لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۳۲

کتابی درباره تاثیر خدمتکاران بر روی زبان و اشعار« امیلی دیکنسون»


کتابی درباره تاثیر خدمتکاران بر روی زبان و اشعار« امیلی دیکنسون»

هنگامی که «امیلی دیکنسون» شاعر برجسته آمریکایی نوشت «من هیچکس نیستم..تو که هستی؟..آیا تو هم هیچکس نیستی..پس ما در این هیچکس بودن با هم کسی هستیم!» شاید درباره زن و مردی می نوشت که در آشپزخانه منزل مسکونی او در شهر کوچک و آرام «آمهرست» در ماساچوست به کار پخت و پز و نظافت خانه اشتغال داشتند.

امیلی دیکنسون، این زن شاعر قرن نوزدهم آمریکا که همواره بدنبال خلوت و تنهایی بود بعدها تبدیل به یکی از معروف ترین «هیچکس» های جهان شد. در حالی که خدمتکاران خانه او، باغبان و آشپز او برای همیشه به دست فراموشی سپرده شدند.

اما نام همین افراد گمنام و «هیچکس» هایی که تاریخ هم آنان را فراموش کرده به زودی به عنوان افرادی که به ادبیات آمریکا خدمت کرده اند در کتابی به نام «خدمتکاران شگفت انگیز: چگونه خدمتکاران زندگی و زبان امیلی دیکنسون را عوض کردند» منتشر خواهد شد.

امیلی دیکنسون، یکی از پرکارترین شعرای آمریکاست که آثار زیادی از خود بجای گذاشته و هنوز هم یکی از محبوب ترین و پرطرفدارترین شعرای این کشور به شمار می رود. او بیش از ٢٠٠٠ شعر و تعداد بی شماری نامه نوشته است و سبک و شیوه نویسندگی او بسیار شاخص و قابل شناسایی است. نوشتارهایی که با جمله های کوتاه، ساختاری نوین و نقطه گذاری هایی غیرمعمول نوشته شده اند.

نویسنده این کتاب تازه «آئیف موری» می گوید:«زبان ادبی امیلی دیکنسون هنوز هم به شدت هیجان انگیز است. به همین جهت هم نمی شود به سادگی گفت که او یک شاعر قرن نوزدهم بوده است چرا که او هنوز هم با اشعار خود امواج شوک آور و غیرمتداولی را به سوی خوانندگان خود می فرستد و زبانی که او از آن استفاده کرده هنوز هم تازه گی دارد و برانگیزنده است.»

اشعار امیلی دیکنسون اغلب از آشپزخانه آغاز می شده اند! چرا که او بخش عظیمی از هر روز خود را به غذا و کیک پزی می گذراند. او اشعاری را که به ذهنش هجوم می آوردند، پشت کاغذهایی که روی آن دستور غذا نوشته شده بود یادداشت می کرد. گاه این اشعار پشت لیست خوراکی هایی که از بازار احتیاج داشت نوشته می شد و گاه روی کاغذ شوکولات، اعلامیه های خیابانی یا پشت پاکت های پستی یادداشت می شد.

«موری» نویسنده کتاب می گوید:«امیلی دیکنسون پیش از آن که خدمتکاری را برای انجام کارهایش استخدام کند خودش همه کارهای مربوط به پخت و پز خانه را انجام می داد. حتی پس از آن که مستخدمی برای انجام امور آشپزی به طور تمام وقت استخدام شد، امیلی برای نوشتن اشعارش به آشپزخانه می آمد.»

چندی بعد، امیلی دیکنسون، گروهی خدمتکار از نژادهای مختلف استخدام کرد. باغبان های آفریقایی تبار آمریکایی، یک خیاط «یانکی» یا سفید پوست آمریکایی، یک کارگر سرخپوست، یک مامور نگهداری از اسب های اهل انگلستان و چند مستخدم و تمیزکار از «ایرلند».

در کتاب «خدمتکاران شگفت انگیز» نویسنده – موری – به بررسی روابط امیلی دیکنسون با این مستخدم ها پرداخته است:«امیلی دیکنسون زنی گوشه گیر و تا حدی منزوی بود که از همتایان خود یعنی از اعضای خانواده های سرشناس و ثروتمند شهر دوری می کرد اما خدمتکاران و فرزندان آن ها همواره در خانه او در رفت و آمد بودند و به او کمک می کردند و در دوران کهولت نامه های او را به دست این و آن می رساندند. در مقابل ، امیلی دیکنسون به آن ها کیک و شیرینی تعارف می کرد. به این صورت این دیگران مرتبا به دیدار او می آمدند.»

