لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۵:۲۹

درگذشت بی سرو صدای خسرو فرشیدورد در تهران، منتقد، ادیب و نگارنده غزل معروفی با مطلع «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»


درگذشت بی سرو صدای خسرو فرشیدورد در تهران، منتقد، ادیب و نگارنده غزل معروفی با مطلع «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»

خسرو فرشیدورد، ادیب، نویسنده و متخصص در دستور زبان و نگارش فارسی که غزل معروف او با مطلع: این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست…در میان توده های مردم به ویژه ایرانیانی که پس از انقلاب ترک دیار کرده و ساکن خارج کشور بوده اند ازمعروفیت و محبوبیت خاصی برخوردار بود، در سن ۸٠ سالگی در تهران درگذشت.

این منتقد ادبی که به علت بیماری و کهولت سن از چندی پیش در یکی از خانه های سالمندان در شمال شهر تهران زندگی می کرد، در حوالی روز نهم دی (۳۰ دسامبر)، بیش از ١٠ روز پیش درگذشت اما جمهوری اسلامی از اعلام خبر مرگ او خودداری کرد.

این خبر، نهایتا از طریق وبلاگ محمدرضا ترکی، شاعر و استاد رشته ادبیات در دانشگاه تهران پخش شد و همین تنها منبع این خبر برای اغلب خبرگزاری هایی بوده است که در این مورد اطلاع رسانی کرده اند.

خسرو فرشیدورد زاده ملایر بود و پس از پایان تحصیلات متوسطه در این شهر به تهران آمد تا در در رشته زبان و ادبیات در دانشگاه این شهر تحصیل کند. او بعدها در سال ١۳۴۲ با پایان نامه ای با عنوان «قید در زبان فارسی و مقایسه آن با قیود عربی، فرانسه وانگلیسی» به درجه دکترا دست یافت. دکتر فرشیدور سال ها در دانشگاه اصفهان تدریس کرد و سپس تا هنگام بازنشستگی استاد دانشگاه تهران بود.

خسرو فرشیدورد که تخصص اصلی او در رشته زبان و نگارش فارسی بوده در طول حیات پربار خود بیش از۱۶ کتاب در رابطه با این مقوله نوشته است. او یکی از صاحب نظران برجسته در نقد ادبی و سبک شناسی بود. او هم چنین دو مجموعه اشعار با عنوان «حماسه انقلاب» و «صلای عشق» از خود به جای گذاشته است.

فرشیدورد به عنوان ادیب و محقق در اغلب حلقه های ادبی و دانشگاهی از شهرت ویژه ای برخوردار بود، اما توده مردم غالبا او را به خاطرغزل معروف «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» می شناختند و اغلب فارسی زبانان از جمله ایرانیان مهاجر این غزل را زبان حال خود می بینند، آن را می شناسند اما کمتر کسی می دانست سراینده آن چه کسی بوده است.

دکترفرشیدورد هم چنین نویسنده کتاب آموزشی به نام«آیئن نگارش» است که در دبیرستان های ایران تدریس می شود و با متدهایی محققانه و عملی به دانش آموزان شیوه درست برگردان کردن اصطلاحات واسامی خاص خارجی می آموزد.

برای بسیاری از اهالی شعر و ادب فارسی از جمله دوستداران و هواداران احمد شاملو، نام خسرو فرشیدورد می تواند یادآور خاطرات تلخی نیز باشد. در سفری که احمد شاملو بیش از۱۹ سال پیش به آمریکا داشت، در یک سخنرانی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، نظرات خود را در مورد شاهنامه و فردوسی مطرح کرد. نظراتی که در آن زمان جنجال برانگیز شد و بسیاری از نویسندگان، شعرا و منتقدین دیگر در صدد پاسخگویی به شاملو برآمدند. وقتی نظر خسرو فرشیدورد در این مورد پرسیده شد او در پاسخ، اشعار شاملو را «تفاله های ادبی» خواند. فرشیدورد بیش از هرچیز به حفظ میراث کهن زبان فارسی اهمیت می داد و دیدگاه های نقادانه اش هم متاثر از همین حس عمیق و این دغدغه خاطربود.

خسرو فرشیدورد با توسعه اثراتی که اینترنت و مکاتبات و ارتباطات از طریق آن در آینده بر روی زبان فارسی خواهد داشت و استفاده از الفبای لاتین برای اینگونه مکاتبات با انتشار بیانیه ای به همراه دیگر استادان دانشگاه هشدارداد. او بخش عظیمی از زندگی خود را در تنهایی سپری کرد و از او فرزندی جز آثار ادبی اش به جای نمانده است.

«این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست»

XS
SM
MD
LG