لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۳۱

دموکراسی، عدالت اجتماعی و نیروبخشی به مردم جهان موضوع مستندهای جشنواره ساندنس امسال


دموکراسی، عدالت اجتماعی و نیروبخشی به مردم جهان موضوع مستندهای جشنواره ساندنس امسال

امسال در بخش بین المللی جشنواره سینمایی ساندنس در «پارک سیتی» یوتا، سه فیلم مستند به نمایش درآمد که هر یک به نوعی نمایانگرچالش هایی است که نیروبخشی به مردم جهان در کشورهای گوناگون به همراه دارد و سه مورد مختلف در این فیلم ها در رابطه با کشور«غنا»، «اوکرائین» و ایالات متحده آمریکا مورد بررسی قرار گرفته است. این سه مستند به زودی بر روی پرده سینماها نیزبه نمایش گذاشته شده و برخی شبکه های تلویزیونی جهانی نیز آن ها را پخش خواهند کرد.

انتخابات در آفریقا

فیلم مستند «انتخابات آفریقایی» ساخته «جارت مرز» نمایشی است از دموکراسی در حال پیدایش و نگاهی است به انتخابات ۲۰۰۸ ریاست جمهوری در کشور«غنا».

«مرز» به مدت سه ماه با دوربین خود نامزدهای انتخاباتی دو حزب اصلی و چالش های آنان برای رسیدن به قدرت را دنبال کرده است. این انتخابات برای مردم «غنا» از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بخش عظیمی از این مردم دچار فقر و تنگدستی شدید هستند و امیدوارند نامزدهای انتخاباتی آن ها بتوانند تغییرات اساسی در زندگی کنونی آن ها به وجود بیاورند. به همین جهت نیز وقتی درهای حوزه های رای گیری باز می شود، شمار کثیری از مردم به سوی آن ها هجوم می برند تا رای بدهند. جرت می گوید: «مردم غنا عادت ندارند راجع به کسی که می خواهند به او رای بدهند حرف بزنند. یعنی این یک مسئله سری است و در جمع درباره آن بحث و گفت و گو نمی شود. آن ها به انتخابات لقب «قدرت اثر انگشت» را داده اند.»

فیلم «انتخابات آفریقا» به تماشاگر نشان می دهد که در نهایت، نتایج این انتخابات مورد اعتراض و مخالفت عموم قرارمی گیرد. اتهاماتی دایر بر دزدیدن آرا و اخلال گری در شمارش آرای مردم همه را به هیجان آورده و در نهایت مردم، مقام ها را تهدید به تظاهرات خیابانی می کنند. به ارتش آماده باش داده می شود تا در مقابل هرگونه اعتراضات و شورش های خیابانی به شدت ایستادگی کنند و هیچکس نمی داند چه خواهد شد. «مرز» می گوید: «ضمن فیلم برداری بخش هایی از فیلم ما می توانستیم صدای تیراندازی را در اطراف خودمان بشنویم.» اما در نهایت در فیلم «انتخابات آفریقایی» مردم «غنا» ساکت می مانند و نظم عمومی برهم نمی خورد و فیلم «مرز» نشان می دهد شاخه های تازه جوانه زده دموکراسی درشرایط مطلوب می تواند ریشه دوانده و رشدی قوی، مثبت و مستمر داشته باشد.

مجموعه قدرت سیاه

گوران اولسون، فیلمساز سوئدی در فیلم مستند «مجموعه قدرت سیاه» جنبش سیاهان آمریکا از سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۵ را از دیدگاه خبرنگاران سوئدی تباری که در آن زمان این جریان را دنبال می کرده اند بررسی می کند. او برای این کار از آرشیو عظیم خبرگزاری های سوئدی استفاده کرده است.

در بخشی از فیلم، «استوکلی کارمایکل» یکی از فعالان «قدرت سیاه» یا «حزب پلنگ سیاه» در مصاحبه ای که در استکهلم انجام شده، دکتر مارتین لوتر کینگ را برای مبارزات غیرخشونت بار به شدت مورد انتقاد قرار می دهد. کارمایکل در این فیلم می گوید: «مارتین لوترکینگ اشتباه بزرگی می کند. برای پیروز شدن از طریق تظاهرات آرام و مبارزات صلح آمیز باید با دشمنی روبرو بود که وجدان داشته باشد. ایالات متحده آمریکا خالی از وجدان است.»

