخاب اعضای کابینه از سوی رئیس جمهوری نهادینه شد.
واشنگتن یک پشتیبان و حامی سرسخت و قاطع آموزش و تحصیل دانش بود علیرغم این که خود از تحصیلات دانشگاهی محروم مانده بود.
او، در اواخر جنگهای انقلابی، هزینه تجهیزات علمی کالج واشنگتن در چستر تان ایالت مریلند را پرداخت و در وصیت نامه خود پولی را برای حمایت از تحصیل رایگان بچه های فقیر و یتیم در الکساندریا، ویرجینیا، اختصاص داد. همچنین پولی هم برای یک آکادمی در نظر گرفت که بعدها به دانشکاه واشنگتن تبدیل شد. منابع مالی ای هم برای تأسیس یک دانشگاه ملی در شهر واشنگتن تخصیص داده بود، که ایجاد آن هرگز تحقق نیافت.
واشنگتن معتقد بود که آمریکا می تواند انبار غله جهان باشد و او بود که از بسیاری جهات در بهبود وضعیت کشاورزی تلاش کرد. بی تردید او یکی از پیشکسوتان نوآوری در کشاورزی است.

اما، این رهبر بزرگ آمریکا مانند دیگر رهبران نامدار جهان مورد انتقاد مورخان نیز است.
منتقدان به سخنرانی خداحافظی واشنگتن اشاره دارند که او به آمریکاییان نسبت به جانب داری و عملکرد حزبی هشدار داد. منتقدان می گویند خود او در دوره ریاست جمهوری اش، علیرغم عدم پیوستن به یک حزب، از فدرالیستها و همیلتون در برابر جفرسون حمایت کرد، که سر انجام به استعفای جفرسون از وزارت امور خارجه منجر شد. این دسته از مورخین این را بزرگترین نقطه ضعف و شکست دوران ریاست جمهوری واشنگتن می دانند.
برخی دیگر همچنین می گویند و اشنگتن در کنار دیکر بنیانگذاران کشور برده دار بود؛ اگرچه وی تمایل خود را برای لغو بردگی در دوره ریاست جمهوری اش ابراز کرد، ولی از پیشنهاد طرحی و یا اقدام عملی خودداری نمود، و از کنکره انتظار داشت این مهم را پیگیری کند. علاوه بر این، در وصیت نامه اش نسبت به بردگان بسیار سخاوتمندانه عمل کرد و خواست که همه آنها را آزاد کنند، اما باز منتقدان می کویند که او در زمان حیاتش بردگان خود را آزاد نکرد. به هر حال، هیچ رئیس جمهوری برده دار دیگری چون او درباره بردگان وصیت نکرد. واشنگتن، پیش از مرکش، به دوستی گفته بود «می توانم پیش بینی کنم هیچ چیز به جز لغو بردکی نمی تواند بقای کشور را تداوم بخشد.»
به استثنای این دو مورد بین مورخان اتفاق نظر است که واشنگتن کشور را در مسیری قرار داد که پس از بیش از دو قرن دوام آورد. او روشهایی را ابداع کردکه برای نسلها تداوم می یابد و شالوده ای برای نهاد ریاست جمهوری پایه گذاری کردکه بیش از انتظار و پیش بینی هر کسی بود.
رفتارش بیش از عمل هر یک از بنیانگذاران دیگر این کشور به بخشی از قانون اساسی نانوشته آمریکا تبدیل شده است.
واشنگتن، نارضایتی و حملات افراد بد طینت با نیت خاص را نسبت به خود، به دلیل تعهد و علاقه اش به آزادی، تحمل می کرد.
نقش او در آفرینش تصویری از عظمت نهاد ریاست جمهوری و شخص رئیس جمهوری انکار ناپذیر است.
او مردی است که می توانست پادشاه شود، ولی با خودداری از پذیرش آن، جمهوری را آفرید.
نخستین رئیس جمهوری آمریکا، دوران بازنشستگی را در مزرعه شخصی اش در مونت ورنون در ویرجینیا سپری کرد . جورج واشنکتن در ۱۴ دسامبر ۱۷۹۹ بر اثر عفونت گلو درگذشت.
نه تنها آمریکا برای فقدان واشنگتن ماهها عزادار بود، بلکه ناپلئون بناپارت هم ۱۰ روز در فرانسه عزای عمومی اعلام کرد.
بسیاری باور دارند بدون واشنگتن ایالات متحده نمی توانست دست کم در صورت کنونی آن وجود داشته باشد.
XS
SM
MD
LG