لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ایران ۲۳:۰۱

گفتگو با ریچارد ریموند کارگردان فیلم رقصنده بیابان


رقصنده بیابان نخستین اثر بلند ریچارد ریموند کارگردان بریتانیایی است، فیلمی که بر اساس داستان زندگی افشین غفاریان رقصنده ایرانی ساخته شده، او همراه با تعدادی از دوستانش در تهران یک گروه رقص زیرزمینی تشکیل داد تا بصورت مخفی فعالیت کند.

محور اصلی فیلم تلاش این جوان ایرانی برای رقصیدن در کشوری است که رقص در آن قدغن است، افشین غفاریان در جریان رویدادهای جنبش سبز مجبور به ترک ایران شد و در حال حاضر در فرانسه زندگی می کند، ریچارد ریموند در سال ۲۰۱۰ با افشین در پاریس ملاقات و پس از جلب موافقتش، تولید رقصنده بیابان را آغاز کرد.

هفته گذشته رقصنده بیابان در یک برنامه ویژه برای گروهی از شخصیتهای سیاسی و چهره های فرهنگی و هنری شهر واشنگتن در کنگره آمریکا به نمایش در آمد.

در جریان این برنامه کارگردان و گروهی از بازیگران فیلم در گفتگو با بهنود مکری درباره رقصنده بیابان توضیحاتی دادند. این گفتگو از تلویزیون بخش فارسی صدای آمریکا پخش شد، متن زیر نسخه نوشتاری مصاحبه کامل با ریچارد ریموند است.

بهنود مکری : چطور با افشین غفاریان آشنا شدید، این پروژه از کجا شروع شد ؟

ریچارد ریموند : اوایل سال ۲۰۱۰ بود، داشتم روزنامه ساندی تایمز میخوندم ، مقاله ای دیدم درباره یک مرد جوان ایرانی که به فرانسه پناهنده شده، درباره داستان زندگی او بود، مرد جوانی که آروز داشت رقصنده باشه، رویای او رقصیدن در کشوری بود که رقص در آن قدغن است، حیرت کردم، نمیدونستم که یک عمل ساده و معمولی مثل رقصیدن در ایران ممنوع است، کشوری که فرهنگ و هنر همیشه در آن ارزش و جایگاه ارزنده ای داشته.

مجذوب این داستان شدم، تحت تأثیر قرار گرفتم، مشخصات افشین را پیدا کردم و با وکیلش تماس گرفتم، قرار شد ملاقاتی داشته باشیم، با فیلنامه نویسم رفتیم پاریس و افشین را دیدیم، او داستان زندگی خود را برای ما تعریف کرد، خیلی جالب بود.

افشین در زیرزمین متروک و قدیمی دانشگاه، یک گروه رقص مخفی تشکیل داد و همراه با دوستانش بصورت زیرزمینی فعالیت می کرد. آنها با تماشای ویدئوهای موسیقی و تصاویر کنسرتها در یوتیوب رقص را یاد گرفتند، جالبه که در ایران یوتیوب هم فیلتر شده و آنها برای دسترسی به اینترنت باید از فیلترشکن استفاده میکردند. خلاصه آنها با تمام رقصنده های مشهور و گروههای معروف آشنا شدند و به تدریج فعالیتهای خود را گسترش دادند.

به مرحله ای رسیدند که تصمیم گرفتند بعنوان یک گروه رقص برای سایرین هنرنمایی کنند، به باور آنها طبیعت مکان مناسبی برای اجرا بود، چون حکومت نظارت کمتری در چنین مکانهایی داره و خطر اجرای عمومی کمتر است. آنها به نقطه دور افتاده ای در یک کویر رفتند و برای گروهی از هنردوستان رقصیدند، رقصی که بازتاب رویدادهای جامعه و زندگی شخصی این افراد بود.

این جریان حول و حوش رویدادهای جنبش سبز بود، خلاصه حوادث سیاسی ، جنبش سبز و رقص اعتراضی که آنها ترتیب دادند باعث بروز مشکلاتی شد و در نهایت افشین ایران را ترک کرد ، چون او از رقص بعنوان ابزاری برای اعتراض استفاده کرد، اعتراض به سرکوب آزادی بیان و اندیشه در عرصه هنر.