آنجلا دیویس یکی از شخصیت های اصلی جنبش «قدرت سیاه» که متهم به مشارکت در قتل عمد شده بود در آن زمان یک فعال سیاسی رادیکال و از اعضای حزب کمونیست آمریکا به شمار می رفت. او در گفت و گو با یکی از خبرنگاران سوئدی از داخل زندان درباره نژادپرستی موجود و مبارزه علیه سرکوب های اجتماعی سخن می گوید: «شما از من می پرسید که آیا مبارزه باید خشونت بار باشد یا نه؟ از من می پرسید که آیا من با قانون اسلحه موافقم یا نه؟ یادتان باشد که من در بیرمینگهام آلاباما بزرگ شده ام. برخی از بهترین دوستان من با انفجار بمب های افراد نژاد پرست آن ناحیه کشته شده اند.»

بنا برگفته «اولسن»، در آن زمان این خبرنگاران سوئدی به طور بی سابقه ای به این فعالان سیاسی دسترسی داشته اند و با آن ها مرتبا در ارتباط بوده اند: «وقتی شما خبرنگار یک کشورخارجی و دورافتاده مثل سوئد هستید و وارد محل این کنفرانس های خبری بین المللی می شوید، گاه از روی سادگی سوال های سطحی می کنید اما ناگهان جواب های دندان شکن و عالی می گیرید. چون مردم پیش خودشان فکر می کنند این سوئدی ها به خاطر دور بودنشان از کشورهای دیگر کمی از مرحله پرت اند و شاید همه چیز را نمی دانند و نمی فهمند. پس بهتر است با آن ها با مهربانی رفتار کنیم و با حوصله همه جزئیات را مفصل توضیح بدهیم.»

«اولسون» معتقد است که فیلم «قدرت سیاه» هنوز هم می تواند ارتباط مستقیمی با مسائل مهم و مطرح امروزی برقرار کند: «درس بزرگی که ما از جنبش قدرت سیاه می گیریم این است که شما از هر رنگ ، نژاد یا قومیت و اقلیتی که باشید باید بدانید که حقوقی دارید و نباید منتظر بنشینید تا یک نفر از راه برسد و این حقوق را به دست شما بدهد.»

سفید و سیاه

«سفید و سیاه» فیلم غم انگیزی است که جولیا ایوانوآ، کارگردان اوکرائینی آن را ساخته و مسئله نژادپرستی در «اوکرائین» را زیر سئوال برده است. داستان فیلم در حول و حوش یک خانواده اوکرائینی با ۲۰ بچه دور می زند. بسیاری از این بچه ها از نژادهای مختلف هستند و «اولگا ننیا» که به زبان اوکرائینی به معنی «مادر» است – مادرخوانده این بچه هاست. او می گوید: «چه فرقی دارد؟ سیاه، سفید، زرد، سرخ. این ها همه بچه های من هستند.» اما حتی «اولگا» هم نمی تواند مشکلاتی را که این بچه ها به خاطر رنگ پوستشان در مملکت خودشان با آن روبرو هستند و تنهایی که آن ها از آن رنج می برند را انکارکند.»

فیلمساز جولیا آیوانوآمی گوید: «پدر و مادرهای این بچه ها، اغلب دخترهای اوکرائینی و دانشجویان آفریقایی هستند که برای تحصیل به اینجا می آیند.»

او می گوید اغلب این مادران جوان و نوجوان نوزادان خود را در بیمارستان محل تولد آن ها رها می کنند چون نمی توانند با مشکلاتی که داشتن یک فرزند دورگه سیاهپوست برای آن ها در بر دارد مقابله کنند: «من هرگز نشنیده ام کسی در این گوشه دنیا بخواهد یک بچه سیاهپوست را به فرزندی قبول کند.»

اما با وجود لکه ننگی که برپیشانی این بچه های دورگه خورده است آن ها هم مثل هر بچه دیگری امید و آرزوهایی برای آینده در سر دارند. برخی از آن ها حتی به دانشگاه ها هم راه پیدا می کنند. کریل یکی از این بچه های دورگه می گوید: «من اگر درس نخونم نمی تونم وارد کالج بشم. آنوقت باید پرسید یک آدم بدون مدرک تحصیلی به چه دردی می خورد؟»

ایوانوآ می گوید فیلم او نه تنها نژادپرستی را محکوم می کند بلکه درخواستی است برای مردم خارج از اوکرائین تا به کمک این بچه ها بشتابند: «این بچه ها در هجده سالگی باید خانه مادرخوانده شان را ترک کنند. آن وقت تبدیل به یک شهروند دورگه ای می شوند که ملت اوکرائین هرگز به آن ها به چشم برابر نگاه نخواهد کرد.»

XS
SM
MD
LG