لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ ایران ۰۶:۳۵

جفری گدمین، نویسنده این مقاله، افزایش فراگیر توجه به ارقام و بی توجهی به کیفیت و معنی را عامل بروز بحران در اقتصاد آزاد می داند.

رئیس و مدیر اجرایی موسسه لگاتوم د رلندن و رئیس پیشین رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی در مقاله ای که در هافینگتن پست منتشر کرده می نویسد :

ما انسان ها عاشق اندازه گیری هستیم. سابقه این عشق و عاشقی به هزاره های چهارم و پنجم پیش از میلاد مسیح می رسد که انسان های باستانی مصر، بین النهرین، و دره سند به ایجاد و توسعه نظام های اندازه گیری اجسام، زمان و ابعاد، تا دقت یک شانزدهم اینچ، پرداختند. تا جایی که اکنون به جایی رسیده ایم که هرچه در تخیل گنجیدنی باشد را اندازه می گیریم: هوش، عواطف، تأثر، خطر، تنش و اضطراب، شادی و حتی مهر و غم خواری اندازه پذیر شده اند.

آقای گدمین می پرسد: فکر می کنید کار به همین جا تمام می شود؟ خیر. واحد اندازه گیری ای هست به نام مرگ سنج (میکرومورت) که احتمال افزایش خطر مرگ را به دلیل انجام کارهای روزمره اندازه می گیرد. سنجه دیگری هست به نام «شاخص درد نیش اشمیت» که میزان درد نیش زنبور را - گویا در ۷۸ نوع مختلف – می سنجد. کتابی ست به نام «چگونه می توان همه چیز را اندازه گرفت» که نویسنده آن، داگلاس هابارد، معتقداست که هر تصمیم گیرنده و مدیر مهمی باید درک کند که «هر چه دانستنی باشد، قابل اندازه گیری است».

جف گدمین می نویسد: من البته گمان نمی کنم نماینده ای که بخواهم به او رأی بدهم یا رهبری که بخواهم زیردستش کارکنم، چنین آدمی باشد. ولی البته اندازه گیری امری مهم است. از جمله از این نظر که به ما در پیش بینی و تاحدی پیش اندیشی و پیش گیری وقایع آینده یاری می دهد.

گدمین می افزاید: اخیراً در مادرید در کنفرانس بنیادی اسپانیایی به نام «فونداسیون بانکینتر» شرکت داشتم. این بنیاد، درواقع نهادی اسپانیایی ست که می کوشد مسائل حال و آینده جهانی را با هدف گردآوری درس هایی برای اقتصاد اسپانیا بررسی کند.

میزگردی بود که ۳۰ دانشمند، کارآفرین، آموزشگر، ابداع گر، برنامه نویس و سیاست گذار را از سراسر جهان گرد هم آورده بود. ما در آرامش اتاقی در هتل به مدت یک روز و نیم درباره اقتصاد، مردم نگاری، و تولیدهای فکری متکی به داده ها بحث و گفت و گو کردیم و به تاملات اندیشمندانه در باره استخراج گاز از طریق شکستگی های آبی، در باره گرمایش هوا، درباره فساد و مشروعیت دمکراتیک، درباره سرنوشت نوآوری و سرانجام شرکت های آزاد پرداختیم.

دو ره آورد اصلی من:
جف گدمین مهم ترین دستاورد خود را از این سفر دریافت دو نکته می داند و می نویسد:
اول این که، آرنولد توینبی (۱۹۷۵ -۱۸۸۹)،تاریخ نگار، درست می گوید. توینبی که نویسنده کتاب غول آسای ۱۲ جلدی و ۷ هزار صفحه ای در باره اوج و افول تمدن هاست، با بررسی ۲۱ تمدن بشری، نتیجه می گیرد که جمعیت سرنوشت بشر را رقم نمی زند. جغرافیا و منابع مالی نیز عوامل تعیین کننده شکوفایی و موفقیت تمدن ها نیستند. به عقیده توینبی سرنوشت تمدن ها در نهایت به سرزندگی و تخیل طبقه خلاق و آفرینشگر آن بستگی دارد. این «اقلیت آفرینشگر» بوده که راه حل هایی برای پیچیده ترین مسائل روز به دست داده و در بزنگاه های حیاتی، جامعه را به سوی تطابق یابی و جهت یابی دوباره هدایت کرده است.

یکی از مشکلات امروز ما در غرب عمیق تر شدن شکاف و افزایش روز افزون بی اعتمادی و خصومت میان طبقه آفرینشگر و بقیه ما مردم است. این امر که در دوران «یأس بزرگ» آغازشد، با بی عدالتی روز افزون درآمدها، و با این تصور که بخش کوچکی از جامعه با سرعتی بی سابقه از بقیه پیشی می گیرد، گسترش یافت.

کوشندگان و آفرینشگران، چالاک ترین، انعطاف پذیرترین و هم رنگ شونده ترین افراد جامعه اند و بیشترین نفع را از نظام و فرهنگ شرکت های آزاد به دست می آورند. همین طبقه آفرینشگر است که باید درنگ کند و دریابد چیزی در نظام سرمایه داری دمکراتیک شکسته است. یک خطر البته آن است که تا توان داریم، با وضع سلسله مالیات های جدید و قوانین نظارتی به تعمیر و مرمت آن برآییم. اما گزینه های هوشمندانه تر کدامند؟

آقای گدمین می نویسد: بازرگانی در جمع ما در مادرید پرسید آیا وقت نیاز به معنویتی جدید فرا نرسیده است؟ این سوأل جمع را به حیَرت انداخت. زیرا، چه بخواهیم و چه نخواهیم، توینبی سقوط اخلاق را عامل اساسی سقوط بیشتر تمدن ها می داند.

گدمین ادامه می دهد: و این مرا بر سر نکته دوم آورد و به یاد این عبارت انداخت که :«هرچه دانستنی باشد، قابل اندازه گیری است». برای پیشرفت امر پیش بینی و مدیریت آینده توصیه می کنم شماره اخیر نشریه سیتی جورنال، را که توسط موسسه منهتن در نیویورک منتشر می شود، بخوانید. در یکی از مقالات آن، ادم وایت، کتاب نیت سیلبر و نسیم طالب را بررسی می کند و آن را به منزله نوید و - جنون - پیش گویی می شمارد. آری، ما در پیش بینیِ برخی چیزها داریم پیشرفت می کنیم. چیزهایی مثل رقابت های سیاسی دو حزبی، یا آمدن هوای خطرناک. با این حال چه بسا بارها که عُجب و غرور ما را گرفتار بزرگ پنداری قدرت پیش بینی مان می کند واهمیت بخت واقبال و قسمت و نصیب و همه آن ناشناخته های مجهول ابدی را دست کم می گیریم.

سخن از عُجب پیش آمد. درست است که با شمردن چیزها نیاز خودرا به کنترل و نظارت بر امور برمی آوریم. اما اعداد، مفهوم و معنی نیستند. و احتمال نمی رود که با شمردن و اندازه زدن راه مان، بتوانیم برونشدی از بحران موجود بیابیم.
XS
SM
MD
LG