امیلی دیکنسون، در هفده سال آخر زندگی، آشپزخانه خود را با «مارگرت ماهر» یک زن ایرلندی مهاجر تقسیم کرده بود و ضمن پخت و پز با او ،اشعاری هم درباره اش می نوشت.

مارگرت ماهر از این اشعار در صندوق وسائل آشپزی خود نگاهداری می کرد. همین ارتباط روزانه با «ماهر» در آشپزخانه موجب شد تا امیلی دیکنسون تصویر تازه ای از مردم به ویژه مهاجران فقیر ایرلندی پیدا کند.

«موری» می گوید:«هنگامی که امیلی خیلی جوان تر بود غالبا نظرات تنفرآمیزی نسبت به مهاجران ایرلندی داشت که هر روز جمعیت بیشتری از آن ها به سوی ایالات متحده آمریکا سرازیر می شد. مهاجرانی که از قحطی شدیدی که ایرلند را فراگرفته بود فراری شده و به آمریکا پناه آورده بودند. اما امیلی دیکنسون در وصیت نامه ای که چند هفته پیش از مرگ خود نوشته بود، از شش تن از خدمتکاران خود، از جمله باغبان، کارگران و مامور مراقبت از اسب هایش می خواهد که تابوت او را حرکت بدهند. مسئله ای که اعضای خانواده و جامعه ای را که او به آن تعلق داشت به شدت شوک زده کرد.»

اثرگذاری های خدمه بر آثار دیکنسون

در کتاب تازه «آئیف موری» در باره «امیلی دیکنسون» خواننده به اثراتی که خدمتکاران در زندگی و آثار این نویسنده داشته اند پی می برد. به این مسئله که چگونه نزدیک بودن به طبقات مختلف جامعه توانست تحولات عظیمی در نوع ادبیاتی که دیکنسون عرضه می کرد بوجود آورد:«قبل از هرچیز، داشتن خدمتکار به او امکانات و وقت لازم را داد تا بتواند نویسنده شود. با داشتن یک خدمتکار دائمی در آشپزخانه ناگهان جهش عظیمی در کمیت آثار امیلی دیکنسون بوجود می آید و او که مدت ها بود شعری ننوشته بود ناگهان هفته ای یک شعر می نویسد. زبان شعر دیکنسون هم تحت تاثیر خدمه آشپزخانه شکل غیرمتداول و تازه ای پیدا کرد که در لابلای این اشعار به خوبی مشهود است. »

موری به یکی از این اشعار تحت عنوان «این مرگ نیست » اشاره می کند:

«این مرگ نیست، چرا که من برپا خاسته ام

درجایی که مردگان خوابیده اند

این شب نیست، چرا که زنگ ها

همزمان با طلوع آفتاب زبان گشوده اند

این یخ زدگی نیست،

چرا که روی گوشت و پوستم

خزیدن بادسام را حس می کنم…»

موری می گوید:«این شعر و این نوع ساختار و دستور زبان، به صورتی کلاسیک از زبانی و کلام مردم که از ایرلند می آیند گرفته شده است.» صدای خدمتکاران آفریقایی / آمریکایی امیلی دیکنسون نیز از میان کلام های این شاعر شنیده می شود:

« نویدم بده

که هنگام مرگ فراخواهی ام خواند»

موری می گوید:«نوع قراردادن کلمات در کنار هم در این شعر بخصوص عینا از روی نوع گفتار آفریقایی تبارهای آمریکایی گرفته شده است و شکلی که آنان از فعل بودن در کلام خود استفاده می کنند. »

نویسنده کتاب «خدمتکاران شگفت انگیز» می گوید:«نوشتن این کتاب نوعی امتیاز بخشیدن به کسانی است که لیاقت این امتیاز بخشی را دارند. سرسپاری به آن زنان و مردان گمنامی که با ویژه گی های زبان و فرهنگ خود یکی از دوستداشتنی ترین شاعران آمریکا را به شدت تحت تاثیر قرار داده اند».

XS
SM
MD
LG