رقصنده بیابان فیلمی است درباره اینکه چطور هنر و به ویژه رقص میتونه وسیله ای برای گذر از سختیها و مشکلات زندگی باشه، داستان افشین تأییدی است بر این واقعیت، باعث افتخار من است که تونستم داستان افشین غفاریان را برای میلونها نفر بازگو کنم.

بهنود مکری: چطور با داستان یک ایرانی و کشوری رابطه برقرار کردید که آشنایی زیادی با تاریخ و فرهنگ و هنر آن ندارید، این داستان چه جذابیتی برای شما داشت تا فیلمی درباره آن بسازید ؟

ریچارد ریموند: با این داستان بعنوان یک هنرمند، یک همکار و از همه مهمتر یک انسان رابطه برقرار کردم، من سالها تلاش کردم فیلمساز بشم، خوشبختانه موفق شدم از استعداد و فرصتهایی که نصیبم شد استفاده کنم و به رویایی که دارم برسم.

داستان افشین برام جذاب بود ، یعنی هنرمندی که درایران تلاش میکنه به آرزویی که داره برسه، علیرغم محدودیتها و مشکلاتی که هست بالاخره راهی پیدا میکنه و جلو میره ، بسیاری از هنرمندان ایرانی کم و بیش با این مشکلات روبرو هستند ولی تلاش می کنند تا در صحنه باشند.

متوجه شدم جوانهای ایرانی خیلی به ما شبیه هستند، شبیه من و دوستانم و حتی اعضای خانواده من، احساس نکردم این داستان درباره آدمهای غریبه است، با این مردمان بیگانه نبودم، فرق زیادی با ندارند.

طبیعی است که هر فرهنگی ویژگیهای خاصی داره و تفاوتهایی وجود داره ولی همه ما انسان هستیم، رویاها و آروزهای مشترکی داریم، موقعیتی نصیبم شد تا فیلمی بسازم که جوانهای غربی و سایر کشورهای جهان چهره مثبتی از ایران را تماشا کنند.

رقصنده بیابان فیلم مثبتی است درباره ایران و جوانهای آن کشور که قهرمانهای واقعی هستند، روایت مثبتی است از تلاش جوانهایی که علیرغم سرکوب و محدودیتهایی که هست در زمینه هنر فعال هستند و در صحنه حضور دارند، از نظر یک فیلساز، سخت مجذوب داستان افشین شدم، برای سینما فوق العاده است، اگر با افشین صحبت کنید به نظرش داستانش خیلی مهم نیست، بخشی از زندگی بوده که گذشته، خیلی تعجب کرد وقتی فهمید میخوام این فیلم را بسازم، ولی من این داستان را فراتر از زندگی افشین دیدم، به نظرم ارزش فیلم شدن را داشت.

از طرفی در جریان ساخت این فیلم چیزهای زیادی درباره ایران یاد گرفتم ، عاشق غذاهای ایرانی شدم ، فهمیدم مردم ایران شیفته هنر هستند ، آشپزی را دوست دارند ، عاشق زندگی هستند ، اهل شعر و ادب و قصه هستند، خود منهم چنین خصوصیاتی دارم، پس خیلی راحت با این مردم و داستان افشین رابطه برقرار کردم

بهنود مکری: این نخستین فیلم بلند شما است، فیلم اول در کارنامه حرفه ای هر کارگردانی از اهمیت خاصی برخوردار است، نگران نبودید که ساخت فیلمی درباره ایران با موضوعی مثل رقص خیلی موفق نباشه ، نگرانی در این باره نداشتید ؟

ریچارد ریموند: هیچ وقت فکر نکردم ساخت فیلمی درباره ایران میتونه ریسکی باشه ، نگرانش نبودم، میدونستم داستان خوبی دارم و میخوام فیلم مثبتی بسازم ، فیلم درباره جوانهای ایران است، قهرمانهای واقعی که در آن کشور زندگی می کنند، اگه داستان خوبی داشته باشید و فیلم قابل قبوبی بسازید، تماشاگر میتونه با آن رابطه برقرار کنه و مشکلی پیش نمیاد، به موفقیت رقصنده بیابان ایمان داشتم

بهنود مکری :در جایی خواندم که گفتید رقصنده بیابان فقط فیلمی درباره ایران نیست، داستانی است جهانی، منظور شما چیست ؟

ریچارد ریموند:رقصنده بیابان یک داستان جهانی است، فیلمی است درباره مبارزه برای ابراز وجود، داستان افشین داستان خیلی از مردم جهان است، فارغ از نژاد و مذهب و یا فرهنگی که دارند ، یعنی سرکوب فقط مختص رژیم ایران نیست ، مردم در بسیاری از کشورهای جهان در حال مبارزه برای ابراز وجود و تلاش برای دفاع از آزادی بیان هستند.

