لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۰۴

آیا نقد ادبی مرده است؟


نقد ادبی، امروز، گویی مرده است. یا دست کم در حال مرگ است. نه تنها نقدهای ادبی، که معرفی کتابهای بسیاری را این روزها می خوانیم که کاملاً منفی اند.
شاید مشکل اصلی در این جاست که نقد ادبی یا معرفی کتاب به شیوۀ اصولی انجام نمی شود و از این روی، بازتابی منفی بر خوانندۀ نیز پیدا می کند.

برخی نویسندگان نامی و توانا حتی انتقادات تند و نقدهای منفی روزنامه نویسان را مثبت می انگارند و با آن برخوردی متمدنانه می کنند. اما مسئله صرفاً شیوۀ واکنشی نیست که نویسندۀ کتاب نسبت به نقد نشان می دهد. مسئلۀ اصلی، فاصله گرفتن نقدهای ادبی امروزی از ارزشهایی است که نقد یا معرفی یک اثر ادبی را ارزشمند می کند یا به آن کیفیت برتری می بخشد.
صراحت نوشتار البته، یکی از بارزترین ضروریات نقد کتاب است. اما مهم آن است که این ویژگی، با بی ادبی یا توهین اشتباه گرفته- یا یکسان انگاشته- نشود.
.
نقد و معرفی کتاب، یک ژانر مستقل ادبی است.
اما نقدهایی که بر کتابهای امروزی نوشته می شوند، اغلب سطحی اند و به محض خواندن، فراموش می شوند و به بیان دیگر، تأثیری بر مخاطب ندارند.

هر معرفی کتاب یا نقدی، با جهت گیری روشن و صریح نویسندۀ آن آغاز می شود، و قضاوت نویسندۀ آن در خصوص کتاب، و در این مورد که از کتابی که خوانده، خوشش آمده یا نه. و این دوست داشتن یا نداشتن کتاب است که راه نقد یا حتی معرفی آن را می گشاید.

عناصری چون خودپسندی و خودشیفتگی سبب برانگیختن واکنشهای گوناگون در نویسندگان می شود، و گاه موجب برآشفتن آنها به دنبال خواندن نقد یا حتی معرفی کتابشان می شود، و طبعا ً بنا به خصائل نویسنده و برداشت وی از متن معرفی یا نقد کتابش، بازتابهای مثبت یا منفی را برمی انگیزد.

دربرابر، بسیاری از نقدنویسان نیز حساسیتهای خاص خود را دارند و در بسیاری از موارد، انتقاد از نقدشان، خشمگینشان می کند.

نقد ادبی را برخی به تعبیر خواب تشبیه کرده اند؛ خواب یا رؤیایی که بیانگر اهمیت لحظه ای تاریخی است. به رغم آنکه چنین تعریفی ممکن است درخور نقدی آزاد نباشد و برداشتی که از آن می شود، آن باشد که این نوع نقد، نقدی توتالیتر یا به تعبیر برخی مارکسیستی است، این شیوۀ نقدنویسی، یکی از روشهای علمی و اصولی برقراری ارتباط با مخاطبان یک اثر، و حتی با نویسندۀ آن است.

برآورد اثر از دید زیبایی شناختی و تاریخی، از مواردی است که لازمۀ شکل گیری نقدی وزین - یا حتی معرفی درخور اعتنا- تلقی می شود. آنچه مهم است، آن است که خود خوانندگان قادرند در خصوص نقدها و کیفیت آنها نتیجه بگیرند و آنها را ارزیابی کنند. با به کارگیری مثبت آموخته ها در این راستا، می توان به عنوان خواننده ای عادی نیز برعناصر داستان نویسی و بر نویسندگان آثار باارزش، تاثیری عمیق گذارد.
XS
SM
MD
LG