لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۱۸:۵۲

کتاب عکس «ترانه های آبی»

مجموعه عکسهای حسین مهینی

محل انتشار: سوئد

این کتاب روایت تصویری حسین مهینی از پیامد آتش سوزی یک دیسکو جوانان مهاجر در شهر گوتبرگ (یوتوبوری) سوئد به سال 1998 است. روایتی تجریدی و شاعرانه؛ اما تامل برانگیز از رویدادی هولناک ست که مرگ شصت و سه نوجوان از نوزده ملیت گوناگون را در پی داشت. کینه ای نوجوانانه آتش و مرگ و غمی جهانی را پدید آورد. آتشی که به درون تالار کوچک زبانه کشید، پیوندی آشکار با زندگی تبعید و مهاجرت را در خود داشت و هنوز هم دارد و کتاب «ترانه های آبی» نمادی از آن است. خود رخداد روایتی ساده دارد. شیوه زندگی فرزندان تبعیدیان در حومه و حاشیه شهرهای بزرگ اروپایی بازتاب وضعیتی ست که جامعه برایشان تعیین کرده است.

می گویند نوجوانان و جوانان مهاجران آسیایی و آفریقایی در جامعه اروپایی پذیرفته نمی شوند به هزار و یک دلیل که تفاوت در موقعیت اجتماعی خانواده شان در جامعه میزبان، و زبان، فرهنگ و روابط نمونه های بارز و شناخته شده آن است. اما هزار دلیل ناروشن پنهان مانده هست که فرای موضوع نژادی عمل می کند تا راهی متفاوت را برای کودکان تبعیدیان ساکن کشورهای اروپایی بگشاید. راهی که نه تنها اینان بلکه فرزندان بی چیزان و فقیران شهری جامعه اروپایی نیز با آن همگون و یکی اند. از این روست که نوجوانان برآمده از نوزده ملیت گوناگون آسیایی آفریقایی ساکن شهر گوتبرگ در جنوب سوئد، که پشت در دیسکوهای عمومی شهر مانده، برآن می شوند سالن رقص و شادی مهاجران و حاشیه نشیان را برپا کنند. باشگاه شبانه و موقتی مهاجران با موسیقی و رقص ملل، فضایی متفاوت با بهایی متفاوت و قابل حصول برای همه حاشیه نشیان و مهاجران پدید می آورد. گروهی از جوانان که این دیسکو سیار را سازماندهی کرده بودند؛ تجربه ای طولانی در این کار داشته اند. دیسکوهای کوچک در حیاط خلوت رستورانهای خارجی، خانه های خالی آشنایان و بنا کارخانه های فرسوده و از کارافتاده و این بار اما بنای یک مرکز فرهنگی، اعتباری به این تالار رقص می بخشید. گنجایش سالن اما حداکثر یکصد و پنجاه نفر بود، بلیطهای فروخته شده بیش از چهارصد عدد بود. شماری هم دعوتی و پنهانی راه به درون یافته بودند. نجات یافتگان گفتند دیسکو با موسیقی آفریقایی آغاز شده بود و به هنگام فاجعه موسیقی پاپ ایرانی همه جا را گرفته بود. شب از نیمه گذشته بود که چهار نوجوان خشمگین از دعوت نشدن به دیسکو برآن شدند تا انتقام نادیده گرفته شدن خود را به رخ ساماندگان برنامه بکشند. و آتش چه ساده ابزاری بود هنگام که آنان آن را برگزیدند تا صدای ترانه خوان مرد جوان را قطع کنند که همه چیزش را فقط به «خاطر تو»ی مخاطبش از دست داده بود.

آنگاه فاجعه گسترش یافت و «هر نی ای شمع مزار خویش شد».

رویداد چنان مهیب بود که همه نگاهها به سوی اقدامات نژادپرستانه بنیادگرایان دست راستی نشانه رفت. آنان اما آنچنان نفرتی را درون خود نسبت به «خارجی ها» یا به گفته بهتر «اینترنشنالها» نداشتند که چنین کنند. اما مرگ بازگشت ناپذیر است. همه جامعه سوئد سوگوار مرگی شد که بی پیشینه بود.این گفتاورد اسکار وایلد چه خوب در آستانه تصاویر کتاب نشسته است که گفته بود: «زندگی برای کسانی که می اندیشیند، یک کمدی ست و برای آنانی که احساس می کنند، یک تراژدی.»

حسین مهینی متولد تبریز، دانش آموخته سینما و تلویزیون، با کارگردانی فیلمهای مستند برای تلویزیون ملی ایران کار خود را آغاز کرد؛ اما ثبت لحظات در قاب تصاویر دغدغه همیشگی او بوده است چه زمانها که در کردستان ایران کوه به کوه و چشمه به چشمه در پی شکار لحظه ها بود و چه به زمانه تبعید در سوئد. انتشار چندین کتاب عکس گوشه ای اندک و گزینه ای از آن همه تصاویری ست که او ثبت کرده تا روزگار رفته را روایت کرده باشد. عطوفت بخشی به واقعیت بیرونی و دراماتیزه کردن واقعیت به کادر آمده ویژگی بارز کارهای حسین مهینی ست. او به کمک دوربین در پی عینیت بخشیدن به واقعیت نادیده ای ست که لابلایی انبوه «واقعیت»های باسمه ای ساخته و پرداخته صاحبان قدرت و جاه و مقام مستور مانده اند.

کتاب «ترانه های آبی» از چهره آبی (نماد عشق و شیدایی) دو دختر سوگوار آغاز و به تصویر خوابگرفته و بازهم آبی آنان پایان می یابد. تو گویی تصاویر سیاه سفید میان این آبی ها، روایتگر درون داغدیده این دو دخترند که نماد معصومیت قربانیان و قربانی کنندگانند. جنایتی که جنایتکاری ندارد و این خود تکرار و تکرار شکلهای گوناگون تراژدی ست. تراژدی در آیین ها، مسلکها، سنتها، اقوام و فرهنگهایی گوناگونی ست که همراه با مهاجران و تبعیدیان در زمینی تازه امکان بروز یافته اند. بوداییان، هندوان، مسلمانان شیعه و سنی، منداییان، شمن پرستان، مسیحیان، یهودیان، لائیکها، همه و همه مشترکاً در سوگ به اتحاد رسیده اند، که می تواند گشاینده راهی برای اتحاد در شادی نیز بشمار آید. گویا همه خواسته عکاس از این برداشتها نیز همین بوده است.

XS
SM
MD
LG