لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۱۸

فیلم تازه ١٢٧ ساعت، شدت عشق و علاقه انسان به زنده ماندن را به تصویر می کشد


James Franco in 127 HOURS

تازه ترین فیلم «دنی بویل» کارگردان برنده جایزه اسکار فیلم «میلیونرزاغه نشین» ماجرای واقعی و شگفت انگیزشهامت و بقای انسانی و عشقی است که بشر به زنده ماندن دارد.

در فیلم تازه «١٢٧ ساعت»، جیمز فرانکو نقش یک ورزشکار هوای آزاد، دوچرخه سوار و کوهنوردی را بازی می کند که در شرایطی که بازویش زیر یک سنگ بزرگ در یک منطقه دورافتاده گیر کرده مجبورمی شود تصمیم غیرقابل تصوری بگیرد.

در ماه آوریل ٢٠٠٣، آرون رالستون ٢٦ ساله که به تنهایی در یکی از دره های دورافتاده کوهستان های پارک ملی «یوتا» یکی از ایالت های غرب آمریکا مشغول کوهنوردی بوده است، قطعه سنگی غلتان او را به داخل یک دره عمیق پرتاب می کند و دست راست او را به دیواره این دره میخکوب می کند و تمام تلاش های «آرون» برای آزاد کردن بازویش از زیر سنگ بی نتجه می ماند. در همین شرایط ، برای قهرمان واقعی این داستان باورنکردنی تنها چند جرعه آب نوشیدنی باقی مانده است و او باید به مدت 24 ساعت و تارسیدن کمک بدن خود را به صورتی گرم نگهدارد.

بیست و چهارساعت تبدیل به ٤٨ ساعت می شود و سپس ٧٢ ساعت هم می گذرد. آرون به هیچکس نگفته است که به کوهنوردی خواهد رفت. بنا براین او می داند که هیچ امکانی برای ارسال کمک به او نیست. بنابراین تصمیم می گیرد وقایعی که براو می گذرد را با دوربین ویدیویی داخل کوله پشتی همراهش فیلمبرداری کند. اما بالاخره و با گذشت پنج روز «آرون» تصمیم می گیرد برای فرار از شرایط موجود و آزاد ساختن بدنش، بازوی خود را قطع کند.

تنها وسیله ای که برای انجام این کار به همراه داردهم یک چاقوی کوچک سفری و با لبه کند است اما او به هرجهت از عهده عمل قطع بازو برمی آید، خودش را از میان زندان سنگی بیرون می کشد و درنهایت از این شرایط وحشتناک جان سالم به در می برد.

آرون رالستون در کتاب خاطرات خود که به نام «بین یک سنگ و یک سخره» منتشر شده است پنج روزی که در مجموعه ١٢٧ ساعت می شود را یک تجربه «فراواقعی» خوانده است. او می گوید:«یادآوری این وقایع به شدت مرا احساساتی می کند. تماشای لحظه های اوج فیلم مثل بریدن بازویم که با واقعگرایی و به خوبی ساخته شده و حق مطلب را ادا می کند همه و همه در آن سالن تاریک برایم حالت احساسی عجیبی بوجود آورد اما چیزی که مرا واقعا احساساتی می کند لحظاتی است که در فیلم شخصیتی که من هستم یک بار دیگر با اعضای خانواده اش روبرو می شود و این بسیار واقعی است. یعنی این حادثه باعث شد که من قدر زندگی و خانواده ام را بیشتربدانم و وجود آن ها را غنیمت بشمارم. در آن لحظات می خواستم هرگز دوباره از آن ها جدا نشوم.»

جیمز فرانکو بازیگر مستعد و جوان هالیوود که با بازی درفیلم «میلک»Milk به معروفیت رسید، نقش «آرون» را درفیلم ١٢٧ ساعت بازی می کند. او می گوید ملاقات با «آرون» واقعی و تماشای ویدیویی که او از آن لحظات مرگبار گرفته است به او کمک کرد تا احساسات او را به بهترین شکل ممکن در فیلم نشان بدهد:«این وظیفه اصلی ما بود که بتوانیم حس واقعی آرون و تجربه های او را همانطور که واقعا بوده به نمایش بگذاریم. بهترین راه برای این کار هم این بود که ادا در نیاوریم یعنی بجای اینکه من حرکات آرون را تقلید کنم دلم می خواست احساسات او را در آن پنج روز بخصوص درک کنم. بنا براین با آرون تا آنجایی که امکان داشت پیش از آغاز فیلمبرداری حرف زدنم واز او سئوال کردم اما وقتی که فیلمبرداری شروع شد دیگر این خود من بودم و شرایط دره و سخره و سنگی که مرا در خود برای مدت ١٢٧ ساعت اسیر می کرد. بعد هم خوب البته محیط و امکانات فیلمسازی تا حد زیادی برای من تعیین می کرد که چقدر می توانم کار کنم و تا کجا می توانم این شرایط را تحمل کنم و خلاصه مسائل روحی و روانی که به همراه دارد، همه و همه شرایط خاصی برای ما بوجود می آورد که باید به دقت محاسبه می شد.»