یا از منظر فرهنگی به این داستان نگاه کنیم ، خیلی از خانواده ها در بسیاری از کشورهای جهان مخالف این هستند که فرزندان آنها دنبال هنر بروند چون فکر می کنند شاید در آینده شغل مناسبی پیدا نکنند و درآمد خوبی نداشته باشند. یا هنرمندان زیادی هستند که تلاش می کنند در عرصه پیشرفت کنند ولی به جایی نمیرسند و فرصت و موقعیتی نصیب آنها نمیشه.

وقتی من کودک بودم و سن کمی داشتم ، در محله کوچکی در حومه لندن زندگی میکردم ، برای من فیلمسازی رویایی دست نیافتنی بود ، آرزویی محال بود ، منظورم اینه که به هر حال هر انسانی یک چالشی در زندگی داره و برای رسیدن به آرزوهای خود باید مبارزه کنه.

شاید مردمی که در آمریکا زندگی می کنند ارتباطی با ایران نداشته باشند و چیز زیادی درباره آن کشور نشنیده باشند ولی نکاتی در این فیلم هست که بدون شک به زندگی خود آنها شبیه است و براشون جالبه.

بعنوان کارگردان ضمن توجه به داستان جهانی فیلم ، برام مهم بود که رقصنده بیابان به زبان انگلیسی باشه ، البته زبان اصلی فیلم رقص است ولی دیالوگها به زبان انگلیسی است. پنجاه تا شصت درصد بازیگران فیلم ایرانی هستند مثل نازنین بنیادی که در لس آنجلس زندگی می کنه ولی بقیه آنها را از سایر کشورهای جهان انتخاب کردم ، تام کالینز از ولز ، ریسی ریچی از بریتانیا ، فریدا پینتو از هندوستان و یا مری مک لی از مالت ، دلیلش اینه که مردم سایر کشورهای جهان هم مشتاق تماشای فیلم باشند ، رقصنده بیابان فیلمی است جهانی

بهنود مکری : چطور موفق شدید فضای ایران را در خارج از ایران بازسازی کنید ، به ویژه شهر بزرگی مثل تهران ، درباره دکور و طراحی صحنه ها توضیح دهید ؟

ریچارد ریموند: باعث تأسف است که نتونستیم رقصنده بیابان را در ایران فیلمبرداری کنیم، البته دلیلش مشخص است و لازم نیست توضیح بیشتری بدم ، یادم هست فیلمی را تماشا کردم به نام " زنان بدون مردان " ساخته شیرین نشاط ، به نظرم این بهترین فیلمی است که درباره ایران خارج ایران ساخته شده ، یعنی خیلی به واقعیت نزدیک است وطراحی صحنه های آن را پسندیدم ، از شهرام کریمی که طراح صحنه آن فیلم است خواستم به ما ملحق بشه ، بیشتر صحنه های فیلم در کازابلانکا در مراکش فیلمبرداری شده ، سخت کار کردیم ، تحقیقات زیادی انجام دادیم ، سعی کردیم فضای تهران و کوچه و خیابانهای آن شهر را زنده کنیم ، البته نازنین بنیادی هم خیلی به ما کمک کرد ، اطلاعات زیادی درباره شرایط زندگی ایران و حال و هوای مردم آن کشور در اختیار ما گذاشت ، بعضی از روزها غذای ایرانی درست میکردیم ، سعی کردیم فضای ایران را در صحنه ها زنده کنیم ، آشپزی شهرام کریمی هم خیلی خوبه ، علاقه زیادی به غذا داره ، در برخی از صحنه های فیلم از همین غذاهای ایرانی استفاده کردیم.

