لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ایران ۰۴:۴۱
کیت وودسام، صدای آمریکا
زمانی که در کامبوج زندگی می کردم، خیلی درگیر دعوا می شدم. به میوه فروشی که چون آمریکایی بودم انبه را به من گران می فروخت، اعتراض می کردم. به پلیسی که من را با وجود رانندگی در مسیر صحیح جاده جریمه می کرد، بی اعتنایی می کردم. از دست پزشکان درمانگاه های «رایگان» که از بیماران فقیر پول دارو می گرفتند، عصبانی می شدم.

دوست پسر کامبوجی ام معمولاً فقط نگاهم می کرد و سر تکان می داد. اما وقتی رفتیم وزارت دادگستری که مدارکش را برای پرونده ویزای آمریکا بگیریم، از من خواست که با کسی درگیر نشوم. در حالی که به کارمند بخش پول می داد تا مدارکش را یک روزه تحویل بگیرد، گفت این بار مبارزه نکن، مدارا کن.

من شگفت زده بودم که چرا مردم پذیرای فسادی هستند که عامل سوء استفاده از آن ها است؟ چرا از دولتی حمایت می کنند که با رشوه و پارتی بازی امور را اداره می کند؟

جاستین فریزن، نامزد رشته دکترای دانشگاه واترلو در استان انتاریو در کانادا و یکی از نویسندگان مقاله «به چه دلیل مردم از نظام های ظالم، ناکارآمد و فاسد حمایت می کند» است که در نشریه «روند کنونی در علوم روانشناسی» منتشر شد.

آقای فریزن می گوید: «مردم برای این که احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند، نیازهای روانی دارند. هیچ کس از انتقاد خشنود نمی شود. هیچ کس دوست ندارد گروه او مورد انتقاد و نکوهش قرار بگیرد. به همین دلیل مردم اغلب از نظام هایی که به آن ها تعلق دارند و از وضعیت حاکمی که در آن روزگار می گذرانند، دفاع و کارهای آن را توجیه می کنند.»

ممکن است در کامبوج به این شکل باشد که پول بیشتری به مامور اداره برق بدهید تا مطمئن باشید چراغ هایتان روشن می ماند. یا در آمریکا به این شکل باشد که در مقابل همکاری که در برگه ساعت کارش دروغ می نویسد تا برای ساعتی که کار نکرده پول بگیرد، سکوت کنید.

اساساً، مردم می خواهند آرامش برقرار باشد. اگر به یک مشکل اعتراض نکنید، احتمال این که شما هم به بخشی از روندی رو به رشد بدل شوید، افزایش می یابد.

لامار پیرس، استادیار دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس می گوید دو عامل عمده به فساد کمک می کند: انگیزه اقتصادی و تعصباتی که در راه منافع شخصی وجود دارند.

پیرس در مورد عامل اول می گوید «اگر رشوه گیری عملی است که به معنای توانایی شما برای خرید غذای بیشتر برای فرزندتان است، اغلب انگیزه بسیار قوی برای ارتکاب آن است».

اما عامل دوم که همه ما به دام آن می افتیم، پیچیده تر است.

او می افزاید: «اگر مردم بتوانند خود را خیلی منطقی متقاعد کنند آن چه که مرتکب می شوند، اشکالی ندارد، تقصیر آن ها نیست، به هیچ کس آزاری نمی رساند و قرار نیست که گیر بیفتند، با شرایطی روبرو می شوید که شبیه بحران وام های بی پشتوانه است». آقای پیرس به بحران مالی آمریکا اشاره می کند که موسسات مالی که تشنه کسب سود بودند با وام مسکن افرادی موافقت کردند که توانایی پرداخت آن ها را نداشتند.

فرانچسکو جینو، استادیار دانشکده بازرگانی هاروارد و نویسنده «انحراف از مسیر صحیح: چرا تصمیم های ما دچار انحراف می شوند و چگونه می توان بر برنامه متمرکز بمانیم» است. او می گوید «برای مردم، حتی «اندکی» تقلب کردن آسان تر از نادیده گرفتن خواست و اراده خود برای انجام کار خوب در حداکثر توان ممکن است. با دیدن مردم اطرافمان که تقلب می کنند، به ویژه اگر همکار و هم کلاسی مان باشند، احتمال تقلب ما هم بسیار بیشتر می شود، این نوع عدم صداقت مسری است».

پس خط بین درست و غلط را کجا باید کشید. آقای پیرس می گوید این خط با مطرح کردن یک پرسش ساده آغاز می شود «اگر سر شام در این مورد با مادرتان صحبت کنید چه احساسی پیدا می کنید؟ یک ارزیابی ساده برای یافتن پاسخ این سوال، اولین واکنش غریزی افراد به عنوان موضع دفاعی است. دومین عامل این است که از خود بپرسید این عمل شما چه پیامدهایی خواهد داشت. آیا این عمل جنبه اخلاقی هم دارد؟ چه کسی از کار شما متضرر خواهد شد؟ چه کسی از این عمل منفعت خواهد برد؟ آیا با این کار قانونی نقض می شود؟»

آقای پیرس می گوید یک گزینه پنج تا ده ثانیه ای است که تفاوت بین درست و غلط را تعیین می کند.
XS
SM
MD
LG