فیلمنامه نویس «١٢٧ ساعت» سیمون بوفوی که پیش از این نیز در فیلم برنده اسکار «میلیونرزاغه نشین» با «دنی بویل» همکاری داشته است می گوید این فیلم فقط در باره یک حادثه زجرآور و خطرناک قطع عضو بدنی نیست. بلکه این تاثیرات روحی و دگرسازی و دگرگونی های روانی است که فیلم ١٢٧ ساعت را تبدیل به یک درام جذاب و پرکشش کرده است:«این فیلم فقط یک داستان ساده در باره مرد جوانی که اجبارا بازوی خودش را قطع می کند نیست. بلکه راجع به فردی است که از خانواده و دوستان خود روی برگردانده و خانواده و اجتماع را کنار گذاشته و حالا این واقعه باورنکردنی زندگی او را برای همیشه عوض می کند. با وقوع این حادثه شخصیت اصلی داستان یک بار دیگر به خودش و زندگیش نگاه می اندازد. کجا اشتباه کرده است؟ چگونه می توانسته است تصمیمات درست تری در بسیاری از موارد بگیرد؟ با چه کسانی می توانسته است رفتار بهتری داشته باشد؟ به این صورت است که او از این کوهستان و وقایعی که در این مدت براو گذشته است به شکل مرد تازه متولد شده ای قدم بیرون می گذارد و ناگهان می خواهد با تمام مردم و جامعه و جهانی که پشت سر گذاشته است آشتی کند.»

با این همه دست اندرکاران فیلم «١٢٧ ساعت» معتقدند بخش بریدن بازوی شخصیت اول فیلم به دست خود او یکی از لحظات حساس فیلم است که ساختن آن برای «دنی بویل» کارگردان فیلم به همان اندازه چالش آمیز بوده است که تماشای آن برای تماشاگران!

بنا برگزارش روزنامه لس آنجلس تایمز، سه نفر از تماشاگران فیلم «١٢٧ ساعت» در جشنواره بین المللی تورنتو، دونفر درجشنواره سینمایی «تلورید» و یک نفرهم در فستیوال سینمایی «میل ولی» ضمن تماشای صحنه های خاصی از این فیلم از شدت ناراحتی و ترس بیهوش شده اند. اخیرا هم در نمایش این فیلم در «انجمن تهیه کنندگان سینما» Producers Guild of America در شهر هالیوود، زنی به نام «کورتنی فلپس» پس از آنکه نتوانست تماشای صحنه های فجیع فیلم «١٢٧ ساعت» را تحمل کند به دستشویی سینما رفت و در آنجا از هوش رفت. این زن پس از آنکه امدادگران به نجات او شتافتند به خبرنگاران گفت:«اول احساس کردم حال ناجوری پیدا کرده ام بنابراین به دستشویی رفتم اما در آنجا ناگهان دچار سرگیجه شدم و ضربان قلبم شدت گرفت».

کورتنی که خود تهیه کننده فیلم های تلویزیونی است می گوید:«تا به حال هرگز چنین احساسی از تماشای یک فیلم به من دست نداده است. چون من خودم یک تهیه کننده هستم و می دانم که این چیزها واقعی نیستند. »

کارگردان فیلم دنی بویل در رابطه با این رویدادها می گوید:«البته هیچ کارگردانی دوست ندارد تماشاگرانش در سینما از ترس غش کنند و من فکر نمی کنم این تبلیغات خیلی مثبتی برای فیلم من باشد.»

او می گوید:«ما کوشیده ایم که فیلم عینا با وقایعی که شرح آن در کتاب آمده است مطابقت داشته باشد. در دنیای واقعی «آرون» عمل قطع بازو به مدت چهل دقیقه به طول انجامیده و او مجبور به تحمل چند مرحله درد شدید بوده است. درست مثل کسی که تولدی دوباره را تجربه می کند. یک زاییده شدن دوباره و این چیزی است که ما کوشیده ایم به آن پوشش سینمایی بدهیم. تجربه ای است که در عین آزاردهنده بودن واقعا هیجان انگیزو حتی گاه روحبخش است.»

دنی بویل معتقد است فیلم تازه او به صورت غیرقابل تصوری مثبت و برانگیزنده است:«این فیلم درنهایت یک حس عمیق رضایت و نشاط به همراه دارد. فیلم از ابتدا تا انتها تماشاگر را با خود همراه می کند و به همین جهت هم درپایان فیلم همان حس شورانگیزی که «آرون» به عنوان انسانی که از ورطه مرگ به زندگی بازگشته است درخود حس می کند به تماشاگر منتقل می شود.»

آرون واقعی این روزها با یک دست پلاستیکی بازهم به ورزش درهوای آزاد می پردازد، دوچرخه سواری و کوهنوردی می کند و اغلب در کشورهای مختلف جهان به سخنرانی درباره نکات مثبت زندگی می پردازد.

XS
SM
MD
LG