مثل هر فیلمی که در خارج از کشور اصلی ساخته میشه ، وقت زیادی صرف دکور کردیم ، تلاش کردیم تا صحنه ها در حد ممکن به واقعیت نزدیک باشه ، برام خیلی مهم بود که این بخش از کار به خوبی انجام بشه تا باعث رنجش تماشاگر نباشه ، البته اگه میتونستیم در ایران را فیلمبرداری کنیم که بهتر بود ولی خوب همین جریان هم به نوعی به داستان فیلم مرتبط است ، یعنی عدم وجود آزادی در عرصه هنر در ایران

بهنود مکری : ساخت این فیلم مدتها به دلیل مشکلات مالی به تعویق افتاد ، در نهایت چطور بودجه لازم را فراهم کردید ؟

ریچارد ریموند : تأمین بودجه برای کارگردانی که قصد داره فیلم اولش را بسازه ، اونهم فیلمی درباره رقص در ایران کار ساده ای نیست ، خیلی از استودیوهایی که به آنها مراجعه کردیم از این طرح استقبال نکردند و علاقه ای به تولید چنین فیلمی نداشتند.

چند سال طول کشید تا موفق شدیم گروه مناسبی را برای سرمایه گذاری پیدا کنیم ، یعنی چند نفری پیدا شدند که واقعأ داستان را دوست داشتند و قبول کردند بصورت مشترک روی فیلم سرمایه گذاری کنند ، یعنی رقصنده بیابان فیلمی مستقل است.

جالبه که این افراد در زندگی شخصی خود تجربیاتی مشابه افشین داشتند، یعنی درگیر مشکلاتی از این دست در عرصه هنر بودند ، پس به آزادی بیان و قدرت هنر باور داشتند ، به داستان افشین اعتقاد داشتند.

آنها حاضر شدند با شهامت وارد این عرصه شوند و برای تولید رقصنده بیابان سرمایه گذاری کنند ، باعث خوشحالی که این پروژه به این صورت موفق شده و در آمریکا و سایر کشورهای جهان به نمایش درمیاد ، ولی بدون حمایت و سرمایه گذاری اولیه این دوستان ، چنین امکانی وجود نداشت ، قدردان آنها هستم.

بهنود مکری : درباره انتخاب بازیگران اصلی توضیح دهید ، چرا ریس ریچی و فریدا پینتو را انتخاب کردید ، چه ویژگیهایی دارند ؟

مصاحبه بهنود مکری با ریس ریچی و فریدا پینتو بازیگران اصلی فیلم
مصاحبه بهنود مکری با ریس ریچی و فریدا پینتو بازیگران اصلی فیلم

ریچارد ریموند :ریس ریچی یک بازیگر جوان و قوی و حرفه ای است ، راستش خیلی شبیه افشین غفاریان است ، مثل اینکه برادر دو قلوی او باشه ، اولین بار بازی او را در یکی از فیلمهای پیتر جکسون دیدم ، نقش کوچکی داشت ولی بازیش فوق العاده بود ، به نظرم ویژگیهای لازم برای ایفای نقش افشین را داشت ، او با هنرهای رزمی آشنا بود و این امتیاز مهمی است ، از ریس خواستم برای فراگیری رقص از تواناییهایی که در قالب هنرهای رزمی داره استفاده کنه.

ریس ریچی داستان افشین را خیلی دوست داشت و این نقش را پسندید ، فیلم گفتگویی که با افشین در پاریس داشتم برای ریس فرستادم ، او با دقت این فیلم هشت ساعته را تماشا کرد ، حرکات و گفتار او را تماشا کرد ، تحقیقات زیادی درباره گذشته افشین و رویدادهای پیرامونش انجام داد ، حتی درباره اعضای خانواده و دوستانش تحقیق کرد.

خلاصه وقتی فیلمبرداری را شروع کردیم کاملا با افشین آشنایی داشت و این فراتر از انتظارم بود. ریس خیلی برای بازی در این فیلم زحمت کشید ، تمرینات زیادی انجام داد ، شش ماه آموزش فشرده رقص دید ، وزن زیادی کم کرد تا بتونه مثل افشین اندام ورزیده و متناسبی برای رقص داشته باشه ، به نظرم کارش در این فیلم تحسین برانگیز است.

اما فریدا پینتو نقش الهه یکی از دوستان افشین را بازی میکنه ، فریدا پیش از این چنین نقشی را بازی نکرده بود ، باید مطمئن میشدم میتونه با این نقش رابطه برقرار کنه ، درکش کنه و خوشبختانه نتیجه مثبت بود ، کارش حرف نداره.

فریدا پینتو بازیگر توانایی است ، فعالیتهای زیادی در زمینه آموزش و حقوق زنان انجام داده ، خیلی خوب شرایط الهه را در کشوری مثل ایران درک کرد ، با زندگی او رابطه برقرار کرد ، به جزئیاتی توجه داشت که برای خود من تازگی داشت ، نقش را کامل کرد. فریدا به خواست خودش به پاریس رفت تا با افشین ملاقات کنه و بتونه بهتر با شخصیت الهه آشنا بشه.

او دوازده ماه آموزش رقص دید ، تمام برنامه های دیگری که داشت لغو کرد تا بتونه بصورت تمام وقت در این پروژه باشه ، برای اینکه رقصنده خوبی باشه خیلی زحمت کشید ، تلاش و انگیزه فریدا برای من و سایر اعضای گروه الهام بخش بود ، باعث شد بقیه گروه هم بیشتر فعال باشند تا نتیجه بهتری بگیریم ، قابل تحسین بود.

رابطه افشین و الهه در این فیلم بسیار مهم است ، وسواس زیادی روی انتخاب بازیگران داشتم ، اگر رابطه بازیگران خوب نمیشد فیلم هم موفق نمیشد ، ولی ریس و فریدا به خوبی این نقشها را زنده کردند ، از همکاری با آنها احساس غرور میکنم.

بهنود مکری : ریس ریچی و فریدا پینتو بازیگران مطرحی هستند ، چطور آنها را راضی به شرکت در این پروژه کردید ، نقشهایی که نیازمند تمرینات سخت و فشرده است و چالشهای زیادی داره ؟

ریچارد ریموند: فیلمنامه خوبی داشتیم ، جان کراکر فیلمنامه را نوشته و به نظرم کارش عالی بود ، مثلا درباره ریس ریچی باید بگم که او بعد از تماشای فیلم گفتگویی که با افشین داشتم پذیرفت به این پروژه ملحق بشه چون خیلی تحت تأثیر داستان او قرار گرفت ولی پیش از اینکه این گفتگو را تماشا کنه فیلمنامه را خواند ، یعنی در مرحله نخست فیلمنامه باید خوب باشه، فریدا فیلمنامه را پسندید و قبول کرد تا درباره پروژه صحبت کنیم.

خوشبختانه کارها به خوبی پیش رفت و بعد از چند جلسه پروژه رسمأ شروع شد ، احساس خوبی داشتیم ، مثل اعضای یک خانواده بودیم ، سفری طولانی داشتیم ، سفری که پنج سال طول کشید ، خیلی با هم صمیمی شدیم ، در جریان تولید این فیلم همه تغییر کردیم ، نه تنها از نظر جسمی ، بلکه از نظر عاطفی و احساسی ، رقصنده بیابان زندگی همه ما را تغییر داد.

بهنود مکری : رقص در این فیلم نقشی محوری داره ، درباره این جریان توضیح دهید ، رقصی که در این فیلم هست چه ویژگیهایی داره ؟

ریچارد ریموند :رقصی که در این فیلم هست تا حالا در سینما دیده نشده ، رقصی گویاست ، راوی داستان است ، از اکرم خان کمک گرفتیم ، او یکی از رقص نگارهای مطرح جهان است ، حتما میدونید بخش پایانی مراسم افتتاحیه المپیک لندن را طراحی کرد ، پنج ماه با او در استودیویی که در لندن داشت کار کردیم ، او بعد از خواندن سناریو و تماشای حرکات افشین ، رقصهای فیلم را طراحی کرد ، خیلی با بازیگران کار کرد و آنها را به سطح و جایگاهی رساند که فراتر از انتظار ما بود ، او نقش مهمی در این پروژه داشت ، رقص در این فیلم ، هیجان انگیز ، جسورانه و تماشایی است.

رقص ، داستان شخصیتها را روایت می کند ، مثلا وقتی الهه برای اولین بار در فیلم ظاهر میشه ، زندگی او و احساساتی که داره در رقص نمایان میشه ، هیچ دیالوگی برای معرفی او وجود داره ، همه گفتنی ها در این رقص هست ، همین جریان در سایر صحنه های فیلم هم تکرار میشه ، مثلا رقص اعتراضی یا رقص در بیابان ، هر رقصی دارای پیام مشخص و روشنی است.

بهنود مکری :رقصنده بیابان حضور موفقی در جشنواره های سینمایی داشته ، مثلا جشنواره سانتا باربارا در کالیفرنیا ، چه احساسی از این جریان دارید ؟

ریچارد ریموند : برای یک فیلم اولی رفتن روی صحنه ای که بیش از دو هزار و پانصد رفتن در حال تشویق هستند خیلی لذتبخش است ، در سانتا باربارا از رقصنده بیابان استقبال خوبی شد ، لحظه باشکوهی بود ، موفقیت بزرگی برای همه ما بود ، برای همه کسانی که در تولید این فیلم مشارکت داشتند.

از نتیجه کار راضی هستم ، رقصنده بیابان پخش کننده معتبری داره ، در امریکا و سایر کشورهای جهان اکران شده ، تماشاگران و منتقدین از فیلم استقبال کردند ، توجه کنید که رقصنده بیابان یک فیلم بریتانیایی است ، به ندرت پیش میاد که به این شکل به یک فیلم بریتانیایی در آمریکا توجه کنند ، واقعا خوشحالم ، و البته مفتخرم که تونستم داستان افشین را برای میلیونها نفر بازگو کنم.

بهنود مکری :درباره واکنش افشین غفاریان پس از تماشای فیلم توضیح دهید ، چه نظری داشت ؟

ریچارد ریموند : افشین هنرمند توانا و مستعد و البته خجالتی است ، کم حرف و خلوت گزین است ، او خیلی به ما در تولید رقصنده بیابان کمک کرد ، از روز اول همراه ما بود ، در تمام مراحل نوشتن فیلمنامه و یا فیلمبرداری حضور داشت ، حمایت و پشتیبانی او به ما انرژی و اعتماد به نفس زیادی داد .

توجه کنید که ما قصد نداشتیم فیلم مستند درست کنیم ، رقصنده بیابان یک فیلم داستانی است ، سه سال از زندگی افشین را بصورت فشرده روایت می کند ، طبیعی است که تفاوتهایی با داستان اصلی داره ولی تلاش کردیم به رویدادهای اصلی وفادار باشیم ، کار ساده ای نبود ولی در نهایت به خوبی انجام شد ، افشین هم از تماشای فیلم لذت برد ، خیلی براش جالب بود که سرگذشت او روی پرده سینما به نمایش در میاد ، احساس خوبی داشت ، از فیلم راضی بود.

بهنود مکری: در این فیلم بخشهایی از رویداهای سالهای اخیر ایران به تصویر کشیده شده، مثلا جنبش سبز و یا اعتراضات مردمی ، چه رویکردی در قبال شرایط امروز ایران داشتید ، سیاست چه حضوری در ساختار فیلم داره ؟

ریچارد ریموند :رقصنده بیابان فیلمی درباره مردم و فقط مردم است ، فیلمی است درباره جوانهای ایرانی که برای آزادی هنر و خلاقیت مبارزه می کنند ، اینکه چطور همزمان زندگی درونی و بیرونی متفاوتی دارند ، دنیای حیرت انگیزی است ، فیلم درباره جوانهای ایرانی است که قهرمانهای واقعی هستند ، رقصنده بیابان اصلا سیاسی نیست ، قصد نداشتم چنین فیلمی بسازم ، برای من مهم این بود که روی زندگی افشین ، دوستانش و رویداداهای پیرامون آنها تمرکز کنم ، به نظرم تماشاگران هم تمایل بیشتری برای دیدن چنین فیلمی دارند ، دنبال این نوع داستانها هستند ، قصد نداشتم پیام سیاسی بدم یا مثلا یک فیلم جنجالی بسازم ، هدفم این نبود ، رقصنده بیابان فیلم مثبتی است ، پیام مشخصی داره ، الهام بخش است ، داستان زندگی مردم است.

بهنود مکری :با سپاس از اینکه در این گفتگو شرکت کردید و به پرسشهای من پاسخ دادید.

ریچارد ریموند :با تشکر از شما و فرصتی که به من داید تا درباره رقصنده بیابان توضیح صحبت کنم.

XS
SM
MD
LG